من با آخرین پیانوی پیلاتس چه کنم ؟

“من با آخرین پیانوی پیلاتس چه کنم ؟ ” . این عنوانی است که سرکار خانم بنفشه حجازی برای وبلاگ خود انتخاب کرده اند. پیش از این در مورد معرفی ایشان همین جا نوشته بودم. سرکار خانم حجازی علاوه بر این که نویسنده هستند وشعر هم می سرایند ازهمکاران خوب دانشکده علوم توانبخشی هستند که آشنائی من با ایشان به سالهای ورودم به دانشکده بعنوان دانشجو بازمی گردد. ایشان تاکنون کتابهای زیادی را منتشر کرده اند چه در نقش یک محقق که کتاب خوب ادبیات کودکان و نوجوانان از جمله آنهاست و نیز کتابی در مورد حکیم عمر خیام و آخرین آن هم کتاب در مورد رابعه یکی از زنان مشهور صدر اسلام می باشد. همینطورجند رمان و نیز کتاب شعر را هم چاپ کرده اند.اخیرا هم وبلاگ می نویسند که برای خواندن آن می توانید به آدرس ” من با آخرین پیانوی پیلاتس چه کنم ؟ ” مراجعه کنید. مطلب طنزی هم نوشته اند که به نظرم رسید آنرا در صفحه “ مطالب و مقالات شما ” با عنوان ” راحله سلطان در بیمارستان ” قرار دهم. مطلب کوتاه و قشنگی است که به … خب خودتان بخوانید….

درد دل جانبازان

از دیروز عکس صفحه اول سایت خودم را به تصویری که در روزنامه همشهری در گزارش مربوط به آسایشگاه جانبازان اعصاب و روان چاپ شده بود اختصاص دادم. همیشه فکر می کردم این گروه ازجانبازان با مشکلات متعدی روبرو هستند ولی امروز در صفحه نامه های خوانندگان روزنامه ایران – متاسفانه هرچه در روزنامه گشتم نتوانستم لینک مطلب را پیدا کنم -نامه های متعددی از جانبازان مطرح شده بود که از مشکلات عدیده خود سخن گفته بودند. موضوع توانبخشی برای جانبازان از جمله کارهای مهمی است که متاسفانه در سالیان گذشته به درستی بدان پرداخته نشده است و من تصور می کنم ریشه بسیاری ازمعضلات حال حاضرایشان به همین مطلب برمی گردد. البته چندین بار این حرف را به برخی از دوستان در بنیاد گفته ام. تاکید بسیار زیادی که همیشه و در طول سالها به جنبه های صرفا پزشکی بعمل آمده است باعث گردید تا تفکر توانبخشی برای جانبازان به فراموشی سپرده شود و امروز شاید مسائلی را که با اندک کاری می توانستند سامان دهند به مسائل عمده تبدیل نمی شد. به هرصورت باید پذیرفت که جانبازان به لحاظ معلولیـت و ناتوانی با با معلولان عادی تفاوتی ندارند هرچند از نظر جایگاه در جامعه و نزد ایرانیان از شان و مرتبه ای خاص برخوردارهستند . بنابراین موضوع توانبخشی آنان هم از این بعد دارای اهمیت فراوانی است که باید مورد عنایت بیشتر قرارگیرد . امیدوارم مسائل مردم و بویژه جانبازان عزیز به سرعت حل وسامان یابد…

قدم زدن در کوچه بن بست….

روزنامه ایران در شماره امروز خود گفتگو مانندی دارد با رئیس سازمان بهزیستی کشور تحت عنوان ” بهزیستی و حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی ، قدم زدن در کوچه بن بست…. ” .خب در ابتدای کار شما احساس می کنید این موضوع قدم زدن درکوچه بن بست باید از گفته های مصاحبه شونده انتخاب شده باشد؛ در حالیکه با مطالعه آن پی می برید که این احساسی است که خبرنگار داشته است. در مصاحبه همه تقصیرها به گردن سازمان مدیریت انداخته شده است ، البته من شخصا” نسبت به خیلی از روشهای کاری در آن سازمان انتقاد دارم وآنها رابه صلاح سیستم مدیریت کشور نمی دانم از جمله همین مبحث موافقتنامه ها که باعث کندی درجریا ن امور می شود اما به نظر می رسد که در این مصاحبه نیز مانند بسیاری دیگر از مسئولین ؛ خود را ندیدن ودیگران را خیلی موشکافی شده ، دیدن رخ داده است. آنچه خبرنگار محترم احساس کرده است ، خیلی ها که از نزدیک یا دور به مسائل بهزیستی توجه دارند مدتهاست احساس می کنند ولی اینکه تا کی باید صبورانه در این کوچه قدم زد، با تصمیم گیرندگان امور است…..

قانون برنامه سوم وحق معلولان !!


با توجه به اینکه به نظر می رسد همه نهادهای دست اندرکار اجرای ماده ۱۹۳ قانون برنامه سوم توسعه در مورد لزوم مناسب سازی محیط شهری برای معلولان آنرا به فراموشی سپرده اند، لازم دیدم تا در یادداشتی آنرا یاددآوری کنم. این مطلب در صفحه ” با معلولین ” روزنامه اطلاعات امروزبه چاپ رسیده است . در همین صفحه مطلبی هم در مورد نام گذاری سال ۲۰۰۳ به معلولان اروپائی آمده است که قبلا در باره آن صحبت کرده بودم . مطلب کوتاهی هم تحت عنوان ” این همه شور وشوق ” به بررسی مشکلات برگزاری “جشنواره فرهنگی ورزشی معلولین وجانبازان ” اختصاص یافت است که به موضوع مشکلات رفاهی عزیزا ن به هنگام برگزاری مسابقات اشاره دارد که امید است در برنامه های آتی به حداقل برسد…

حقی که ضایع شد

سرکار خانم نگین حسینی برای آنها که صفحه ” با معلولین ” روزنامه اطلاعات را دنبال می کنند و یا با نوشته ها و مطالبی که من در اینجا یا در وبلاگ ” توانبخشی ایران ” می نویسم سروکار دراند ؛ چهره ای آشنا هستند. زحمات ایشان در ادامه فعالیت و ماندگاری آن صفحه برای دوستان و همکارانشان و نیز اینجانب بخوبی آشکار است. نکته مهمی که در مورد ایشان تاکنون اشاره نکرده بودم فعالیت های ورزشی نامبرده است . هم بعنوان ورزشکارکه از جمله قهرمانان والیبال خانمها هستند و هم بعنوان یک ورزشی نویس موفق؛ مورد وثوق محافل ورزشی می باشند. گزارشهای بسیار جالب ایشان در مجله دنیای ورزش و برخی روزنامه های ورزش فراوان است. نکته جالبی را امشب در خبرگزاری مهر دیدم که به پاس قدردانی و حقی که ایشان برگردن مجموع کارهای معلولین و توانبخشی دارند ؛ دریغم آمد دراینجا من هم ذکر توانمندی های وی را نکنم. در جشنواره مطبوعات امسال شنیدم که کارهای ارسالی خانم حسینی رتبه اول را کسب کرده ؛ منتها در هیات اصلی همه آنها راکنارگذاره و فرد دلخواه را انتخاب کرده اند . این اتفاق گویا سال گذشته هم به همین صورت رخ داده است.آنچه امشب در متن خبر دیدم مصاحبه اعضای کمیته تخصصی جشنواره بوده است که خوشبختانه به صراحت مطلب را گفته اند که خود جای تقدیر دارد. البته با شناختی که از ایشان دارم مطمئن هستم اینگونه حرکت ها را به چیزی نخواهند انگاشت و مجدانه در مسیردرست خویش گام برخواهند داشت . همگان می دانند که خورشید برای زمان طولانی پشت ابرها نخواهد ماند….

الهی ….

یک نسخه خوشنویسی بسیار زیبا در جلسه ای دریافت کردم – البته آن دوست عزیزگفت که خود انتخاب کنم و اینگونه انجام شد – جمله ای زیباتر از خواجه عبدالله انصاری در ان نوشته شده است بدین مضمون : الهی همه تو ؛ ‌ما هیچ ؛ سخن همین است برمامپیچ . الهی اگر عبدااله را خواهی نواخت ؛ بهشتی دیگر باید آسایش اورا ؛

واقعا که زیبا ست….