مواظب پاره آجر باشید

مطلبی در مجله موفقیت شماره ۶۲ دیدم که بدم نیامد آنرا در اینجا بدون هیچگونه تفسیری قرار دهم . ببینید :

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید وگران قیمت خود با سرعت از خیابان کم رفت وآمدی می گذشت . ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان پسربچه ای پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع از اتومبیل پیاده شد ودید که اتومبیل او صدمه زیادی دیده است.به طرف پسرک رفت واورا سرزنش کرد. پسرک گریان با تلاش فراروان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جائی که برادرفلجش از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده بود بود جلب کند.پسرک گفت : ” اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.برادربزرگم ازروی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم .برای اینکه شما رامتوقف کنم ناچارشدم ازاین پاره آجر استفاده کنم.” مرد بسیار متاثر شد و از پسرک عذرخواهی کرد.برادر پسرک را بلند کرد وروی صندلی نشاند وسوار اتومبیل گرانقیمتش شد وبه آرامی به راهش ادامه داد.

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبورشوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند.

خدا درروح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم ، او مجبور می شود که پاره آجری را به سمت ما پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه؟

حکم تخلیه مرکز توانبخشی رشد

روزنامه شرق در شماره امروز خودگزارشی دارد در مورد حکم تخلیه مرکز توانبخشی رشد، تحت عنوان “ بهزیستی توان نداشت ” . مرکز غیردولتی رشد جزء اولین مراکز توانبخشی روزانه کم توانان ذهنی د ربخش غیردولتی و از جمله مراکز موفق است. در همان زمان مدیریت من هم این مشکل وجود داشت که به هر طریق احکام به تعویق افتاد ولی گویا این بار مسئله جدی است. در این گزارش سرکار خانم سام گیس گزارشگر روزنامه به بررسی نقش سازمان بهزیستی در دفاع از این گونه مراکز پرداخته است و در پایان نتیجه ای که گرفته است ، این است که : ” ۸ روز به پایان مهلت تخلیه مرکز توانبخشی ذهنی رشد باقی مانده و جای سئوالات بسیاری باقی است. – درحالی که مسئولان مراکز از موافق نبودن با حکم صادره صحبت می کنند در صورت سرپیچی از اجرای حکم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ – آیا سازمان بهزیستی قصد بازنگری در مقررات بازرسی از مکان را ندارد که بتواند از وقوع چنین مشکلاتی در آینده جلوگیری کند؟ – سازمان بهزیستی مدعی است که می تواند ۲۰۰ کودک تحت آموزش در این مرکز را به صورت موقت یا دائم پذیرش کند، خانواده های این کودکان که یک مرکز خصوصی را برای آموزش کودکان خود انتخاب کرده اند درباره این اعلام سازمان چه نظری دارند؟ ” …

هزاران چشم

نمیدانم در هفته ای اخیر سریال تلویزیونی ” هزاران چشم ” را دیده اید یا خیر؟ اما قسمت های مختلف آن به نوعی با موضوع توانبخشی و آگاهسازی جامعه با موضوعات ناتوانی و معلولیـ و حقوق انسانی افراد دارای معلولیت مرتبط است . به سهم خودم لازم می دان ماز نویسنده ، کارگردان و بازیگران بویژه آقای هاشمی که از عهده نقش یک نابینای موفق بخوبی برآمده است تشکر کنم. روزگاری را که در بهزیستی سرکرده ام بیاد می آورم که شاهد تلاش های فراوان دوستان و همکاران بوده ام که برای بیان توانمندی ها ی افراد دارای معلولیت و تغییر نگرش جامعه و ارتقاء آگاهی مردم از هرفرصتی سود می جستیم . شاید ساعتها و روزها و ماهها برای برقرای ارتباط با نویسندگان ، تهیه کنندگان و … برنامه های تلویزیونی و رادیو و نیز فیلمهای سینمائی وقت گذاشته شد تا امروز ثمرات آنها را می بینم البته هنوز با آنچه که باید باشد سالها فاصله داریم و هنوز هم تصویرهای منفی از معلولان درمیان فیلم ها ، برنامه ها و گفته های دوستان می توان سراغ گرفت ولی هم اینکه گاه گاهی سریال هائی همچون ” هزاران چشم ” تولید و ارائه می شوند که جامعه را با موضوع حضور افراد دارای معلولیت آشنا می سازد ، برایم امیدوارکننده است. آرزو می کنم روزهائی را شاهد باشم که همه مردم نگاهشان به افراد دارای معلولیت نگاهی انسانی و همنوع باشد نه نگاهی از سر ترحم ودلسوزی و کمک صرف…

ایرانی ها

سهم ما ایرانی ها در تولید علم را به نقل از روزنامه شرق امروز بخوانید: ” ایرانی‌ها ۲هزار و سیصدمقاله سهم ایران در بازار علمی دنیا رئیس دانشگاه تربیت مدرس گفته است که متوسط سواد ایرانی ها ۷ کلاس است، یعنی اول راهنمایی. در حالی که این میزان در کشورهای پیشرفته دنیا به ۱۴ کلاس می رسد یعنی فوق دیپلم. آمار و ارقام دیگری هم از سوی دکتر سمنانیان عنوان شده است که تنها به ذکر آن اکتفا می کنیم و تفسیرش را به شما می سپاریم. در سال ۲۰۰۲، ایران ۲ هزار و ۳۰۰ مقاله در مجلات معتبر بین المللی ارائه داده است، این در حالی است که آفریقای جنوبی ۴ هزار و ۵۰۰ مقاله، ترکیه ۸ هزار مقاله، هند ۲۰ هزار مقاله، ژاپن و کشورهای اروپایی ۶۰ تا ۷۰ هزار مقاله و آمریکا ۲۰۰ هزار مقاله علمی تولید می کنند. “

تحصن نابینایان


خبری در روزنامه شرق در روز پنجشنبه آمده بود مبنی بر ” تحصن نابینایان توسط جامعه اسلامی نابینایان ایران ” ، خب البته من بواسطه مسئولیت قبلی در سازمان بهزیستی کمی با موضوع آشنا هستم و مورد تهدیدی چنین هم بودهام. البته نمی خواهم بگویم آن فقط تهدیدی است برای اخذ برخی منافع وقبول دارم که وضعیت برخی از دوستان نابینا در آن گروه اصلا هم مناسب نیست. اما نکته ای که معمولا بر آن دست می گذارند و آنرا بهانه تحصن قرار می دهند موضوعی کهنه و بی فایده است و آن چیزی نیست جز همان کارگاه قدیمی در خزانه و گروهی از نابینایان مسن که در آن هنوز به فعالیتی اندک یا بهتر بگویم – هیچگونه فعالیتی – مشغولند که خود داستان مفصلی دارد. اما در این سالها همیشه این بحث مطرح می شود و نظیر آنچه ” مرشد ولی” رئیس جامعه اسلامی نابینایان در همین مصاحبه گفته است را تکرار ولی با همان ” روغن و برنج و.. ” گویا حل می شود تا سال دیگر. اما به نظر من مشکلات نابینایان واقعا نیازمند نگاهی بالاتری از سازمان بهزیستی است و در مراکز تصمیم گیری نظیر سازمان مدیریت و مجلس و ریاست جمهوری باید بدان نگریست تابالاخره آقایان بفرمایند که آیا با مستمری های ۸ تا ۱۰ ویا ۱۵ هزارتومان با جندین سر عائله می توان زندگی کرد یاخیر؟ من اصولا مخالف مستمری هستم اما وقتی از فراهم کردن حداقل اشتغال هم برای آنان ناتوان هستیم چه در مراکز دولتی و چه در مراکز غیردولتی خب پس بجای این همه یارانه مثلا سوخت که به خورد افراد متمول جامعه می دهیم – اگر کسی معترض به این سخن بود بگوید تا در جای دیگری آنرا توضیح دهم – بیائیم وبخش کوچکی از آنرا برای معلولیت های شدید و دارای مشکلات بزرگ درجامعه هزینه کنیم و مطمئن باشیم که پولمان را درجای بدی سرمایه گذاری نکرده ایم. تصور می کنم این خیلی بهتر باشد تا اینکه خبرهائی از این دست بشنویم وحتما بعدابخواهیم بگوئیم که برخی افراد….