وبلاگ ” کاردرمانی ” …

نمی دانم پیش از این هم وبلاگ ” کاردرمانی ” را معرفی کرده ام یا نه؟ اما باید عرض کنم هر چند هنوز موفق به دیدار با آقای پارسا هوش ور که صاحب اصلی این وبلاگ هستند ، نشدهم اما دورادور خدمتشان ارادت دارم. این هم بواسطه مطالب خوبی بود که در گروه یاهو مخصوص دانشکده توانبخشی دانشگاه شهید بهشتی و اگر اشتباه نکنم وبلاگ قبلی شان می نوشتند که بسیار مفید و از زاویه ای خاص به مسایل نگاه می کردند. به هر شکل توفیقی شد که امروز وبلاگ ایشان را که گویا اکنون با همکاری دوستان کاردرمان به شکل جمعی می نویسند ببینم و در این یادداشت به معرفی آن بپردازم. خاطرم هست در وبلاگ توانبخشی ایران هم که سال های قبل راه اندازی کردم از همین شیوه نوشتن گروهی بهره گرفتیم که خب بدلایل مختلفی موفق نبودیم. خوشحال هستم که این وبلاگ د رحال حاضر به خوبی توسط همکاران عزیز نوشته می شود. در برخی از مطالب عنوان و تیتر مطلب ندیدم که تصور میکنم لازم است. ضمن اینکه اگر نام نویسنده هر مطلب در ابتدای نوشته بیاید خیلی بهتر است . همچنین پیشنهادی دارم و آن اینکه با توجه به امکانی که در بلاگفا وجود دارد اگر متن های کوتاه تری را در صفحه اصلی داشته باشیم و مابقی به ادامه مطلب که در صفحه دیگری باز می شود، برده شود مناسب تر خواهد بود. یافته ها و تجربیات دوستان بخصوص تجربیات کلینیکی و اجتماعی به نظرم خیلی مهمتر از بیان برخی مطالبی است که گاه باید صرفا به معرفی کتابهایی پرداخت که دوستان دیگر را به مراجعه بدانها تشویق کنیم. به هر تقدیر جایگاه این گونه وبلاگ های تخصصی را در حوزه توانبخشی بسیار مهم می دانم و امیدوارم بر تعداد آنها و نیز کیفیت مطالب بیش از پیش افزوده شود. ..

اللهم صل علی محمد و آل محمد …


عید مبعث بر همه مسلمانان و پیروان رسول خدا( ص) مبارک باد. اخلاق نیکو شاید یکی از مهمترین ویژگی های پیامبر و دستاورد بزرگ ایشان است. در حدیثی فرموده اند  :بهترین شما کسانی هستند که اخلاقشان نیکوتر است ، آنان که با مردم طرح الفت و محبت می ریزند و مردم نیز با آنان پیوند انس ودوستی بر قرارمی کند ” چقدر خوب است که در چنین ایام خجسته ای بار دیگر به ایشان از این منظر اقتدا و سعی در کسب اخلاق نیکو کنیم تا انشاالله در زمره بندگان خوب خدا قرار بگیریم… ضمنا دوستان علاقمند را به دیدن سایت  خوب ” پیامبر اعظم ” دعوت میکنم…

مکث …

چندی قبل یکی از دوستان زحمت کشیدند و کتابی تحت عنوان ” مکث ” را برایم فرستادند. مکث کتابی است که توسط سرکار خانم پروین پناه به رشته تحریر درآمده است. وی در این کتاب به بیان تصویری از زندگی برخی برگزیدگان  دارای ناتوانی و معلولیت پرداخته است که عمدتا از دیار آذربایجان هستند. هنرمندان، نویسندگان، ورزشکاران، معلمین و استادان دانشگاه و.. از جمله افرادی هستند که خانم پناهی با آنان مصاحبه و شرحی از زندگی ایشان در کتاب نقل شده است. مصاحبه های کم و بیش کوتاه و بلند که توسط نویسنده صورت گرفته است به این بیان نوشتاری کمک کرده است. کتاب آنطور که نویسنده گفته است در فرصتی اندک انتشار یافته است که به نظر می رسد در برخی موارد شتاب زدگی هایی را به همراه داشته است که گاه به صورت مشخص در کتاب مشهود است. از جمله این مشکلات به دو فصل ابتدایی کتاب می توان اشاره نمود که به نظر می رسد نیازی به گنجاندن آنها وجود نداشته است چه گاه آوردن مطلبی به صورت ناقص ضرر بیشتری ایجاد می کند تا اینکه اصولا آن را حذف کنیم. علیرغم این مشکلات، در کل کتاب اثری سودمند در معرفی معلولین و جانبازان شاخص است که می تواند هم برای جامعه افراد عادی و هم  برای جامعه افراد دارای ناتوانی و معلولیت انتخاب مناسبی برای مطالعه و بهره برداری باشد. کتاب توسط موسسه انتشارات یاران در تبریز به چاپ رسیده است. ….

واگذاری مرکز رودکی …

مرکز رودکی که همه به همین نام می شناسیمش ، یک مرکز ملی برای ارائه خدمات مختلف به نابینایان درکشور است و خوشبختانه طی سالهای خدمت خود گام های ارزنده ای برای خدمت به نابینایان برداشته است، اما به نظر می رسد ظرفیت مرکز رودکی بسیار فراتر از عملکردش است.. این روزها خبر انتقال آن به بخش غیردولتی باعث ایجاد جو سنگینی در مطبوعات و جامعه نابینایان شده است که البته من بیشتر آن را حاصل عدم تعامل و گفتگو بین دوستانم در سازمان و جامعه نابینایان می دانم. خاطرم هست که آنچه ما را در آن زمان در سپردن مرکز رودکی به بخش غیر دولتی – نمی گویم بخش خصوصی که اصولا موافق با آن نیستم، اما با بخش غیر دولتی چرا- شد به دلیل همین ملی بودن مرکز رودکی است. روزنامه اطلاعات در این زمینه گزارشی تهیه کرده است که شامل گفتگوهایی با دست اندرکاران است و گوشه ای ازنظرات من را هم آورده اند که در اینجا و اینجا می توانید ملاحظه کنید… به طور خلاصه باید عرض کنم نظر کارشناسی این است که همه بر اینکه باید در مرکز روح تازه ای دمیده شود و از حالت رکود و رخوتی که بواسطه سیستم اداره دولتی بر آن سالهاست حاکم است فائق آید. باز هم نظر کارشناسی سپردن اداره به یک یخش غیر دولتی اما متخصص است. به این ترتیب می توان با تزریق سرمایه های معنوی و مادی و بویژه نیروی انسانی رویکرد تازه و نگاهی نو را به مجموعه رودکی شکل داد…

روز فیزیوتراپی…

دوم مرداد را به مناسبت اینکه در چنین روزی استقلال فیزیوتراپیست های ایرانی برای تاسیس کلینیک فیزیوتراپی توسط وزارت بهداشت به رسمیت شناخته شد، روز فیزیوتراپی نامیدیم. هرگز تلاش های انجام شده در سالهای طولانی برای کسب این موضوع که گاه به شکل آرزو می نمود ، را نباید فراموش کرد… دوستان زیادی برای این استقلال تلاش کردند که شاید در راس همه باید از همکار بزرگوار و پیشکسوت فیزیوتراپی جناب آقای فیزیوتراپیست محسن هاشمی نام برد که عشق بزرگش در زندگی به نظرم فیزیوتراپی ایران و اعتلای آن است. تلاش های صادقانه او وهمراهی دوستان دیگر در نهایت در دوران وزارت آقای دکتر فرهادی به بار نشست و این حق به رسمیت شناخته شد. باید در این میان از نظر مثبت و تلاش آقای دکتر محمدرضا خاتمی معاون درمان وقت وزارت بهداشت نیز تقدیر نمود که در مقابل آنهائی که شاهد بودم در برابر این حق مقاومت می کردند،ایستادگی نمود و بر اعطای آن پای فشرد… روز فیزیوتراپی را به همه فیزیوتراپیست های کشور، بویژه همکاران انجمن فیزیوتراپی ایران  تبریک میگویم و آرزومی کنم به تعهد خود در برابر بیماران و معلولان جامعه که نیاز به خدمت ما دارند ، وفادار باشیم…

تعطیلی مراکز نگهداری از کودکان معلول …

در یکی ا زیادداشت های قبل که در مورد مرکز نمونه نوشتم، گفتم که باید به دنبال تعطیل نمودن مراکز نگهداری رفت، هر چند که تا زمانی که کودکی نیازمند نگهداری باشد و کسی برای نگهداری نداشته باشد ، خب صبر باید کرد. چندی قبل خبرنگار همشهری هم در این زمینه تماسی داشت و سوالاتی مطرح کرد. نمی دانستم مطلب ایشان چاپ شده و امشب اتفاقی آنرا دیدم. مطلب را در اینجا می توانید ببیند…