برای مهر

روزهائی در زندگی وجود دارند که هرگز فراموش شدنی نیستند . برخی از آنها فقط یک باررخ می دهند و برخی دیگر همیشگی هستند و هر سال تکرار آن ،یادآورزیبائی ؛ نشاط و مهر است. اول مهر ماه هر سال گوئی همه چیز رنگ و بوئی دیگر و تازه بخود می گیرد و این تکرار شیرین را همه ،هر ساله انتظار می کشیم. از آن روز که در اولین مهر ، مدرسه رفتنمان را درک کرده ایم، این شیرینی – و شاید برای برخی تلخی خوشمزه – در ذهنمان نقشی جاودان بسته است. شاید ازهمین رو باشد که اکثر افراد نام معلم کلاس اول خود را بخاطر دارند و این چیزی نیست جز همان شیرینی که در کلام مهر آمیز و محبت بی حد او خلاصه می شده است. نوشتن از مهر برای همه و بخصوص برا ی ما معلم ها شاید سخت باشد و گاه نیز آسان ، سهل و ممتنع است . قصد من هم امروز این بود که صبح وقتی در دانشکده بودم این یادداشت را بنویسم اما فشردگی برنامه ها تا همین موقع اجازه نداد و شاید خیلی از حرفائی که در نظر داشتم اینک بیادم نیاید . امروز هم صبحی متفاوت با دیگر روزها را مشاهده کردم . زیبائی و حرکت شوق آمیز کودکانی کلاس اولی و عجله آنان در رسیدن به مدرسه ، تا حضور دانشجویان سال اول در مرکز همایش های رازی دانشگاه که مراسمی را باید حضور می افتند ، حجم بیشترترافیک و تصادف های متعدد که در مسیر رخ داده بود – البته شکر خدا همه خسارتی و جزئی که مشخصا ناشی از عجله و شلوغی بود – حضور در اولین جلسه کلاس با دانشجویان جدید دوره کارشناسی ارشد واشتیاق خوبی که در آنها دیدم و خاطره دوست و برادر عزیزم مرحوم دکتر کاظمی که معلمی ارزنده بود ، بواقع امروز را برایم برجسته تراز روزهای دیگر ساخته بود . مهر با نام دلفریب خود بی جهت برای آغاز درس و محبت برگزیده نشده است که همچون بسیاری ا زانتخاب های ما ایرانیان با قصد مشخص و مطلوب انتخاب شده است و چه خوب که این شروع را با مهری درونی نسبت به هم دیگر آغاز کنیم وهر چه پلیدی و زشتی است را با تلاش برا ی کسب تقوا و اخلاق نیکو و حسنه از خود برانیم و چه زیباست که این مهر با رمضان تلاقی کرده است و ماهی بس بزرگ بر ما وارد می شود و بهتر بگویم ما بر آن وارد می شویم که در این مسیر درست می تواند یاریمان کند . بهانه خوبی است که یاد کنیم از رزمندگانی که در صحنه ای دفاع ۸ساله افتخار آفریدند و جمعی از آنان اینک در نزد ما نیستند وبرخی دیگر نشانه هائی هستند که در کنار ما ، یادآور آن قهرمانی ها و دلاورمردی هایند. این برای ما که در حیطه توانبخشی هستیم مسئولیتی بزرگتر به همراه دارد چه بیش از دیگران هم برای بازگشت آنان به جامعه تلاش کرده ایم و هم باید بیش از دیگران در این مسیر قدم برداریم. با تبریک این ایام خجسته از همه دوستان در این ماه بزرگ التماس دعا دارم ، بیائید همدیگر را بیش از گذشته دعا کنیم…

۱۶۰ هزار مجهول‌الهویه در بهزیستی

راستش را بخواهید عنوان خبر زیر را که در بازتاب خواندم، کمی کنجکاو شدم تا ببینم چه اتفاقی رخ داده است. خب به خبر که مراجعه کردم با متن زیر مواجه شدم. براستی نمی دانم منبع این حرفها برای آقای وزیر چیست یا کیست . بیشتر به ذهنم رسید که برای توجیه علت عقب افتادن تشکیل آن بانک مد نظر این را گفته اند. آنجا که می گویند بهزیستی این ۱۶۰ هزار نفر مجهول الهویه را نگهداری می کند ، واقعا مخ آدم سوت می کشد. الان نمی دانم ولی تصور می کنم هیچگاه تعداد افرادی که در بهزیستی اعم از حوزه توانبخشی و هم حوزه اجتماعی نگهداری می شوند به زحمت از رقم بیست تا سی هزار تجاوز کند که اغلب اینها هم شناسائی شده اند و توسط خانواده به بهزیستی سپرده شده اند. حال این رقم ….به هر صورت با کمی دقت و تامل بیشتر در گفتار می توان از این قبیل مسائل پیشگیری نمود آن هم در این سطح و سطوح….

” وزیر رفاه و تامین اجتماعی گفت: طی جمع آوری و استخراج آمار افراد تحت حمایت سازمان بهزیستی با ۱۶۰ هزار نفر مجهول الهویه مواجه شده‌ایم. پرویز کاظمی در گفت‌وگو با فارس افزود: اطلاعات افراد تحت پوشش سازمانهای حمایتی و بیمه‌ای چون سازمان بهزیستی، کمیته امداد، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان بازنشستگی کشوری و سازمان تامین اجتماعی در مجموعه‌ای به نام «بانک اطلاعات ایرانیان» همراه با کد ملی افراد جمع‌آوری خواهد شد که طی مراحل جمع‌آوری این اطلاعات در سازمان بهزیستی با ۱۶۰ هزار نفر نفر مجهول‌الهویه مواجه شده‌ایم. وی در ادامه گفت: این افراد اکثرا کسانی هستند که یا دچار اختلال حواس هستند و بهزیستی آنها را جمع‌آوری و نگهداری می کند یا بیماران روانی و افرادی هستند که تعادل رفتاری ندارند و اطلاعاتی درباره خود نمی توانند ارائه کنند. وزیر رفاه و تامین اجتماعی اظهار داشت: یکی از دلایلی که باعث کند شدن روند راه اندازی و بهره برداری از اطلاعات بانک اطلاعات ایرانیان شده است، روبرو شدن با چنین مسائلی در حین کار است که قطعا زمان می‌برد تا این افراد شناسایی شوند و حداقل نام و نشانی از آنها بدست آید تا همراه با کد ملی وارد این بانک شوند. کاظمی گفت: تاکنون ۸۵ درصد از کار جمع‌آوری اطلاعات این بانک انجام گرفته است

فاصله

باز هم مدتی بین دو یادداشت فاصله افتاده است. هم بخاطر سفر هفته گذشته به مشهد است که نائب الزیاره دوستان بودم و هم بخاطر کمی دلتنگی ناخواسته که دلیل خاصی هم برایش نتوانسته ام پیدا کنم . از این مدل فاصله ها در این چند سال وبلاگ نویسی باز هم داشته ام که انشاالله این هم زیاد به طول نیانجامد. اصلا این یادداشت کوتاه را نوشتم شاید دستم برای نوشتن راه بیافتد…دعا کنید…در یک متن آفلاین که برایم آمده بود حدیثی ذکر شده بود که بدم نمی آید آنرا نقل کنم: ” حضرت امام جواد(علیه السلام): سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : اجتناب از عجله ، مشورت کردن ، و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری “

به یاد برادرم سعید

به یاد برادرم سعید

این وبلاگی است که یاسر کاظمی آشتیانی، برادر دوست عزیرم مرحوم دکتر سعید کاظمی آشتیانی به یاد برادرش می نویسد. هفته گذشته با ایمیلی که برایم ارسال کرده بود ، آن را معرفی نموده بود. این روزها هم به میلاد امام زمان (عج) نزدیک می شویم و هم به زمان برگزاری جشنواره بین المللی رویان که یادگار همیشگی اوست و چه سخت در این مدت دوری او را تحمل میکنیم. من بواقع نمی دانم که دوستانش در جهاد و نیز رویان چگونه بدون او محیط آنجا را تحمل می کنند، البته صبری که خداوند در این مصائب عطا می کند ، یارای تحمل را به انسان می بخشد . حال یادداشت های برادرش نیز می تواند گوشه ای از فضیلت ها و ویژگی های بارز او را یادآوری کند و توجه ما را جلب کند به نکات و خاطراتی از او که کم نیست و می تواند سرمشق مناسبی برای دوستان بویژه جوانان باشد. عشق به ائمه و تدین او بسیار بارز بود اما هیچگاه در قید مقدس مآبی و برداشت های قشری از دین گرفتار نشد و روحیه آزادمنشی و آزاد اندیشی او برای همه دوستان مشخص است. در یادداشت اخیر برادرش نیز همین مطلب به خوبی باز شده است که توصیه می کنم آن را مطالعه کنید. جایش در این ایام مبارک – که به همه دوستان هم تبریک می گویم – بسیار خالی است اما یادش همیشه در ذهنم جاری است

جشنواره حرکت، شادی ، زندگی

دیشب فرصتی دست داد تا در جشنواره تابستانی کودکان و نوجوانان معلول که به همت شهرداری منطقه ۳ و همکاران حوزه توانبخشی سازمان بهزیستی کشور به مدت سه روز در پارک ملت تران برگزار شده بود، شرکت کنم. البته دیشب ، شب آخر و مراسم اختتامیه آن بود.. متاسفانه فرصت بازدید از غرفه ها برایم میسر نشد واز این بابت متاسفم چون دوستان تعریف زیادی از آن کرده بودند. آقای خادم الاسلام شهردار منطقه ۳ هم بودند و بسیار خوشحال شدم که دیدی مثبتی در این موردداشتند و می گفتند خروجی این کار را بسیار بالاتر از حد انتظارشان دیده اند و قصد دارند که آن را به یک کاردائمی و همه ساله هدایت کنند و به همین منظور هم ستاد دائمی جشنواره را تشکیل داده اند. قصد ایجاد سالنی چند منظوره را هم دراند که مناسبات معماری هم در آن بخوبی رعایت شود تا مورد استفاده عزیران دارای ناتوانی هم بتواند قرا رگیرد. دیشب جمعیت زیادی از مردم در مراسم شرکت کردند و شاهد هنرنمائی دوستان دارای ناتوانی بودند. برا ی من هم فرصت مغتنی بود تا بار دیگر شاهد این هنرنمائی باشم. بسیار خوشحال شدم که کارهای دوستان هر روز غنی تر و حرفه ای تر ارائه می شود. گروه تاتر کهریزک نشان داد که سرمایه گذاری انجام شده در این زمینه در کهریزک ثمرات فراوانی داشته و هنرنمائی احمد -دوست خوبی که فاقد هر دو دست است – گرمی خاصی به مراسم بخشید. گروه دستان گویا که به رهبری خانم اصدقی و با حضور دختران و پسران ناشنوای مرکز شهید آیت که آن زمان شکل گرفته بود، امروز به یک گروه حرفه ای بدل شده است که بخوبی با زبان وگویش های محلی و پوشیدن لباس هر دیار کار زیبای خود را ارائه نمودند. برایم جالب است که همکاران سازمان آموزش و پرورش استثنایی هم همین طریق را برگزیدند و یکی از مدارس ناشنوایان آنان هم به همین سبک به هنرنمائی پرداختند. دوستان کم توان ذهنی مرکز عاطفه هم سرودی که اجرا کردند که با نواخت ارگ توسط یکی از هم گروهای خود ، نشان دادند که کار آموزشی خوب در مورد این گروه بخوبی پاسخ میدهد. به هرحال دیشب حال و هوای پارک ملت تهران با هنرنمائی دوستان معلول جلوه ای وخاص یافته بود که در نگاه های متعجب و صمیمی مردم می شدآن را سراغ گرفت. دیدن دوستان قدیمی معلول و همکاران بهزیستی هم برای من یاد آور دوران شیرین – هر چند سخت – کار در بهزیستی بود. برای همه دست اندرکاران برنامه دیشب آروزی توفیق دارم .