ایران جزء ۱۲۳ کشور ملحق شده به کنوانسیون حقوق معلولان نیست …

خبرگزاری فارس انصافا در این مدت که از تصویب کنواسیون می گذرد در چند نوبت موضوع را پیگیری کرده و با مصاحبه هائی که انجام داده است ، به ذهنیت جامعه  بار دیگر در این زمینه تلنگر می زند. متنی که در ادامه می آید مربوط به مصاحبه با من است که در برخی روزنامه ها هم انعکاس یافته است…از آقای شاعری خبرنگار محترم خبرگزاری فارس هم تشکر میکنم….

در گفت و گو با فارس عنوان شد

ایران جزء ۱۲۳ کشور ملحق شده به کنوانسیون حقوق معلولان نیست

خبرگزاری فارس: در حالی که ۱۲۳ کشور جهان طی ۱۰ ماه گذشته به کنوانسیون جهانی حقوق معلولان سازمان ملل متحد ملحق شده‌اند، الحاق ایران به این کنوانسیون هنوز در گیر و دارهای اداری بین سازمان‌های مختلف مسئول معطل مانده است.

محمد کمالی، معاون سابق توانبخشی سازمان بهزیستی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با بیان این مطلب به خبرنگار اجتماعی فارس، گفت: طی ۱۰ ماه گذشته ۱۲۳ کشور جهان با امضای کنوانسیون جهانی حقوق معلولان به آن پیوسته‌اند، ۶۹ کشور پروتکل الحاقی آن را هم امضا کردند، ۱۴ کشور نیز قانون آن را در مجلس‌ قانونگذاریشان تصویب کردند و ۸ کشور نیز پروتکل الحاقی این کنوانسیون را در مجلس خود به تصویب رساندند.
وی گفت: با وجود این ایران که با تصویب قانون جامع حمایت از معلولان در سال ۸۳ جزء کشورهای پیشتاز در توجه به حقوق معلولان بود هنوز به این کنوانسیون ملحق نشده است و تاخیر در پیوستن ایران به این کنوانسیون هم از نظر وجهه جهانی مناسب نیست و توجه به بسیاری از حقوق انسانی معلولان را در دستگاه های مختلف کشور کمرنگ می‌کند.
کمالی افزود: بر اساس آخرین اخباری که من دارم وزارت رفاه درخواست الحاق ایران به این کنوانسیون را به هیئت دولت فرستاده است اما هنوز این موضوع به تصویب دولت نرسیده است.
وی ادامه داد: کنوانسیون جهانی حقوق معلولان توجه خاصی به حقوق اساسی و انسانی معلولان دارد و نگاه آن بسیار کلان تر از نگاه قانون جامع حمایت از معلولان است در این قانون البته توجه خوبی به نیازهای معلولان از نظر مسکن، تحصیل، ایاب و ذهاب و از این قبیل شده است اما متاسفانه با گذشت ۳ سال از تصویب این قانون حداکثر بین ۱۰ تا ۲۰ درصد این قانون اجرایی شده است.
وی گفت: روند پیوستن ایران به کنوانسیون جهانی حقوق معلولان نیز بسیار کند پیش می‌رود و به طور معمول در ایران تا زمان پیوستن به این کنوانسیون و تصویب آن در مجلس باید منتظر یک پروسه ۲ ساله باشیم و در این مدت کماکان بی توجهی به بسیاری از حقوق انسانی معلولان همچنان مورد بی توجهی خواهد ماند.
کنوانسیون بین المللی حقوق معلولان دهم فروردین امسال در ۵۰ ماده به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده است که مطابق آن دولت‌های عضو تضمین و تعهد می‌کنند که در کشورشان افراد معلول از حق مادرزادی حیات و سایر حقوق مادی و معنوی مساوی با دیگر مردم، زنان و کودکان برخوردار باشند و دولتها موظف به حمایت از حقوق آنان هستند.
بر این اساس همچنین کودکان معلول نباید بر خلاف میلشان از والدینشان جدا شوند و معلولان از حق مالکیت، ارث، دسترسی مساوی به وامها برخوردارند و دولتهای عضو باید از اجرای این حقوق اطمینان پیدا کنند، همچنین دولتها باید از اجرای عدالت برای معلولان مساوی با دیگران اطمینان پیدا کنند، افراد معلول باید از آزادی و امنیت برخوردار باشند و نباید تحت شکنجه تحقیر و مجازات بی رحمانه قرار گیرند.
کنوانسیون جهانی حقوق معلولان همچنین در بندهای دیگر خود تاکید می‌کند که دولتهای عضو باید موانع زندگی عادی معلولان را شناسایی و حذف کنند همچنین از کشورها خواسته شده است که حق استاندارد مناسب زندگی و حمایت اجتماعی شامل اسکان دولتی، تسهیلات خدمات عمومی، دسترسی به اطلاعات برای معلولان گسترش یابد.
بر اساس این کنوانسیون همچنین تبعیض در ازدواج و روابط شخصی و خصوصی برای معلولان حذف می‌شود، معلولان از حق انواع خدمات آموزشی، سلامت و بهداشت با کیفیت و رایگان مانند سایر افراد برخوردار می‌شوند و پیگیری این حقوق وظیفه دولتهاست.

یادی از کنوانسیون…

بد نیست گاهی هم یادی از کنوانسیون جامع حقوق معلولان در سازمان ملل و عدم امضای ما بر پای آن کنیم…

الان که سایت سازمان ملل را دیدم : ۱۲۳ کشور کنوانسیون را امضاء و به آن پیوسته اند. ۶۹ کشور پروتکل الحاقی آن را نیز امضاء کرده اند… ۱۴ کشور کنوانسیون را به تصویب مجالس خود رسانیده اند و ۸ کشور علاوه بر آن پروتکل الحاقی را نیز در مجلس خود تصویب کرده اند.

و ما …. خب کارهای مهمتری داریم. مثل مصوبه امروز مجلس آن هم با دو فوریت …عدم چاپ پوستر انتخاباتی…

بهمن و اسفند ۱۳۸۰ …

طبق روالی که برگزیده ام ، مطالبی که در یادداشت های روزانه ام در سال های اولیه وبلاگ نویسی نوشته ام را به اینجا منتقل می کنم. با خود فکرکردم اگر بخواهم هر ماه یکی از آنها را منتقل کنم، چیزی حدود شش سال طول خواهد کشید . بنابراین تصمیم گرفتم در مقاطع نزدیکتر و به تعداد ماه بیشتری آنها را انتقال دهم. برای این بار دو ماه بهمن و اسفند ۱۳۸۰ منتقل شدند که با استفاده از منوی کناری می توانید آنها را مطالعه کنید که خالی از لطف هم نیست….

سیاه و سفید ….

در ایمیلی که بدستم ریسد این شعر زیبا نقل شده بود…بد ندیدم من هم آن را نقل کنم…

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵ شده .توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

 

“When I born, I Black, When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black,
When I sick, I Black, And when I die, I still black…
And you White fellow,
When you born, you pink, When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue,
When you scared, you yellow, When you sick, you Green,
And when you die, you Gray…
And you call me colored???.. …….”

نکته…

آن متن دردل باعث شد تا دوستان مختلف مطالبی را نوشتند و اغلب به مشکلات سختی که جامعه دوستان دارای ناتوانی با آن درگیر هستند اشاره وگاه به نوعی از محافظه کاری هم متهم نمودند. البته اشاره من به آن موضوع که نباید دشنام داد هم باعث شد تا چند بار د رهمین کلمات این سوال را مطرح کنند که آیا با مشاهده این همه سختی بازهم م یگویم که نباید دشنام داد و دوست یهم نوشته بود که ” ایا باز هم می گوئید باید خواهش و تمنا کرد؟ ” خواستم چند خطی در این باره بنویسم…

تصور میکنم باید دو مطلب را حتما خدمت شماعرض کنم. اول اینکه من به هیچ عنوان منکر وضعیت نابسامان و بد معلولان در کشور نیستم. برای همان دوره ای هم که در این حوزه کار کرده ام شرمنده ام که نتوانسته ام در حدی که بتواند حتی گوشه ای از مشکلات را هم حل کند ، کا رکنم. هر چند دوستان من و شما – برخی از معلولان و کارشناسان عزیز- هنوز هم معتقدند شاید کارهای زیادی در آن دروه صورت گرفته است . اما می دانیم که آنقدر وضعیت خراب است که باید سالها زحمت کشید تا آن را به نقطه صفر رسانید. با این حال – موضوع دوم – معتقدم برای انجام این کار باید بسیار تلاش نمود و از فرصت های مختلف استفاده کرد اما این با دشنام دادن به دست نخواهد آمد و مطمئنا باخواهش هم به سرانجام نمی رسد. شعار قشنگی از کنفوسیوس را دوستان گروه باور تکرار می کنند که ” به جای لعنت فرستادن به تاریکی ، شمعی باید روشن کرد” و این کاری است که ما باید بکنیم. فریادمان را در همان اندازه ای که امروز برخی از دوستان شما میزنند، بزنیم. هر چند همین را هم بر نمی تابند. اما ماندن و سخن گفتن و داد ستاندن بهتر است تا از دست دادن همه چیز…من درهمان زمان که در بهزیستی بودم با دوستان معلول درانجمن هایشان جلسات متعددی داشتم . به آنها می گفتم من خیلی بیشتر از شما غیر دولتی هستم و شما دولتی تر هستید. چرا بر علیه من مصاحبه نمی کنید. چرا نمی گوئید وضع معلولان خوب نیست. چرا کار را به روزنامه ها نمی کشید..باور کنید همه اینها را از آنها می خواستم. چرا که معتقدم با فریاد ما و شما ، موضوع معلولان را می توان نشان داد و از سختی زندگی آنان گفت و مشکلاتشان را به رخ مجلس و دولت کشید و اگر دوستان صحنه را ترک کنند به هر دلیلی ، در رسیدن به اهدافمان بسیار عقب می مانیم.

به هر صورت من شاید فردی ضعیف باشم یا مبادی آداب یا ترسو ویا…هرچه می خواهید می توانید نام آن را بگذارید اما احساس میکنم به زبان نیکو سخن گفتن و بخصوص که آن سخن حق باشد تاثیر بیشتری می گذارد تا اینکه سخن حقمان را به گونه ای بگوئیم که قابلیت دفاع نداشته باشد…