عطش لمس علوم …

مادر سپید مثل همیشه لطف کردند و دو سه تا لینک برام ارسال کردند که خیلی جالب و خواندنی و دیدنی هستند…

 فیلم کوتاهی که حسن ( فرزند مادر سپید)  در آن نقشی داشته است و از تلویزیون پخش شده است.

خدا منو بیشتر از تو دوس داره .

عطش لمس علوم
 

مناسب های مهم دسامبر…

از سایت دفتر منطقه ای سازمان ملل (اسکاپ ) این مناسبت ها را برای اطلاع دوستان نقل می کنم….·  International Human Solidarity Day (20 December) ·  United Nations Day for South-South Cooperation (19 December) ·  International Migrants Day (18 December) ·  International Mountain Day (11 December) ·  Human Rights Day (10 December) ·  International Civil Aviation Day (7 December) ·  International Volunteer Day for Economic and Social Development (5 December) ·  International Day of Disabled Persons (3 December) ·  International Day for the Abolition of Slavery (2 December) ·  World AIDS Day (1 December)

سفر به کره جنوبی…

هفته پیش را در به سفر کره جنوبی و شهر سئول گذراندم. با توجه به اینکه آقای اشرفی دبیرکل کمیته ملی پارالمپیک ایران از اعضای هیات رئیسه کمیته بین المللی پارالمپیک هستند مناسب بود تا نماینده ای دیگر در اجلاس از سوی ایران شرکت کند که به اتفاق آقای دکتر فدائی ، مدیرکل اسبق بهزیستی گیلان وم کتر حسینی حضور پیدا کردیم. چند نکته در مورد اجلاس و نیز کشور کره به ذهنم رسید که بیان میکنم. به هر صورت، سال آتی المپیک و پارالمپیک پکن برگزار می شود. در آستانه این رخداد بااهمیت برگزاری مجمع عمومی مهم تلقی می شود. دو روز اول کاراحتصاص به کنفرانس پارالمپیک داشت که شامل چند جلسه سخنرانی کلیدی و چندین کارگاه آموزشی یود . از جمله سخنرانی های مهم مطلبی بود که د رزمینه  Brand پارالمپیک ارائه شد و می تواند برای کشورها بسیار مفید باشد. اینکه چگونه باید از این موضوع برای توسعه فعالیت های ورزش معلولان سود برد ونیز برای بهبود نگرش ها از ارتباطات جمعی استفاده نمود. همینطور کارگاهای خوبی هم برگزار شد که درزمینه مدیریت کمیته های ملی پارالمپیک د رکشورها و نیز برگزاری روز پارالمپیک و یا روز پارالمپیک در مدراس بحث شد. خوشبختانه گزارش مبسوطی برای ارائه شفاهی تهیه شده بود که همکار خوبمان سرکار خانم دکترنگین حسینی بخوبی آن را به همراه فیلمی کوتاه اما جامع ارائه نمودند و با استقبال خوبی هم مواجه شد. نکته حائز اهمیت همپوشانی روز پارالمپیک و پارالمپیک مدارس بود که در جلسات اینگونه نتیجه گیری شد که تفاوت زیادی برای کشورها در این زمینه نباید قایل شد بلکه باید در مسیربالابردن آگاهی جوامع از اینگونه فعالیت ها سود برد، حال به هر یک از اشکالی که در کشورها بر اساس ویژگی های فرهنگی قابل انجام است. در روزهای محجمع عمومی نیز مطالبی که به صورت پیشنهادات هیات رئیسه کمیته بین المللی و نیز کشورها در دستور قرار داشت مطرح و پاره ای به تصویب و برخی هم رد شدند. نکته جالب توجه برای من فضای مناسبی بود که از سوی شخص فلیپ کریون رئیس کمیته بین المللی که مجمع را اداره می نمود ، بر اساس روحیه دموکراسی ایجاد شده بود و حتی د رزمینه پیشنهادهای هیات رئیسه هم موضع سرسختانه و جانبدارانه گرفته نمی شد. در یکی دو مورد نماینده امریکا و یکی از فدراسیون های بین المللی صراحتا از اعضا خواستند که به مصوبه پیشنهادی هیات رئیسه رای داده نشود که با کمترین واکنش منفی ایشان روبرو شد و بسیار به نظرم جالب توجه بود…از برنامه های دیگر مجمع ارائه گزارش نمایندگان چین ، کانادا و انگلیس از آمادگی برای برگزاری بازیهای پارالمپیک ۲۰۰۸، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ بود که بسیار جالب و نشاندهنده برنامه ریزی های مناسب و اجرای دقیق آن برنامه ها و رسیدن به اهداف مورد نظر در زمانهای تعیین شده بود. هر یک از گزارش ها با نمایش فیلمی از فعالیت ها حمایت می شدند که بسیار جالب بود. به هر حال فرصت برگزاری مجمع برای من مغتنم بود تا در بازگشت انشالله بتوانم برخی از مسایل از جمله تدوین برنامه استراتژیک و نیز برنامه کسب و کار یا همان Business Plan برای کمیته ملی پارالمپیک کشور را در دستور کار هیات رئیسه قرار دهیم و به نقطه مطلوبی انشاالله برسانیم.

اما نکاتی هم د رمورد کره ، من سال ۱۳۸۱ هم در کره بوده ام .تغییرات زیادی را در سئول می توان مشاهده نمود . اما یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه به طور مشخص کار و تلاش بی وقفه مردم کره در ساختن کشورشان است. به هر شکل در مواجهه با کشورهای توسعه یافته و یا نزدیک به توسعه یافته ها همچون کره جنوبی ممکن است این پیشرفت ها حاصل دخالت عوامل غربی شمرده شود. لیکن باید توجه داشت اگر چه ممکن است اینان به چنین کشورهایی در برنامه ریزی ها کمک کرده باشند اما آنچه رخ می دهد و پیشرفتی حاصل می گردد تنها در گرو تلاش مردان و زنان آن جامعه است. به نظر می رسد در چنین کشورهایی مردم با تلاش خود سازندگی را به همراه می آورند و می دانند اگر تلاشی صورت نپذیرد ، موفقیتی حاصل نخواهد شد. البته اغلب می بینیم که ما در برخورد با پیشرفت های کشورهای دیگر،  خواستار آن می شویم که چرا در کشور ما این موضوعات رخ نداده است و زمین و زمان را به باد انتقاد می گیریم. اما در این میان نقشی برای خودمان به عنوان اعضای جامعه قایل نیستیم. همیشه دلمان اینگونه می خواهد که ما هم باید مثل کره ، ژاپن، چین ، آلمان و …باشیم ، اما باید این واقعیت را پذیرفت که بدون تلاش و پذیرش کار سنگین راه به جائی نخواهیم برد. به نظرم رسید که مردم در کره به کشور خود و پیشرفت آن بسیار خوب اندیشیده و متعهد شده اند. مردم به این حقیقت اعتقاد پیدا کرده اند که بدون تلاش آنها کشورشان به نقطه مطلوب نخواهد رسید . بدین گونه است که مازاد تراز تجاری د رکره هم اینک با کشورما قابل مقایسه نیست و بسیاری چیزهای دیگر…آنچه به عنوان سوغات از کره می توان تقدیم کرد روحیه کار وتلاش خستگی ناپذیر آنان تا رسیدن به قله های افتخار و پیشرفت است و این هدیه ای ارزشمند است که امیدوارم ابتدا در زندگی شخصی عمل کنیم تا به سرعت بتوانیم آن را به زوایای جامعه نیز گسترش دهیم…به امید آنروز 

مادر سالخورده نجوم ایران در بستر فراموشی !…

عنوان بالا را از تیتر گزارش خبرگزاری مهر گرفتم. گزارش مربوط است به سرکار خانم دکتر آلینوش طریان که از استادان برجسته و چهره های ماندگار هستند و امروز در گوشه آسایشگاه سالمندان… اینکه میگویم گوشه بخاطر آنکه باید از نزدیک چنین محیط هائی را دیده باشید تا دقیق تر مفهوم گوشه را دریابید. خاطرم هست که در مورد مرحوم استاد احمد آرام هم در زمانی که مسئولیت معاونت امور توانبخشی را داشتم چنین موضوعی داشت رخ می داد که اجل مهلت نداد و استاد قبل از آنکه از طریق دوستان به ایران بیایند و در گوشه یک آسایشگاه ساکن شوند رخت از دنیای فانی بر بستند. باید عرض کنم که کم نیستند امثال سرکار خانم دکتر طریان که در غربت آسایشگاه ها ساکن شده اند. نمی خواهم به آسایشگاه لعنت بفرستم که در برخی مواقع سخت از آن دفاع میکنم ، بلکه قصدم هشدار است که فراموش نکنیم که او هست. دیدار کردن و رسیدگی به این استادان و همه آنها که در آسایشگاه ها ساکن هستند وظیفه ای شود همگانی و دست اندر کاران هم تسهیلات لازم را برای اینکار فراهم کنند. آنقدر که از مشارکت مالی می گوئیم از مشارکت فردی و کاری هم در اداره امور سالمندان بگوئیم تا بدانیم که مشکل مراکز سالمندان تنها مسایل مالی و گوشت و مرغ و برنج و عدس و.. نیست. بلکه حضور و همدلی و هم صحبتی شاید به طریقی مهمتر از آنها باشد. در یک تحقیق کیفی که اخیرا انجام شده است اولین مضمونی که از تجربه زندگی سالمندی در آسایشگاه ظهور یافته است ” زندگی توام با نا امنی” است و این بسیار جای تعمق دارد. برای سالمندی که به گوشه آسایشگاه پناه برده است ، امنیت اولین شرط است. چه شده که او تجربه نا امنی را بیان می کند . باید بیش از پیش بدین موضوع اندیشید… امید که نگاه همه ما به پدیده سالمندی تصحیح شود….

خانواده و معلولان…

امروز عصر در انجمن باور یکی دیگر از جلسات هم اندیشی برگزار شد. برنامه خوبی است که اگر نظم دوره ای پیدا کند و قبل از هر هم اندیشی بیشتر بر روی موضوع کار شود و از چند نفر صاحب نظر هم دعوت شود – که البته این کار تقریبا صورت می گیرد – و درنهایت مباحثی که ارائه می شود از نوار پیاده و به صورت مکتوب ارائه شود، بسیار مفید خواهد بود. اصولا هم اندیشی ها به چند صورت برگزار می شوند – لااقل آنها که من دیدم – یا گروهی جمع می شوند و چند سخنرانی ارائه می شود و پرسش و پاسخی ، نوع دیگر که همین مدل باور است ، دوستانی جمع می شوند و  در مورد یک موضوع که یک مدیر جلسه آن را هدایت می کند صحبت می کنند و ارائه نظرات  می شود و در پایان هم یک جمع بندی نهائی اغلب صورت میگیرد و نوع سوم را که  شاید تلفیقی از هر دو بنامیم ، به صورت پانل ارائه می شود، چند سخنران داریم  و تعداد بیشتری از افراد علاقمند و به نوعی هم صاحبنظر که چند سخنرانی کوتا ه ارائه می کنند و بعد بحث گروهی صورت میگیرد. این مدل آخر با توجه به کار تئوریکی که روی مبحث انجام شده و سخنرانان ارائه می کنند از محتوای مناسب و علمی هم برخوردار است می تواند به بحث ها جهت داده و مباحث حاضرین را هم حول محور اصلی متمرکز کند. به نظرم لازم است در هم اندیشی های باور هم به همین جهت حرکت کنیم که در نهایت بتوانیم بازده بیشتر و ارزشمندتری بدست آوریم. گروه دوستان دارای ناتوانی بسیار متنوع و از نظر کمی هم پر تعداد هستند و این می تواند حسن بسیار خوبی برای برگزاری جلسات هم اندیشی در ابعاد وسیعتری باشد. موضوعات مرتبط با جامعه معلولان هم از ظرفیت و حجم قابل قبولی برخوردار است که مبتلابه بسیاری از دوستان است. خوشبختانه تا امروز هم موضوعات هم اندیشی که دوستان باوری برگزار کرده اند از جنبه عمومی زیادی برخوردار بوده است. موضوعاتی مثل ازدواج ؛ آموزش و خانواده و… بسیار کلی و همه گروه های معلولان را هم د ربر می گیرد. به دوستان باوری پیشنهاد میکنم در این زمینه بازنگری لازم را انجام دهند و در ابعاد بزرگتری هم اندیشی ها را برگزار نمایند….