سفر به پکن …

به نظر می رسد که این تصور عمومی وجود دارد که با تعطیلی تابستان در مراکز آموزشی انشان فرصت های بیشتری پیدا می کند و به کارهای عقب مانده سروسامانی می دهد. البته این تابستان و شاید تابستان های گذشته برای من چنین معنائی پیدا نکرد. نمونه بارز آن هم همین مدتی که نتوانستم در اینحا حضور پیدا کنم و بنویسم. بواقع مشغله های متعدد و درگیری ذهنی مانع از تنظیم فرصت مناسب برای نوشتن است. امشب – که برق هم یاری کرده است و تشریف نبرده است – گفتم  با توجه به اینکه عازم چین هستم و ممکن است در آنجا هم کمتر امکان نوشتن پیدا کنم، چند خطی بنویسم . برای بازی های پارالمپیک عازم پکن هستم و احتمالا سه هفته در ایران نخواهم بود. امیدوارم که کاروان ورزشکاران اعزامی که در طول یک دو سال گذشته سخت زحمت کشیده اند و کادر اجرائی که انصافا شاهد بوده ام بلافاصله بعد از بازی های آتن جلسات و برنامه های خود را آغاز نمودند با لطفی که خداوند خواهد داشت، موفق و سربلند به ایران باز گردند. از همه دوستان و سروران ارجمند هم تقاضای دعای خیر برای این کاروان ارزشمند دارم تا انشاالله بتوانند مثل گذشته جبران برخی از عدم موفقیت های دوستان المپیکی را هم بنمایند و نام ایران و پرچم ایران را بارها در پکن به اهتزاز در آورند….

نوشته های گذشته …

همانطور که ملاحظه می کنید در منوی سمت چپ تعدادی از مجموعه نوشته های گذشته که مربوط به نیمه اول سال ۱۳۸۱ است اضافه کرده ام. برای خودم هم بسیاری از آنها جالب است و یادآور خاطرات تلخ و شیرین… امیدوارم دوستانی هم که ملاحظه می کنند برایشان جالب باشد….

هنوز هم نابودسازی….

دوست خوبم آقای افسری زحمت کشیدند و لینک یک خبر تکان دهنده – مادر سنگدل آمریگایی، دختر معلول خود را با ندادن غذا کشت  – را برایم ارسال کردند… خبری است از جنایتی دیگر در قرن ۲۱ در حق معلولان… در کلاس ها همیشه به هنگام سخن از دوره های متفاوت برخورد جوامع بشری با ناتوانی و معلولیت تذکر می دهم که این دوره بندی و تفاوت قایل شدن برای دوران مختلف تنها برای آن است که یک ذهنیت کلی از تفاوت برخوردها حس شود و الا هرگز نمی توان خطی کامل و قاطع بین آن دوران قایل شد. چه به همین دوران اخیر اشاره دارم که مثلا در همین کشور آلمان که در رسیدگی و تامین حقوق معلولان کارهای بسیار خوبی انجام شده است، باز هم شاهد تضییع حقوق معلوان به گونه های مختلف هستیم. زمانی در یک فیلم مستند که از تلویزیون آلمان پخش می شد صحنه های معلول آزاری حتی توسط خانواده ها که با دوربین مخفی گرفته شده بود ، دیدم که بسیار تکان دهنده بود و یا حمله نئو نازی ها به معلولان و صدمه زدن به آنها بسیار متداول است. حالا خبر از یک جنایت دیگر آن هم در امریکا … بواقع اینکه همیشه بر نگرش منفی به معلولان به عنوان بزرگترین مشکل برای تامین حقوق معلولان در جوامع اشاره دارم در همین نکته نهفته است… تا این موضوع را حل نکنیم  باز هم باید شاهد این رفتارها باشیم. این مورد نه آخری است و نه تنها مورد ، بلکه باز هم شاهد این گونه وقایع تلخ در دور و نزدیک خودمان خواهیم بود… پس از هر فرصتی برای آگاه سازی و تغییر نگرش و با استفاده از هر طریقی که بتوانیم ، باید استفاده کنیم و لحظه ای دست از تلاش در این حیطه بر نداریم.. با امید آنکه خداوند بیش از گذشته یاریمان کند…