درد دل استاد

روزنامه شرق در شماره امروز خود درددلی داشت از سرکار خانم دکتر بهاررهادوست که سالهاست در دل من و امثال من هم نشسته است. احساس می کنم آنانی که در دانشگاه درس ” روش تحقیق ” را تدریس می کنند نیز همه در این دغدغه شریکند. اینکه در بسیار از رشته های دانشگاهی اصولا چنین درسی تدریس نمی شود نه تنها در دوره کارشناسی ، بلکه در دوره های ارشد و دکتری هم . این شاید یکی از بزرگترین مشکلات پژوهش و تحقیقات در جامعه ماست . یکی از دلایل اینکه تحقیق در جامعه علمی ما نهادینه نمی شود را شاید بتوان به همین امر نیز مربوط دانست. هرچند در آن دوره هائی هم که درس ارائه می شود ، کیفیت آن بسیار متفاوت و در سطح پائینی قرار دارد. این خود در تبدیل دانشگاهها به ” دبیرستانهای بزرگ ” نیز نقش مهمی ایفا می کند. جائی که تنها دانشجویان به خواندن جزوات عادت می کنند و حتی حاضر به مطالعه چند کتاب برای نوشتن یک تحقیق کتابخانه ای هم نیستند تا چه رسد به پژوهش میدانی… به هر شکل برای این درد باید چاره ای اندیشید ، هرچند کمی دیر است ولی مطمئنم که بر اساس آن ضرب المثل معروف ” ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است..” نباید فرصت ر ااز دست داد…
درد دل این استاد محترم را نیز تحت عنوان ” قرار است ما همه چیز را بدانیم
” حتما بخوانید….

لیله القدر

بسم الله الرحمن الرحیم
انا انزلناه فی لیله القدر
و ما ادراک ما لیله القدر
لیله القدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر
سلام هی حتی مطلع الفجر
خداوندا در این شب قدر ترا سپاسگزارم که یک با ردیگر توفیق دادی تا سر به درگاه بندگی تو بسایم ،
پس آنچه برای من مقدر می کنی آنگونه تقدیرنما که موجب رضای تو فراهم شود،
چه رضای تو حد نهایت خواسته من است…
شهادت امام علی (ع) ، شهید عدالت بر همه عزیزان تسلیت باد. امید که بیش از سخن گفتن در مورد او به عمل در مورد آنچه او فرمود بپردازیم . مسلما نمی توانن به علی نزدیک شد اما فقط عمل به دو توصیه جاودان او در زندگی ما و جامعه تحولی اساسی ایجاد خواهد نمود…
اوصیکم عبادالله بتقوی الله و نظم امرکم

نمایشگاه قران

دیشب فرصتی دست داد تا از نمایشگاه قران بازدید کنم. یکی از نمایشگاههایی که همیشه تلاش می کنم تا دیدن آن را از دست ندهم همین نمایشگاه قران است. احساس بسیار خوبی به هنگام بازدید با شما همراه می شود ، چه آن زمان که کار هنرمندان قدیمی را در غرفه های خاص آن نگاه می کنید که عمدتا ” مربوط به نوشتن قران است و چه آن هنگام که از کارهای اخیر هنرمندان دیدن می کنید . امسال کارهای خوبی در نمایشگاه بواسطه تغییر محل آن امکان انجام یافته است که از جمله می توان به برگزاری کارگاههای آموزشی در زمینه های مختلف مثل خطاطی ؛ نقاشی ، گرافیک ، سفالکاری و حجاری و … که بسیار هم مورد توجه بازدیدکنندگان قرار گرفته بود. نکته دیگر غرفه های مربوط به کشورهای مختلف بود که هرچند نسبت به سالهای قبل گسترش یافته بود اما هنوز جای کار بسیاری دارد. به نظرم غرفه های کتاب کمتر از قبل بود و این خیلی جالب نیست. به هر صورت توصیه می کنم در فرصت باقی مانده همه علاقمندان از نمایشگاه بازدید کنند . ضمن اینکه فرصتی است تا با یکی از شبستان های  بزرگ و زیبای مجموعه مصلی از نزدیک آشنا شوند….

رفتن از حوزه پشتیبانی

در یادداشتی که چندی قبل در مورد رفتن از حوزه پشتیبانی دانشگاه نوشتم بیان کرده بودم که من نه استعفا داده ام و نه به میل خود این کار را ترک کرده ام ، بلکه خواست ریاست محترم دانشگاه چنین بود . البته ایشان هم بیان می کردند که دیگرانی رفته اند و بر علیه شما حرفهایی زده اند که بهتر است شما دیگر نباشید…حال این یادداشت من باعث شده است که برخی از دوستان در بخش نظرات مطالبی نوشته اند که خیلی باب میل من نیست. قصد ندارم اینجا فضایی فراهم شود که که بجای منطقی سخن گفتن کار به برخی اتهامات برسد که اثبات آنها – علیرغم اینکه ممکن است صحت هم داشته باشند – معلوم نیست چه موقع صورت خواهد گرفت . این روزها می شنوم که تصمیماتی را که هیات رئیسه در آن دوران گرفته است یک به یک ملغی و مجددا آن امور را از سر می گیرند و همه را به من نسبت می دهند. البته من همان روزها در نامه ای که خطاب به همکاران نوشته بودم شرح ماوقع را داده ام و آقایانی که طمع قدرت و از دست ندادن آن بشدت حافظه اشان را تحت تاثیر قرارداده است،آن را فراموش کرده اند. بد نیست به حاظفه سیستم اتوماسیون رجوع کنند و یکبار دیگر آن نامه را بخوانند تا بدانند که چه کسانی تصمیم به قطع غذا گرفتند و یا اینکه مهد کودک را تصمیم به تعطیلی و یا قطع سرویس عصر کارکنانرا خواستار شدند و حالا می گویند که این موارد تصمیمات شخصی من بوده است، هیچ اشکالی ندارد. تصور می کنم دوستان عزیز همکار بخوبی در طول این سالها با افرادی که درگیری اصلی من در طول این چند ماه با آنان بوده است و حتی روی دیدن چند ساعت شادی کارکنان عزیز را نداشتند و به عوامل خود پیام می دانند که به فلانی بگو مراسم را برهم می زنیم و یا اجازه حضور در مراسم به کارکنان نخواهیم داد و یا با شایعه پراکنی روزانه بر عدم حضور آنان پای می فشردند ، بخوبی می شناسند . افرادی که گاه با تشبث به فلان نهاد انقلابی و گاه با تشبث به اسلام و یک نوع مسلمانی خاص و گاه با تشبث به خبرگی و ادعای میراث خواهی از دانشگاه و گاه با… دانشگاه را به محلی برای جولان خود قرار داده اند، امروز برای تک تک همکاران شناسایی شده اند و این چیزی نیست که من در پایان کارم شناخته باشم و یا از آن دم زنم . از همان روز اول که تنها و تنها برای کمک به وضعیت در حال احتضار دانشگاه به آنجا آمدم ، به دوستان نزدیک هشدار دادم که تعویض مکرر معاون پشتیبانی دانشگاه به واسطه نامناسب بودن معاونین نیست بلکه علت را باید در عوامل دیگری جستجو نمود والبته دیگران هم در مورد این عوامل به من هشدار دادند و خب آخرالامر هم کار به تعویض من انجامید. شاید من هم باید مانند سیستم جاری دانشگاه در هر گوشه ای اقدام به گماردن سخن چینان می کردم، چه دیگران حتی در بین نزدیکترین افراد حوزه به من – جمع مدیران – این عمل را انجام داده بودند و سرفه های من هم گزارش می شد . اما خداوند را شاکرم که هرگز در طول بیش از بیست سال تجربه مدیریتی به این عمل زشت روی نیاوردم و هرچند به ظاهر مناصبی را ازدست دادم اما خداوند راشکر گزارم که در این دام هولناک اسیر نشدم. یکبار دیگر از همه همکاران و کارکنانی که در طول این مدت مزاحم آنان بودم و می شنوم که از همان روز رفتن من بابرخی از آنان برخوردهای غیر اصولی صورت گرفته است ، هم ممنوم برای آن تلاشها و هم عذرخواهی می کنم که کج اندیشان را اندازه ای دیگر متصور نیست. امید که خداوند همه ما را اصلاح و به راه خیر هدایت کند….

تبریک

از ابتدای مهر ماه می خواستنم شروع سال تحصیلی جدید راتبریک بگویم که امکان پذیر نشد. چند روزی هم از ماه مبارک رمضان گذشته است و این ماه فرخنده را نیز تبریک نگفته ام. همه اینها را بر مشغله ها بگذارید و شاید کمی هم تنبلی… به هر صورت این دو مناسبت را خدمت دانشجویان عزیز و دوستان و همکاران تبریک عرض می کنم و آرزو می کنم که در هر دو زمینه موفق باشند. ضمنا یکی از دوستان و همکاران خوبمان – سرکار خانم نگین حسینی ،که پیش از این ذکر خیرشان رادر مورد صفحات با معلولین روزنامه اطلاعات بارها داشته ایم – هم در دروره دکتری ارتباطات پذیرفته شدند که خدمت ایشان هم نبریک می گویم . انصافا در گسترش مفهوم توانبخشی و مسائل معلولان در رسانه ای مکتوب سهم مهمی متعلق به ایشان است. برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

کتاب خوانی برای افزایش توانمندی

بواسطه برخی از مشکلات عملکردی و یا ساختاری که در مورد دوستان دارای معلولیت داریم امکان مطالعه به شیوه ای که دیگر کودکان و نوجوانان انجام می دهند برای آنان مقدور نیست یا با مشکل زیادی روبروست. شاید کمترین مشکل برای کتاب خوانی را عزیزان ناشنوا داشته باشند که خب می دانیم آنها نیز با کمبود خزانه لغت و بویژه درک مفاهیم انتزاعی بشدت مشکل دارند. این امر باعث گردیده تا همیشه ما در برنامه های توانبخشی بخصوص در مراکز توانبخشی با مشکل مطالعه کتاب روبرو باشیم. در مورد نابینایان ومعلولان جسمی هم که کاملا مشخص است که نیاز به امکانات و بستر های مناسب وجود دارد تا بتوان این امکان را فراهم نمود. روزنامه شرق اما مصاحبه ای دارد با سرکار خانم دکتر نوش آفرین انصاری که سالهاست دبیر شورای کتاب کودک است. در دوران فعالیت در بهزیستی ملاقات هایی با هم داشتیم و درجریان برنامه های همدیگر برای ارتقاء وضعیت مطالعه در بین دوستان معلول قرار می گرفتیم. شاید لب کلام خانم دکتر در این مصاحبه مفصل که با عنوان ” با کتاب توانمندی ها را افزایش دهیم ” به چاپ رسیده است ، این باشد که با کودکان معلول مانند یک بچه عادی برخورد کنیم ولی محدودیت های آنان را در نظر بگیریم. از همین منظر باید برای آنان بستر های مناسب را فراهم کنیم. اگر نیاز کودکان نابینا به کتابهای صوتی یا بریل است باید آنگونه عمل شود و یا برای کودکان معلول جسمی هم امکانات راحتتری را برای دسترسی به کتاب و فراهم کردن شرایط مناسب برای مطالعه را ایجاد کنیم. از سوی دیگر برای ناشنوایان از مفاهیم ساده شروع کنیم تا درک آن برایشان آسانتر شود و کم کم به مفاهیم دشوار برسیم. به هرصورت امیدوارم که تلاش کلیه دست اندرکاران کتاب و کتابخوانی برای توسعه مطالعه در بین کودکان ونوجونان معلول با شتاب بیشتری ادامه پیدا کند.