کوله پشتی دانش آموزان

چند سالی است که استفاده از کوله پشتی بوسیله دانش آموزان رایج شده است و بیش از ۹۰ درصد دانش آموزان دختر و پسر از آن استفاده می کنند. متاسفانه این موضوع با وجود اهمیت فوق العاده ای که دارد کمتر از سوی دانش آموزان و والدین آنها مورد توجه قرار می گیرد.اغلب آنها کوله ها را به طرز غیر صحیح استفاده می کنند و همین امر موجب ایجاد عوارضی برایشان می شود. مقالات متعددی در این زمینه منتشر شده است و من هم قبلا مطلبی را نوشتم که با عنوان “این کوله ها را سبک کنید ” منتشر شده است.امروز در گروه فیزیوتراپی ایران مطلبی معرفی شده بود که مربوط به انجمن فیزیوتراپی آمریکا است و در این زمینه توضیحات کاملی داد ه است. آن را در اینجا بخوانید….

صفحه با معلولین روزنامه اطلاعات

دیروز صفحه با معلولین روزنامه اطلاعات منتشر شد. به جهت موضوع پر اهمیت قانون جامع حمایت از حقوق معلولان یادداشتی نوشتم که در این صفحه چاپ شده است . آن را در اینجا می توانید بخوانید. در این صفحه همچنین مطلب کوتاهی از سرکار خانم نگین حسینی که به موضوع نحوه برخورد با معلولی که از روی صندلی چرخدار بداخل گودالی افتاده است ، آمده است که جای تامل و تعمق بیشتری دارد . یک مطلب هم تحت عنوان انقلاب شخصی که دوست خوبمان آقای محسنی طه نوشته اند. صفحه را در اینجا ببینید….

دومین همایش آسیائی بهداشت

امروز دومین همایش آسیائی بهداشت خانواده برگزار شد. در مراسم افتتاحیه همه سخنرانان بویژه جناب آقای مهندس کبیری مدیرعامل شرکت پاک نام – که مسئولیت حمایت از این رخداد را بر عهده گرفته است – حق مطلب را در مورد مرحوم دکتر کاظمی ادا کردند. جوایز امسال در همین مراسم بین نفرات برگزیده هیات داوران توزیع شد که فهرست آنان را در این قسمت می توانید مشاهده نمائید. در ادامه مراسم که متاسفانه با تاخیر زیادی هم همراه شد ابتدا جناب آقای دکتر منتظری ریاست جهاد دانشگاهی پیرامون “ Diseases of comfort “ یا بیمارهای آسودگی که بیماری قرن حاضر است سخنرانی نمودند که هرچند موضوع تازه ای نیست ولی فراموشی های ما لزوم تکرار و پرداختن جدی بدان را ضروری ساخته است . دکتر منتظری این سخنرانی را تحت عنوان Doctor Kazemi’s Lecture ایراد کردند تا همه ساله در این کنگره با دعوت از سخنرانان برجسته با همین عنوان یاد دکتر کاظمی عزیز زنده نگه داشته شود که کاری بود در خور تحسین…
نفر اول جوایز بخش بین الملل جشنواره سرکار خانم سرور پرویزی از ایران بودند که با انجام یک پژوهش کیفی پیرامون ” بررسی دیدگاه تئوریک نوجوانان در مورد سلامت ” که پایان نامه دکتری ایشان نیز هست به این مهم دست یافتند. کار بسیار خوبی است که متاسفانه باید بگویم از ارائه مناسبی برخوردار نشد و آنگونه که شایسته این تحقیق مهم بود مورد توجه قرار نگرفت. ارائه آن به فارسی در حالیکه میهمانان خارجی هم شرکت داشتند و حتما دلشان می خواست که بدانند مطلبی که جایزه اول جشنواره را ربوده است از چه محتوائی برخوردار است ، مانع از انجام این مهم گردید. امیدوارم که راهی برای ارتباط با ایشان پیدا کنم که بتوانیم حداقل خلاصه ای از کارشان را در این وبلاگ معرفی کنیم. یک سخنرانی خوب دیگر هم از خانم دکترUtsa از کشور لبنان ارائه شد که به دیدگاه نوجوانان در مورد خشونت می پرداخت . افراد ۸-۱۲ ساله که دیدگاه خود را با کشیدن نقاشی بیان کرده بودند و کار درخور توجهی بود…
امیدوارم در سال آتی شاهد حضور پربارتر محققان عزیز کشورمان در این جشنواره باشیم…

برای برادر، دوست و همکارم دکتر سعید کاظمی آشتیانی

هنوز داغ از دست دادن یکی از دوستان و یاران صمیمی – مرحوم دکتر عبدالرضا چولائی – برایمان تازه است که داغ بزرگتری جانمان را به آتش کشید. ناباورانه خبر عارضه قلبی و بدنبال آن درگذشت سعید ، یار ۲۷ ساله خود را شنیدم. هنوز هم علیرغم آنکه به چشمان خود دیدم که او را در آرامگاه ابدیش گذاشتند ، رفتنش را باور ندارم. چگونه آن همه جوشش و حرکت و آن روح پرتلاش می تواند ما را گذاشته و خود برود. نه باور کردنی نیست … با سعید از سال ۵۸ به هنگامی که وارد دانشکده توانبخشی شد آشنا شدم و از آن زمان تا کنون دوستانی نزدیک بودیم که گاه کارهای اجرایی باعث میشد که با فاصله همدیگر را ببینیم اما به هر شکل دوستیمان از چنان قوتی برخوردار بود که دیگران از آن به نیکوئی یاد می کردند. سعید یکپارچه شورو تلاش بود و این را از همان روزهای ورود به دانشکده نشان داد . با روحیه قوی و اعتماد به نفس خوب که داشت به سرعت در میان دانشجویان نمایان شد و عضو موثری برای نهادهای دانشجویی شد. بعد از جریانات انقلاب فرهنگی و شروع بکار مجدد دانشگاهها در کنار هم جهاد دانشگاهی گروه پزشکی را راه اندازی کردیم که بعد از تشکیل وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی ایران به جهاد علوم پزشکی ایران تغییر نام داد و سعید از سال ۱۳۷۱ عهده دار مسئولیت آن شد تا همین دیروز… سعید آنچنان پرشور بود که در دوران جنگ که عمدتا همزمان با دوره دانشجوئی او بود ، گوش به زنگ فراخوان نیروهای پزشکی بود و با کوچکترین اعلام به عنوان اولین نفر اعلام آمادگی نموده و دیگران را نیز رهبری می کرد…. پایه گذاری موسسه رویان و تبدیل آن به بزرگتری پژوهشکده علوم ناباروری در ایران از بزرگترین دستاوردهای زندگی کوتاه اوست که در همین پژوهشکده است که سلولهای بنیادی برای اولین بار تولید می شوند و دستاوردی مهم در حوزه علوم پزشکی کشور به انجام میرسد. من از نزدیک شاهد بودم که اگر حمایت و پیگیری او نبود این کار به سرانجام نمی رسید و هرچه در این زمینه در کشور ارئه شود بدنبال آن کار پایه ای است که در رویان انجام شد…. در سالهای اخیر مرکز طراحی و راه اندازی مطالعات رشد و سلامت کودک از دیگر اقدامات مهم او ست که نشانگر دید وسیع او در این حیطه است و هر چند در ابتدا این مرکز برا ی رسیدگی به وضعیت کودکان حاصل از روشهای کمکی در موسسه رویان مدنظر بود اما به سرعت به مرکزی کشوری که به وضعیت کودکان کشور رسیدگی کند بدل شد… جشنواره و جایزه بین المللی رویان در حیطه ناباروری را باید در نوع خود در کشور بی نظیر بنامیم. امسال ششمین دوره آن برگزار شد که برا ی جامعه علمی کشور سربلندی و افتخار به همراه داشته است… جشنواره سلامت خانواده هم ا ز جمله کارهای مهم است که امسال دومین دوره آن برگزار می شود و طراح اصلی را باز هم باید سعید بدانیم… کارهای سعید در این دوران کوتاه آنقدر زیاد است که با این وقت و محدویت نوشتن امکان ارائه همه آنها نیست . امید که بتوان در ویژه نامه ای همه آنها را بیان کنیم.
علاقه و عشق سعید به قرآن وافر و تمام نشدنی بود. همیشه در خودرو تعدادی نوار قران داشت که به فیض می رسیدیم. خاطرات سفرها و برنامه های مختلفی که با هم داشتیم هیچگاه از ذهنم بیرون نمی رود. امشب سعید در میان خانواده نیست و من بواسطه تالمات نتوانستم در برنامه شام غریبان او در منزلش شرکت کنم . به ذهنم رسید اینجا در مورد او بنویسم در مورد برادری که در اوج شکوفائی و آن زمان که می توانست بهره های بیشتری – به جامعه ای که حاضر به همه گونه فداکاری برای آن بود – برساند ، از میان ما پرکشید. گویا وقایع آن زمان رخ می دهند که تو انتظار آن را نداری و این مسلما رمزی دارد که جز خداوند کسی بر آن آگاهی ندارد و بدین گونه پرونده دنیائی یکی دیگر از دوستان و به تعبیر دیگر یکی از بچه های دانشکده توانبخشی بسته شد . رفیقی که همیشه سعی داشت تا دوست بماند و دوستی کند. از آخرین دیدارمان دو هفته می گذرد و امروز با چشمانی اشکبار وداعی کردیم که دیدار دیگر ماند به قیامت…. امشب برایش و بیادش دعای کمیل را زمزمه کردم و این فراز را … یا سریع الرضا، اغفر لمن لا یملک الا الدعا ، فانک فعال لما تشاء ، یا من اسمه دواء و ذکره شفاء و طاعته غنی ، ارحم من راس ماله الرجاء و سلاحه بکاء ، یا سابغ النعم یا دافع النقم یا نورالمستوحشین فی الظلم یا عالما لا یعلم ، صل علی محمد وال محمد….