روش جدید درمان فلج مغزی

جناب آقای فیزیوتراپیست محسن هاشمی رئیس محترم انجمن فیزیوتراپی ایران که از استادن بنام در این رشته
هستند و من ارادت خاصی به ایشان دارم ، در کنگره امسال روشی جدید تحت عنوان “Hashemi method” ارائه کردند که متن مصاحبه ایسنا با ایشان در این زمینه را در اینجا می توانید بخوانید… کار خوبی است که باید برای بقیه فیزیوتراپیست ها هم سرمشق باشد زیرا به اعتقاد من خلاقیت و جسارت در رفتن به سوی ارائه برنامه های جدید می تواند راهگشای فیزیوتراپی در ایران باشد. بسیاری از فیزیوتراپیست های ایران در رشته خود سرآمد هستند و می دانم که در خارج از کشور بخوبی پذیرفته می شوند. اما تنها نکته در کمبود اعتماد به نفس و بیان آنچه بدان دست یافته اند می باشد که باعث گردیده است بسیاری از کارها را که او اندیشیده و عمل نموده بواسطه اینکه مستند ننموده و در مجله ای به چاپ نرسانده است ، بعد ها توسط دیگران ارائه شود و ما باید بنام خارجی از آن استفاده کنیم. امید که بتوانیم بر این مشکل فرهنگی نیز چیره شویم…انشاالله…

باران امشب تهران

بواسطه بازدید یکی از بیمارستانهای دانشگاه هنگامی به سمت منزل برمی گشتم که مصادف شد با باران بسیار شدید و زیبای امشب درتهران. من همیشه از اینکه به هنگام باران رانندگی کنم لذت برده ام ، امشب اما فرصتی داشتم تا تنها به بارش پرطروات آن نگاه کنم و تاکنون بارانی با این شدت را در تهران بیاد ندارم. هرچند باران بهاری کوتاه است و زودگذر ولی زیبائی خاص خود را دارد حتی اگر همچون امشب در شب ببارد. رعد و برق هم که جای خود داشت. برخی از تصاویر و فیلم ها را برایم بصورت زنده یادآوری کرد .برق هائی که از آسمان تا زمین کشیده می شدند و به زیبائی امشب می افزودند. به هرحال دانه های درشت باران امشب خاطره های نابی را برایم زنده کرد و خود خاطره ای شد که تا سالها بیاد خواهم داشت….

یک هفته است که ننوشته ام

سلام. امان از دوستانی که براحتی شما را درگیر کار های اجرائی می کنند و بعد شما می مانید و کلی کار و خب از دست دادن آن فضایی که علاقمندش بودید. این کار اجرائی در دانشگاه اینکه همان فضا را برایم پدید آورده است که یکی از اصلی ترین نمودهایش را در همین تاخیر درنوشتن و یا بهتربگویم ننوشتن می توانم ببینم. امیدوارم که فرصت بیشتری برای نوشتن پیدا کنم. هرچند ممکن است این نوشته ها مخاطب زیادی نداشته باشد، اما برای خودم ارزش فراوانی دارد چه آنچه را می اندیشم وبدان معتقدم می نویسم و این راهی را که بیش از سه سال است آغاز کرده ام، تلاش می کنم تا در آن ثابت قدم باشم و این برایم ارزش فراوانی دارد.
یک جمله د رکتاب ” پیشنهادات یک کتاب جیبیی ” هست که هرچند به بحث بالا ارتباط ندارد ولی خالی ا زلطف هم نیست. ” پاک و شریف زندگی کن تا وقتی پا به سن گذاشتی و به گذشته نگریستی ، برای بار دوم از آن لذت ببری”
امید که اینگونه باشیم….

روز معلم

هر چه منتظر شدم کسی روز معلم را تبریک نگفت. خب فکر کردم بهتر است من در این روز از همه معلم های خودم از مرحوم پدر و مادرم که اولین معلم های من بودند تا بقیه آنها از معلمین مدرسه ابتدائی تا آخر دانشگاه یاد کنم و به آنها که در قید حیاتند تبریک بگویم وبرای همه آنهائی که در سرای باقی هستند غفران الهی را مسئلت نمایم… بسیاری از دوستان و افراد هم هستند که نقش معلم رسمی را نداشته اند اما در ساعات و لحظه های گوناگون زندگی درس های بزرگی به من دادند که از همه آنها هم سپاسگزارم و قدردان این سخاوت عظیمشان….