من سام هستم

ممکن است ۲ سال پیش یا همین عید امسال فیلم بلند سینمائی ” من سام هستم ” را دیده باشید. ، بازی ارزنده شون پن و سایر بازیگران آن بیاد ماندنی و آن را در ردیف آثار شاخص و قابل تامل در میان فیلم های سینمای امریکا ساخته است. بمناسبت ۱۲ آذر روز جهانی معلولان شبکه اول سیما در برنامه خوب ” سینما یک ” تصمیم به پخش مجدد آن دارد که پنج شنبه شب همین هفته ( پس فردا ) انجام خواهد شد. به همه دوستان توصیه می کنم آنرا ببینند. کار فاخر و ارزنده ای است. ضمن اینکه اگر حوصله ای ماند بحث کارشناسی آن را هم می توانید ببینید. من هم در این قسمت شرکت دارم و مطالبی را عرض خواهم نمود. امیدوارم حداقل از دیدن فیلم زیبا و ارزشمند ” من سام هستم ” بهره مند شوید…

کتاب جدید

سازمان جهانی بهداشت بعد از ارائه اولین طبقه بندی خود در مورد ناتوانی در سال ۱۹۸۰ (طبقه بندی بین المللی اختلال ، ناتوانی و معلولیت ICIDH) ازاواسط دهه ۹۰ اقدام به بازنگری آن نمود. این تلاشها بالاخره در سال ۲۰۰۱ به پایان رسید و طبقه بندی جدیدی تحت عنوان ( طبقه بندی بین المللی عملکرد ، ناتوانی و سلامت ICF ) به تصویب مجمع عمومی سازمان جهانی بهداشت رسید و برای اعضا لازم الاجرا شد. در آن دوران بسیار علاقمند شدم تا این طبقه بندی را اجرائی کنم که با همراهی دوست خوبم جنای آقای دکتر ارجمند تلاش زیادی را برای توسعه و آموزش آن به گروههای مختلف و استفاده کننده احتمالی آن بکاربستیم . خوشبختانه با ورود بموقع مرکز آمار ایران کار ترجمه آن نیز به صورت جدی به انجام رسید و اینک با انتشار آن توسط این مرکز ، گام مهمی جهت اجرایی شدن و کاربرد آن برای گفتمانی مشترک و با یک زبان در زمینه سلامت ، ناتوانی و معلولیت برداشته شده است. خوشبختانه مرکز آمار ایران استفاده از این طبقه بندی را برای جمع آوری آمار سرشماری ، مطالعات نمونه ای و نیز آمار ثبتی در دستور کار خود قرار داده است. امیدوارم که علاوه بر سازمان های درگیر با موضوع دانشگاهها هم بیش از پیش در این زمینه حساسیت بخرج دهند. امروز در ابتدای راه قرار داریم ، انجام مطالعات و کاربرد آن در حیطه های مختلف اجرائی ، تحقیقی و کلینکی می تواند در گسترش و تصحیح اشتباهات احتمالی آن موثر باشد…

سفر به مشهد

روز گذشته توفیق داشتم تا ضمن سفر به مشهد مقدس برای شرکت در جلسه دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد معماری سرکار خانم ایروانی ، به زیارت بارگاه امام رضا (ع) نایل شوم. دعاگوی همه دوستان بودم. پایان نامه ای که ذکر کردم با عنوان ” طراحی مجمتع علمی ، فرهنگی و هنری برای معلولان” بود. کار با راهنمائی دکتر نگارستان از دانشکده معماری دانشگاه تهران و مشاوره من انجام شده بود. به نظر کار بسیار خوبی انجام شده است و در میان پایان نامه هائی از این دست قابل تامل است. بهر شکل جلسه دفاع انجام شد و بعد از بحث و بررسی که زمان زیادی را هم گرفت ، کار به داوری هیات داوران رسید. سرانجام نیز نمره ۱۸/۵ در نظر گرفته شد که به نظرم حق مطلب ادا نشد. نکته ای که وجود دارد اینکه هنوز برای نمره دادن به پایان نامه ها هیچ اسلوب و روش مدونی وجود ندارد و به هر شکل سلیقه ها تعیین کننده هستند و شیوه ایی که دانشکده ها و گروههای مختلف این کار را انجام می دهند به تعداد آنها متنوع است. امیدوارم که بتوان برای این موضوع مهم راه حلی پیدا نمود….حضور تعداد قابل توجه از دانشجویان که در جلسه دفاع حضور داشتند برایم جالب بود و این در حالی است که در دانشکدهای تهران کمتر اینگونه است. البته درست همین است و باید این جلسات فضای خوبی را برای یادگیری دانشچویان فراهم کند و آن هم فضای نقادی است که معمولا باید در چنین جلساتی فراهم شود و خوشبختانه دیروز این امر میسر شد. به هر صورت امیدوارم که این گونه پایان نامه ها با محور قراردان موضوع معلولان بیش از پیش به انجام برسد تا راه حل های مناسبی برای حل معضلات کنونی در امور معلولان پیدا شود و نیز انتظار دارم نهادهایی همچون بهزیستی و سازمان استثنایی و شهرداری ها از این پایان نامه بهره کافی ببرند…
در راه برگشت خدمت یکی از عزیزان بودم ، پایان زیبا و خاطره انگیزی را برایم رقم زد

سالگرد وبلاگ

امشب سالگرد تولد وبلاگ ” یادداشت های روزانه …” من است. چهار سال پیش در چنین شبی اولین یادداشت خود را که همانا آغاز سخن با نام خداوند بود نوشتم. چهاردهم آبانماه ۱۳۸۰ . تصورش برایم سخت بود که با مشغله ای که در آن زمان داشتم بتوانم این مسیر را ادامه دهم . اما خواست خداوند این بود که در زمانی که هنوز تعداد وبلاگ نویسان به سی نفر هم نمی رسید این وبلاگ ایجاد شود و تا امروز نفس می کشد. در این مدت از خیلی چیزها نوشتم. از شادی و از غم، از تحلیل و از شعر و داستان ، از بی حوصلگی و از شوق نوشتن ، خبر های خوب و خبرهای بد، آموزش و گاهی هم از یادگیری شخصی ، از گلایه ها و از شرمندگی ها ، از محبت ها و از نامرادی ها ، از شوق ها و از اشک ها ، از دوستان و از ….
اما نیک می دانم که نوشتن وبلاگ برایم تجربه ای بوده است که حاضر نیستم آن را به راحتی از دست بدهم . نوشتن ساده نیست بویژه اگر بخواهی به آن متعهد باشی و در چنین زمانی کار آنقدر مشکل می شود که ممکن است مدتی هم نتوانی چیزی بنویسی حتی اگر تلاش هم کنی راه بجائی نخواهی برد . امید من آن است که در این مسیر توانسته باشم راهی را بگشایم ، چراغی را روشن کرده باشم و امیدی را در دل زنده نموده باشم . خوشحالم که این قلم دراین و به این مسیر متعهد مانده است و امید که در آینده نیز با لطف پرودگار بتواند پایدار بماند…
دوستانی در این راه کمکم کرده اند که ا ز همه سپاسگزارم ، حتی اگر نامشان را هم نمی برم خود بزرگوارانه من را خواهند بخشید . آنان که تشویق نمودند و راه نشان دادند و راهنمایم بودند . برا ی همه آروزی سلامت و عافیت دارم و از همه آنان التماس دعا…

عید مبارک

خدمت تمامی دوستان و همکاران عزیز ، فرارسیدن عید مبارک و سعید فطر را تبریک وتهنیت عرض می کنم. آرزو می کنم سالهای سال توفیق عبادت و روزه داری نصیب گردد . توفیق الهی برای همه خواستارم….