مجموعه اسلاید " کارگاه آشنائی با روش تحقیق "

به دعوت دانشجویات عضو کمیته پژوهشی دانشکده علوم توانبخشی کارگاهی یکروزه تحت عنوان ” آشنائی با روش تحقیق ” برگزار کردم. هرچند زمان کارگاه بسیار کوتاه بود، اما با توجه به علاقمندی که در دانشجویان دیدم ، امیدوارم که این چند ساعت توانسته باشد مسیر کار برای پیدا کردن موضوع تحقیق و نوشتن طرح تحقیق را تا اندازه ای روشن کند. مجموعه اسلایدهای ارائه شده در این جلسه را از اینجا می توانید دریافت کنید

وبلاگ یک دوست نابینا

عصای من چه رنگی است؟
این عنوانی است که جوان هفده ساله نابینای اهل دورود برای وبلاگ خود برگزیده است. احتمالا اولین وبلاگی است که یک نابینا در ایران می نویسد. برایش از صمیم قلب دعا می کنم. ورودش به فضای مجازی مبارک باشد….

کنگره هفدهم فیزیوتراپی

کنگره هفدهم فیزیوتراپی هم امروز افتتاح شد . همه ما فیزیوتراپیست ها به نوعی به این دهه آخر اردیبهشت ماه عادت کرده ایم، که به سالن وزارت کار در تقاطع ولیعصر و چمران برویم و یاران و دوستان قدیم وجدید را تجدید دیدار کنیم و چند سخنرانی هم بشنویم و… به هر صورت سنتی است حسنه که هرکس به اندازه کفایت خود از آن برداشت می کند. البته سخن هرساله ما در این مورد که محل برگزاری دیگر شایسته اندازه های کنگره نیست هنوز هم بر زبانمان جاری است اما دوستان انجمن هنوز هم بر حرف خود هستند و محل را به مکانی بزرگتر و در شان کنگره هدایت نکرده و نمی دانم چند سال دیگر نخواهند کرد… امسال خانم باربارا مایر از هیات مدیره کنفدراسیون جهانی فیزیوتراپی هم به کنگره آمده بودند که نکته مهمی بود. البته گویا چند نفر هم با هزینه خود ازکشورهای دیگر آمده بودند . باز هم آغاز برنامه با تاخیر بود وبعد صوت دلنشین فیزیوتراپیست محسن موسوی استاد برجسته قرآن طنین انداز شد. فیزیوتراپیست مرتضی حیدری مجری مراسم بود و نکته مهم افتتاحیه قدردانی از فیزیوتراپیست های برگزیده در سال ۱۳۸۳ بود که با اهدا نشان عالی انجمن صورت گرفت. دیدار دوستان قدیمی و همکلاسی ها بار دیگر خاطره آن روزهای خوب و صمیمی را برایم زنده کرد.. اما امسال جای خالی دوست عزیزم دکتر کاظمی خالی بود و از مرتضی حیدری خواستم که یادش را پاس دارد که چنین کرد. .. آرزو می کنم جامعه فیزیوتراپیست های ایرانی قدر و منزلت خود را بدانند و به خدمت ارزنده ای که به مردم این دیار ارائه می کنند و تعهد بدانان همیشه پایدار بمانند…

موزه تاریخ ۶۰ سال اخیر آلمان

این یادداشت را باید روز یا به تعبیری جمعه شب گذشته می نوشتم. البته همان شب آنرا روی کاغذ نوشتم تا بعد وارد وبلاگ نمایم. همانطور که در یادداشت قبلی گفتم روز جمعه گذشته برای شرکت در سمینارمربوط به طبقه بندی ورزش معلولان به شهر بن در آلمان رفتم. پیش از این هم یکبار در سال ۱۳۷۰ در این شهر بوده ام. پایتخت آلمان بعد از جنگ جهانی که تا همین چند سال قبل پایتختی را برای خود حفظ کرده بود. بن شهری کوچک است و جمعیت زیادی هم ندارد ، جالبتر اینکه بدانید هنوز هم فرودگاه اختصاصی ندارد – این را از این نظر گفتم که ببینید شهری که پایتخت بوده است بواسطه آنکه می توانسته از فرودگاه شهر کلن استفاده نماید ، علیرغم مرکزیت کشور بودن، در اولویت ساخت فرودگاه قرار نیم گیرد- آنوقت نگاه کنید به وضعیت ساخت فرودگاه و بیمارستان و دانشگاه و کارخانه و… که در طول سالهای بعد از انقلاب چه میزان از سرمایه های کشور را هدر داده است. فرودگاه اراک، زنجان و… خب بگذریم از اصل مطلب دور افتادم. مراسم افتتاحیه همان شب در موزه ملی شهر بن انجام شد. حسن سلیقه در انتخاب محل برگزاری مراسم افتتاحیه آن بودند که برنامه بازدیدی هم از نمایشگاه تاریخ ۶۰ ساله اخیر آلمان را برایمان تنظیم کرده بودند. دیدن موزه از این جهت که انتظار انسان همیشه از موزه دیدن چیزهای باستانی و بسیار قدیمی است ، کمی غیر منتظره بود یا بهتر بگویم به تعبیر امروزی سورپرایز شدیم. ابتدای موزه با شکست آلمان در جنگ جهانی دوم آغاز می شود و با تاکید بر مسیر پیشرفت آلمان در این شش دهه ادامه پیدا می کند. در مسیر حرکت با نحوه عملکرد دولت و ملت آلمان در حیطه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آشنا می شوید و در جای جای آن با اشیاء و وسایل و نیز تصاویر بسیار مناسب سیر تاریخی برای شما ترسیم می شود. راهنما هم بخوبی بر موضوعات مورد علاقه خود تاکید می کند. مثلا در تصویری که از اولین کابینه دولت آلمان بعد از جنگ نمایش داده می شود بر روی اینکه حتی یک نفر زن هم در کابینه نیست تاکید می کند و تا تصاویر انتهای موزه که بر خانم آنک لزوم می کند. ماکت ها و اجسام و اشیاء حقیقی از دوران بعد از جنگ ، زندگی پناهندگان و بازماندگان در محیطهای بسیار سخت را بخوبی بازسازی می کند. اتاقی کوچک با یک میز غذاخوری ؛ یک بشقاب و بدون قاشق که نفرات باید به نوبت در آن غذائی اندک می خوردند. در جای دیگر قاشق هایی که ار فلزات مختلف توسط خانواده ها ساخته شده بود نمایش داده می شد و همینطور ابزار های مختلفی که همه از میان اجسام دور ریختنی – بخصوص نیروهای اشغالگر ان دوران – بدست آورده بودند ساخته می شد. یکی از نقاط جالب ؛ بازسازی اتاقی بود که برای بچه های گمشده پرونده – کارت – تشکیل میدادند و بایگانی نموده بودند. کارت های هر نفر به شکل خاصی در قفسه هایی که مربوط به آن دوران بود بخوبی حفظ شده بود. بازسازی آلمان در تصاویر متعددی به تصویر کشیده شده بود و نشان می داد که مرد و زن آلمانی به چه نحو برای آن زحمت کشیده بودند. جمع آوری و منظم و روی هم گذاشتن آجرهای حاصل از تخریب بناها می توانست برای هر فرد آلمانی کوپنی را به همراه داشته باشد که با آن بتواند غذائی دریافت کند. تحولات عمده سیاسی ، اقتصادی ؛ اجتماعی و فرهنگی و …به نوعی در تصاویر و اجسام و اشیاء نمایش داده شده است. نکته جالب نمایش همین تحولات به موازات هم در آلمان شرقی سابق است. و مقایسه ای که تا زمان فروپاشی دیوار برلین ادامه می ابد و وضعیت مردم در دو سوی آن بخوبی روشن است. سیر پیشرفت های اقتصادی و ساخت اولین تولیدات صنعتی از جمله وسایل زندگی همچون اتومبیل ، یخچال ، تلویزیون و.. با نمایش هریک از اولین ها بسیار جالب است. نمونه یکی از اولین اتومبیل های بی. ام. و بسیار جالب است. اولین مدل فولکس واگن و اتومبیل بنز اولین صدراعظم آلمان بعد از جنگ و بسیار دیگر از اولین ها در موزه جایگاه خاصی دارند. مطالب در این زمینه و شرح آنچه در آنجا دیدم بسیار زیاد است و از حوصله وبلاگ خارج ، اما به هرحال باید بگویم که موزه ای دیدنی است و بسیار خوب تنظیم شده است . موزه ای که می تواند برای دست اندرکاران موزه های ایران به ویژه اگر بدنبال گزارش تاریخ معاصر باشند بسیار درس آموز خواهد بود.

دکتر حسن عشایری

از صبح جمعه برای شرکت در کنفرانس (طبقه بندی، راه حلی برای آینده – ویستا ۲۰۰۶ ) که در مورد کلاسبندی ورزشکاران معلول که از طرف کمیته بین المللی پارالمپیک درشهربن برگزار می شد به آلمان رفته بودم. نکاتی در مورد این سفر در نظر داشتم تا امشب بنویسم اما بواسطه آنکه امروز روزنامه ایران مطلبی د رمورد آقای دکتر عشایری که افتخار شاگردی و همکاری با ایشان را دارم نوشته است ، تصمیم گرفتم ضمن اشاره به آن، این نکته را تذکر دهم که ایشان هم از جمله استادانی هستند که لازم است قدرشان شناخته و بیان شود. از اقدام خوب روزنامه ایران هم باید تشکر کنم که در صفحه مهرگان خود به معرفی بزرگان دانش واندیشه می پردازد. خصلتهای خوب انسانی، اخلاق مداری ، دانش سرشار و تواضع و… از جمله خصوصیات بارز ایشان است . برای ایشان آرزوی توفیق و سلامت دارم….

روز معلم

حدیث ” انی بعثت معلما ” از حضرت رسول اکرم (ص) است . امروز که روز معلم است شاید بهترین هدیه برای معلمین عزیز همین حدیث باشد تا بیشتر به ارزش و اهمیت کار خود واقف شویم . درروز معلم آنقدر که به معلمین آموزش و پرورش پرداخته می شود برای معلمین دانشگاه ، مربیان ورزش و مهدهای کودک، آموزشگاه های مختلف از فنی و حرفه ای بگیرید تا هنر و زیان و خیاطی و برسید به استادان زبردستی که درگوشه کارگاه های کوچک خود درس حرفه و نیز انسانیت می آموزند و هزاران انسان ارزشمند دیگری – مانند پدران و مادران – که هر یک معلمی والا و بزرگ در اندازه های خود هستند ، جائی باقی نمی ماند. البته این حقیقت را باید بپذیریم که نقشی که معلمین مدارس برای همه ما ایفا کرده اند بی بدیل و انکارناپذیر است، از همین روست که همه هنوز معلم های دوران ابتدائی و بخصوص معلم کلاس اول خود را بیاد درایم . بواقع در جامعه انسانی همه به نوعی معلم هستند و هرلحظه از زندگی انسان فرصتی برای یادگیری و آموختن است و آنچه تغییر می کند جایگاه معلم و متعلم است که به نظرم به سرعت می تواند جابجا شود. در کلاس درس همیشه این تجربه را داشته ام که در اندک زمانی این من هستم که در حال یادگیری از دانشجویانم و لحظه ای بعد باز هم من شروع به یاد دادن می کنم. در صحنه های زندگی نیز همین گونه است ، به صورت دائم باید در حال آموختن باشیم که فرمود ” ز گهواره تا گور دانش بجوی ” پس ” توقفی جایز نیست ” و” درطلب باش و بیاموز حتی اگر در نقاط دورست باشد” و” به گفته بنگر و نه به گوینده” و ….امید که ارباب رسانه ها که آنان را نیز باید در زمره معلمان بزگ به حساب آورد در این چنین روزهائی کمی هم به این معلم ها که درمسیر طبیعی زندگی به تعلیم وتعلم مشغولند بپردازند… روز معلم را به همه عزیزان تبریک می گویم و آرزوی می کنم که همگی در طول زندگی دانش آموزانی خوب و همیشگی باشیم.