خشونت علیه سالمندان …

نهم مهرماه هر سال روز جهانی سالمندان است. پدیده خشونت علیه سالمندان متاسفانه ابعاد گسترده ای یافته است. روزنامه همشهری گزارشی در این زمینه تهیه کرده است که در بخش هایی از آن نکاتی را گوشزد کرده ام. آن را در اینجا می توانید بخوانید….

روزهای سرنوشت ساز را درک کنیم…

ایمیل هایم را نگاه می کردم که به ایمیلی از گروه باور رسیدم. البته مربوط به روزهای گذشته بود. متن مصاحبه آقای محمود نژاد، انتقاد مانی رضوی زاده و پاسخ ایشان را یکجا نقل کرده بودند. خب اینگونه مطالب را از دو منظر می توان ملاحظه کرد. از یک سو توان و تحمل انتقاد را در خودمان افزایش می دهیم که بسیار پسندیده است و می تواند در تصحیح هر یک از ما مفید و ارزشمند باشد و از سوی دیگر اینکه برای برخی سوءتفاهم ها باید هزینه کنیم. در چین بودم که لینک مصاحبه آقای محمد نژاد را که مانی فرستاده بود دیدم . یکی از دوستان هم در ایمیلی که برایم فرستاد خواسته بود تا پادرمیانی کنم و این سوءتفاهم ایجاد شده را حل کنم. متاسفانه حجم کارهای انباشته شده بدنبال سفرم به چین مانع آن شد تا بتوانم زودتر از اینها در این مورد بنویسم… به هر حال من هم مصاحبه را آنگونه که مانی یافته بود ، حاوی توهین به معلولان نیافتم. مشخصا منظور ایشان به درستی تحریک سیستم برای پاسخ دهی به نیازهای متعدد و روز افزون معلولان و خانوده های آنان است و واجب الفطریه دانستن هم نه به معنای جمع آوری کمک استفاده شده است بلکه به عنوان هشدار و تلنگر بر مسئولانی است که باید بیش از پیش به فکر آنان باشند. مصاحبه های آقای محمد نژاد برخی اوقات حامل چنین سوءبرداشت هایی می شود که به نظرم با کمی دقت بیشترقابل حل است و دوستان هم باید با سعه صدر بیشتر به مطالب بنگرند. این روزها که من کمی از متن قضایا دور بوده ام و بعد از رفتنم به چین متوجه مصوبه هیات وزیران در مورد کنوانسیون شدم، نمی دانم در این زمینه چه کرده ایم. پیگیری کار تصویب کنوانسیون در مجلس تلاش و زحمت زیادی از ما خواهد برد و همه باید در این زمینه یکدل و یک زبان تلاش کنیم. امروز روزی نیست که در جبهه واحد دوستان دارای ناتوانی و معلولیت کوچکترین شکافی ایجاد شود که در این صورت ترمیم آن به راحتی میسر نخواهد بود. تصویب کنوانسیون و مزایائی که بدنبال آن بر جامعه معلولان ایران مترتب خواهد شد این تکلیف را بر دوشمان سنگین خواهد کرد که پرداختن به سوءتفاهم ها مانعی جدی د رراه رسیدن به اهدافمان خواهد بود. بنابراین به جای پرداختن به یکدیگر مناسب تر است به اهدافمان بپردازیم و تلاشی بی وقفه را برای تحقق آن آغاز کنیم و ادامه دهیم…

شب قدر …

بسم الله الرحمن الرحیم /انا انزلناه فی لیله القدر / و ما ادراک ما لیله القدر / لیله القدر خیر من الف شهر / تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر / سلام هی حتی مطلع الفجر

به نام خداوند بخشایشگر مهربان / ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم / و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟! / شب قدر بهتر از هزار ماه است / فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان هر امری را نازل می‌کنند / شبی است سرشار از سلامت تا طلوع سپیده. (قرآن کریم، سوره قدر)

چقدر خوب است که بتوانیم قدر شب های قدر را درک کنیم و به معنای عمیق آن دست یابیم… این دو پایگاه ( ۱ و ۲ ) می تواند برخی اطلاعات خوب را در این زمینه ارائه کنند…

شخصیت قهرمانی …

صبر کردم تا رقابت های امروز به اتمام برسد و ضمن اینکه مطلبی را د رمورد شخصیت قهرمانی بنویسم به نتایج آخرین روز هم اشاره داشته باشم…الحمدلله امروز بسیار روز خوبی بود و با ۲ مدال طلای میرزائی و رجبی و نقره کرم زاده و برنز صادق زاده و تیم فوتبال ۷ نفره بسیار پربار بود…این مدال ها باعث شد تا د ررده بندی کلی امروز به رده ۲۱ برسیم که در مجموع از پارالمپیک پکی دو رده بالاتر ایستادیم. این در نوع خود می تواند ارزنده باشد. البته نکاتی وجود دارد که باید در موعد دیگری به آن بپردازیم. اما مطلبی که دلم میخواهد در مورد آن بنویسم موضوع شخصیت قهرمانی است. مشاهداتم در این روزها در هدکده و از ورزشکاران به خوبی نشان داد که آنانی که مدال گرفتند به نوعی از شخصیت قهرمانی برخوردار بودند و شما در سیما، حرکات و حالات ایشان می توانستی به نوعی این شخصیت را درک کنی.. صحبتهایی هم که با همکاران داشتم به نوعی همه بر این موضوع صحه می گداشتند. این موضوع چیزی است که باید در ورزشکارانمان تقویت کنیم و وضعبت روحی ایشان را بهبود بخشیم. دقیقا مشاهده کردم، آنکه از روحیه بالا و قوی برخوردار بود توانست به مدال دست یابد و رنگ مدال هم دقیقا تابعی از همین روحیه بود…امیدوارم که بتوانیم دراین امر بیش از گذشته سرمایه گذاری کنیم…

این روزها اگر کم می نویسم به مشغله های گوناگون و کمی دسترسی به اینترنت که بتوانم فارسی هم بنویسم است. به هر حال به دلیلی نوت بوکم را نیاوردم و این خود باعث کلی مشکل شد. فرصت حضور در پارالمپیک پکن بسیار مغتنم است و چیزهای فراوانی برای یادگیری رد اینجا وجود دارد که امیدوارم بتوانم در آینده در مورد هرکدام نکاتی را بنویسم. دیروز یک طلای دیگر هم توسط جواد حردانی که پیش از این یک مدال برنز کسب کرده بود، بدست آمد که با طلای ارزشمند حمزه محمدی تعدا مدالهایمان به ۲ طلا و ۵ نقره و یک برنز رسید. الان در چایگاه ۳۳ هستیم که چنانچه امروز تیم والیبال نشسته بتواند در دیدار فینال پیروز شود چند رتبه دیگر بالا خواهیم آمد که ارزشمند است. انشاالله با دعای خیر دوستان بتوانیم خبرهای خوبی داشته باشیم…

تلخی و شیرینی در پارالمپیک…

دیروز روز شیرین و تلخى براى کاروان ایران بود. شیرینى که با کسب مدال نقره به وسیله آقای على یارى به دست آمد و با پیروزى تیم فوتبال و  بسکتبال و نیز کسب نتیجه خوب خانم خزایی در  تنیس روى میز مقابل  قهرمان
پارالمپیک سیدنی رو به تکمیل بود با خبر هاى شکست جودو و ناگهان باز ماندن دو ورزشکار دو میدانی از شرکت در مسابقات  سخت همه را به هم ریخت. این مورد نادر برای  تیمی رخ داد که به سرپرستی آقاى هادیزاده از جمله منظم ترین تیم هآست. ۸ سالی که ایشان را می شناسم در دقت و نظم ایشان هیچ شکى نداشتم و سابقه  حضور در ۶ المپیک و  ده ها مسابقه جهانى جایى براى چنین اشتباهى باقى نمى گذارد. به نظر میرسد که جابجایی در برنامه مسابقات و  نداشتنِ اطلاع از این جابجایی از سوى سرپرست تیم عامل این واقعه گفته شده است اما این نمى تواند بار سنگین مسولیت را کم کند. دو ورزشکاری که این اتفاق برایشان رخ داده است از جمله امید هاى کسب مدال  بودند و حالا در شرایط روحى بسیار بدى هستند که امیدوارم اگر حق با کادرِ فنى تیم دو میدانی باشد بشود تامین حق شود.