پایان دوره برای همکاران افغانی …

دو سه ماه قبل با معرفی یکی از دوستان با موسسه ای در افغانستان آشنا شدم به نام ” The Swedish Commitee for Afghanistan “. این موسسه بیش از ۲۵ سال است که در حوزه پزشکی و توانبخشی در افغانستان فعالیت دارد و حدود ۸۰۰۰ کارمند هم دارد و در ۱۰ ولایت ( استان ) بیش از ۵۰ مرکز فیزیوتراپی و ۴ مرکز ارتوپدی را راه اندازی کرده است. در حیطه نابینایان و ناشنوایان و نیز کم توانان ذهنی هم اخیرا فعال شده اند. آن ملاقات باعث شد تا با همکاری دوستان موسسه خرد روشنگر که عضو هیات امنا آنجا هم هستم ، برنامه ای را مطابق درخواست برای یک دوره یک ماهه آشنائی با گفتاردرمانی طراحی و با همکاری دانشکده علوم توانبخشی آنرا به اجرا در آوردیم. هرچند در راه تهیه ویزا با مشکلاتی روبرو شدیم اما به هرصورت ۴ نفر از همکاران افغانی تشریف آوردند  و برنامه از حدود یکماه قبل آغاز شد. برای این دوستان که دوره هایی را در هند و پاکستان گذرانده بود، سطح علمی و آموخته هایشان قابل مقایسه با آن دوره ها نبوده است ، بویژه که زبان دوره به فارسی بود و این برای آنان مهمترین علت بوده است چه به گفته خودشان برداشت شان از مطالب تا حد قابل توجهی افزایش یافته بود. این یکی از دلایلی است که ما هرچند فرصت های زیادی را برای ارتباط و تعامل علمی و آموزش کادرهای افغانستان در طول سالهای گذشته از دست داده ایم، اما باید آن را فرصت جدیدی به حساب آوریم و به سرعت فقدان فعالیت ها در گذشته را جبران کینم. در میهمانی شامی که برای پایان دوره برگزار شد، موضوع ارتباط و تعامل بخش غیر دولتی و مشارکت بخش دولتی در برگزاری دوره نیز مورد توجه قرار گرفت و این برنامه نشان داد در صورت تفاهم امکان برگزاری این گونه دوره ها در آینده وجود دارد. امیدوارم که با عنایت به توانمندی های قابل توجهی که د رحوزه توانبخشی و نیز سایر حوزه ها در ایران داریم بتوانیم از این موقعیت برای کمک بیشتر به مردم محروم افغانستان بویژه معلولان آنجا استفاده کنیم….

آشنائی با کنوانسیون برای دوستان دارای ناتوانی و معلولیت…

به همت دوستان کمسیون حقوق بشر اسلامی که خوشبختانه به خوبی  بر روی موضوع  کنوانسیون متمرکز شده اند، دعوتی شده بود تا در جمع دوستان معلول استان مازدران حاضر شوم و مطالبی در این مورد خدمت عزیران عرض کنم. در این سفر که آقای دکتر صابری و شهبازی فر و آقای محمود نژاد هم حضور داشتند – البته با تاخیری دو ساعته درپرواز – در محل سازمان بهزیستی در ساری ، دوستان دارای معلولیت از سراسر استان حضور پیدا کرده بودند و جلسه خوبی برگزار شد. به دوستان قول دادم که مجموعه اسلاید سخنرانی را در اینجا قرار دهم. دوستان می توانند از اینجا آن را دریافت کنند… این برنامه از سوی کمسیون و با همکاری جوامع معلولین دراستانها انشاالله دائمی خواهد بود و هفته آینده در شیراز گویا برنامه انجام خواهد شد. البته من امکان حضور ندارم. امیدوارم با این قبیل برنامه ها آگاه سازی و تغییر نگرش نسبت به موضوع کنوانسیون با سرعت بیشتری انجام شود…

زنان در شغل های سخت …

قبل از سفر به اراک مصاحبه ای داشتم با خبرنگار تهران امروزتحت عنوان “زنان در شغل های سخت “ در مورد اینکه دلایل گرایش برخی خانم ها به مشاغل سخت چیست…نکاتی مطرح شد که در متن گزارش ایشان که در شماره دیروز شنبه به چاپ رسیده است مورد اشاره قرار گرفته است. البته شاید نکته مهم در همان قسمت آخر است که معتقدم بیش از پیش باید مورد توجه زنان و نیز نهادهای حقوقی قرا گیرد و آن موضوع حقوق زن است که در بسیاری موارد به سادگی مورد غفلت و پایمال شدن قرار می گیرد. باید برای این موضوع فکری اساسی کرد….

سفر به اراک …

از روز سه شنبه عصر به اراک رفتم تا یک دوره آموزش سه روزه تحت عنوان ” برنامه ریزی خدمات توانبخشی برای کودکان با نیازهای ویژه ” برای کارشناسان توانبخشی  آموزش و پرورش استثنائی استان مرکزی برگزار نمایم. فرصت خوبی بود تا از نزدیک با مسائل و مشکلات و توانمندی های دوستان و هم ابعاد مختلفی که پس ا زتجمیع ادارات سازمان آموزش و پرورش استثنائی استانها درسازمان آموزش و پرورش استان بوجود آمده است، آشنا شوم. باید عرض کنم که این اقدام بواقع تاثیر بسیار محدودکننده ای در این زمینه برای توسعه فعالیت ها بدنبال داشته است که در کاهش خدمت رسانی به دانش آموزان نیازمند نه تنها موثر بوده است بلکه احساس میکنم در آینده نیز تاثیرات آن بشدت افزایش یابد… در هر صورت کلاس های بسیار خوبی را داشتیم و برای دوستان در زمینه های مختلف توانبخشی و برنامه ریزی صحبت کردم و خوشبختانه مشارکت بسیار خوب و فعال آنها در بحث ها باعث شد در طول سه روز کار فشرده اصلا احساس خستگی نداشته باشم و تصور میکنم آنها هم همین حس را داشتند…امیدوارم همه ما در مسیر ارائه خدمت به دوستان دارای ناتوانی و خانواده های آنان توفیق بیشتری داشته باشیم…انشاالله در آینده بیشتر در این زمینه بنویسم…از دوستان خوبم جناب آقای عسگری – که توفیق دیدارشان را بعد از مدتها  پیدا کردم – معاون و سرکار خانم ها سلطانی و نوروزی کارشناسان محترم اداره آموزش و پرورش استثنائی بخاطر مهمانوازی گرم و صمیمانه اشان بسیا رممنونم…

حضور در مدارس….

از دوران دانشجوئی درکارشناسی ارشد آموزش بهداشت و خواندن درس بهداشت مدارس به مدرسه به عنوان یک منبع مهم برای توسعه بهداشت می اندیشیدم. در زمان کار در بهزیستی هم به دوستان توصیه می کردم برای آگاه سازی و تغییر نگرش در مورد معلولیت باید از مدرسه آغاز کنیم. بسیار خوشحالم که بالاخره دوستان من در انجمن باور این ضرورت را بخوبی تشخیص دادند و کار با مدرسه را وجه همت خویش قرار دادند. در بحث  آموزش و پروش تلفیقی و نیز فراگیر که سخن از حضور معلولان در کنار دانش آموزان عادی است ، همیشه مخالف خوانی های کارشناسی را به بهانه های مختلف داریم که روحیه کودکان عادی چه میشود و موضوع  بسیار حساس است و یا اینکه برخورد با کودکان دارای ناتوانی ممکن است روحیه آنها را دچار بحران کند و… اما تجربه من و صحبت با معلمین و والدین و خود بچه ها نشان می دهد ، تنها کسانی که با بچه های  دارای ناتوانی هیچ مشکلی ندارند ، دانش آموزان عادی هستند و با بهترین صورت پذیرای دانش آموزان دارای ناتوانی هستند. به نظرم از این پتانسیل و ظرفیت مطلوب باید به بهترین صورت استفاده کرد و در زمینه شناخت ناتوانی و معلولیت از مدرسه شروع کنیم که اینان بزرگسالان آینده نزدیک هستند . چنانچه در این مسیر موفق شویم ، دسترسی معلولان را به امکانات جامعه در آینده تضمین می کنیم. چه مدیران آینده از میان همین دانش آموزان امروز هستند که دیگر غریبه ای نا آشنا با پدیده معلولیت و ناتوانی نیستند… امید که درک مناسبی از این حرکت بدست آید و همه در مسیر بارور شدن آن کمک کنیم….

باور در مدراس

بد رفتاری با معلولان…

یکی ا زدوستان که خود به نوعی گرفتار این بد رفتاری شده است و انشاالله بتوانیم کار ایشان را پیگیری کنیم ، این خبر را فرستاده است …در کلاس های  درس ” اصول توانبخشی ” وقتی از دوره هایی که در برخورد جوامع با مفهوم معلولیت و ناتوانی در طول قرون گذشته سخن می گوئیم به این نکته تاکید می کنم که هیچ خط قاطع و محکمی نمی توان برای تفکیک این دوران از هم قائل شد. این اتفاق هم چیزی جز همان مفهوم  طرد و از بین بردن نیست که در دوران ابتدائی برخورد با معلولان و بهتر بگویم در دروان باستان وجود داشته است ، اما متاسفانه هنوز هم انواعی از آن را شاهدیم. این که من بسیار بر روی موضوع تغییر نگرش نسبت به معلولیت تاکید دارم ، ناشی از همین گونه اخبار و مواردی است که هر روز در جای جای دنیا رخ می دهد و کشور توسعه یافته یا در حال توسعه هم نمی شناسد…امید که همه برای بالا بردن آگاهی ها دراین زمنیه تلاش کنیم و اول مرتبه از خود آغاز کنیم…