باز هم بوچیا …

پیش ا زاین هم از بوچیا نوشته ام. اما خبر برگزاری ششمن دوره مسابقات کشوری آن باعث شد تا بار دیگر مطلبی را بدان اختصاص دهم. کتابچه مقررات و قوانین ورزش بوچیا در سایت فدراسیون معلولان و جانبازان قابل دسترس است. بوچیا ورزشی است برای افرادی که سنگین ترین ناتوانی ها را دارند و به نوعی آنها که به اعتقاد بسیاری تنها باید در منزل یا آسایشگاه مراقبت شوند. اما علیرغم این شدت ناتوانی به صحنه می آیند و نشان می دهند که هستند. بدیهی است هم اعضای خانواده و هم دست اندرکاران ورزش زحمت زیادی برای این حضور می کشند که قابل تقدیر است لیکن تنها یک جمله از مطلب قبلیم را تکرار میکنم که ” آنها درس زندگی به ما می دهند “. عکسهایی از این دوره مسابقات را در یک مجموعه تدوین کرده ام که اینجا می توانید دریافت کنید.

نمازی زیبا …


یکی از دوستان لطف کردند و تصویر های زیبایی را فرستادند. البته گفتند این هم کادوی من برای روزجهانی معلولان…انصافا زیباست…آن را بهمه دوستان تقویم میکنم…

هیچ کس صدای گریه مرا نمی شنود….

شاید در قسمت نظرات دوستان در مطلب ” پاره آجر ”  دیده باشید که دوستی نوشتند ” هیچ کس صدای گریه مرا نمی شنود”‌برای ایشان نوشتم موضوع چیست؟ لطف کردند و برایم نوشتند. دلم نمی خواهد در مورد آن چیزی بنویسم. برای اطلاع آنان که باید به این مسایل گوش دهند،‌ در اینجا نقل میکنم…امید که موجب حرکتی شود….

آقای دکتر
سلام
از آشنایی با شما بسیار خرسندم . همین که کسی وجود دارد که که به یک جمله من عکس العمل مثبت نشان می دهد و چرای آن را از من می پرسد جای بسی امید است . در هرصورت باز هم از شما تشکر می کنم .
منظور از اینکه گفتم هیچکس صدای گریه مرا نمی شنود منظور صدای گریه امثال من بود . در دنیایی که پر از تبعیض و ناعدالتی در حق اقشار معلول است و دستگاههای حمایتی فقط بوق تبلیغات حمایتی را در رسانه سرمی دهند . کجاست آن سه درصد استخدام دولتی از بین معلولین ، کجاست آن وعده ووعیدها در خصوص واگذاری خودروی ویژه معلولین ، کجاست آن مدینه فاضله ای که با مستمری ماهانه ۲۳۰۰۰ تومانی در آن بتوان زندگی کرد . آیا این تبعیض نیست که هنوز برای اسلاف رزمندگان و شهدای دلیر زمان جنگ هنوز سهمیه پذیرفته شدن در دانشگاهها وجود دارد ولی برای معلولین تنها خدمت بزرگی که سازمان آموزش عالی دارد این است که فقط برای معلولینی که در ناحیه دست مشکل دارند منشی تعیین می کنند . چه ایرادی دارد که سهمیه ای هم برای این قشر تعیین گردد تا آنان از گوشه عزلت به درآیند و حداقل با مشغول شدن به درس خواندن اندکی از افکارشان از ناراحتی های روزمره فاصله یافته و دریابند که آنان هم قشری از همین مردمی هستند که با درس خواندن می توانند کمی به آینده امیدوار باشند . با سازمان هلال احمر برای ساخت کفش طبی مراجعه می کنیم . حداقل زمان برای ساخت و تحویل ۳ ماه – حداقل مراجعه ۴-۵ بار – و حداقل مبلغ پرداختی برای ساخت – البته تا پارسال – ۸۵۰۰۰ تومان و جالب اینکه در قالب اعانات مردمی از من معلول دریافت می شود و اگر کسری داشته باشیم از تحویل آن ممانعت می کنند و باید برویم مددکاری ، گریه و زاری کنیم تا ۱۰۰۰۰-۱۵۰۰۰ آن را محبت و کنند و از ما نگیرند . آیا این ستم در حق من معلول نیست . آقای دکتر به مسئولین محترم بفرمائید که ما ترحم نیاز نداریم ، ما بنرهای تبلیغاتی حمایتی رنگارنگ در سطح شهر نیاز نداریم ، ما زندگی نیاز داریم . همینکه حقوق ما مانند سایرین تامین گردد از سر ما هم زیاد است .
….

انتشار کتاب ” صندلی چرخدار، حرکت،‌زندگی” …

دوستان زیادی هستند که از صندلی چرخدار استفاده میکنند. بسیاری از آنها متاسفانه اطلاعات کمی در مورد وسیله ای که سالهاست از آن بهره می برند و مدت زمان زیاد دیگری هم باید مورد استفاده شان باشد،‌ دارند. این مهم مورد توجه عزیزان در انجمن باور بود و همکار خوبمان سرکار خانم نسترن درود همت کردند و متن خوبی را تدوین کردند که با ویراستاری سرکار خانم دکتر حسینی به ارزشمندی آن افزوده شده است. از سوی دیگر با تصویرهای بدیع و زیبائی هم که احتمالا خواهرشان کشیده اند – تصاویر را دیده ام اما نمیدانم خانم نیلوفر درود خواهرشان هستند یا خیر؟- کتاب بسیار گویا و قابل استفاده شده است. همزمان با روز جهانی معلولان این کتاب منتشر شده است که جا دارد به دوستان باوری تبریک بگویم و اظهار امیدواری کنم بهزیستی هم دررساندن آن به دست عزیزان ضایعه نخاعی و همه آنها که از صندلی چرخدار سود می برند، ‌کمک کند….

راهپیمائی روز جهانی معلولان …

گروهی عقیده دارند که برگزاری روزها و هفته های مناسبتی خیلی هم خوب نیستند چه تنها توجهات را در همین روزها به موضوع اصلی جلب می کند و مابقی سال به فراموشی سپرده می شوند. اما اگر هم بپذیریم که اینگونه باشد آیا ما باید دست روی دست بگذاریم و از همین فرصت اندکمان هم استفاده نکنیم. بویژه برای دوستان دارای  ناتوانی و معلولیت که بواقع تنها فرصت ابراز وجودشان و رساندن صدای مظلومیت و نادیده انگاشته شدن خود را باید در همین روزها با فریادی بلند طنین انداز کنند. شخصا معتقدم از هر فرصتی برای اینکار باید سود جست. خوشبختانه تلاش و کوشش دوستان عزیزم در انجمن های غیردولتی معلولان بر این مهم استوار بوده است و نتایج خوبی هم گرفته اند. به عنوان کسی که روزها و سالهای کمی دورتر در این حوزه را شاهد بوده ام عرض می کنم که تلاشهایمان ثمربخش بوده است و هر جند با آرمانها بسیار فاصله داریم اما از نقطه شروع مدتی است گذشته ایم. این پیروزی بزرگی است که باید با تلاشی مضاعف حرکتهایمان را تدوام بخشیم. خوشبختانه ذهن خلاق دوستان دارای ناتوانی و معلولیت برای این ابراز وجود از همه راههای ممکن سود می جوید و طراحی های  نو می کند. این امر را در برنامه های گروههای مختلف در همین ایام روزجهانی معلولان شاهد بوده ام. یکی از این فعالیت ها راهپیمائی معلولان در تهران است که یکی دو سالی است به همت دوست خوبم جناب آقای محمود نژاد انجام می شود و خوشبختانه به استانهای کشور هم کشیده شده است. اگر بتوانیم  پوشش خبری و رسانه ای مناسبی برای آن ایجاد کنیم تاثیر مثبتی بر آگاهسازی و تغییر نگرش ها خواهد داشت. مراسم در محیط های سربسته خوب است اما برد و توان آن محدود به جمعیت حاضر در سالن است لیکن باید مردم را درگیر ساخت. آنچه در مطلب قبلی در مورد حضور دوستان باوری در فروشگاهی برای خرید نوشتم،‌ ذهن بسیاری از دیگر مردم حاضر در فروشگاه را به خود مشغول خواهد ساخت و بسیاری به این خواهند اندیشید که من چگونه می توانم در محیط کارم به گونه ای عمل کنم که فضا برای معلولان دردسترس باشد… راهپیمایی هم تاثیری اینگونه خواهد داشت…روز جهانی معلولان و هر مناسبت دیگری هم که بتوانیم از آن سود بریم فرصتهایی هستند که نباید به راحتی از دست داد….

آغازی بر یک پایان …

روز جهانی معلولان را در بندر عباس بودم. دوستان دعوتی کرده بودن که در مراسم آنجا شرکت کنم…راهپیمائی عزیزان با مشارکت گروه های مختلف غیر دولتی بویژه دوستان انجمن ضایعات نخاعی استان هرمزگان  انجام  و مراسم در محل پارک ساحلی غدیر که گویا برای استفاده معلولان هم در حال آماده سازی است برگزار شد. حضور شهردار بندر عباس  در راهپیمائی و مراسم مغتنم بود که امیدوارم با توجه به صحبتهای ارائه شده و گفتگویی که داشتیم موجبات بهبود شرایط محیط و بویژه ایاب و ذهاب فراهم شود. به مناسبت روز جهانی معلولان مطلبی را هم نوشته بودم که دوستان عزیزم در انجمن باور هماهنگ کردند که در روزنامه “مردمسالاری”‌ روز پنج شنبه کار شود. خوشبختانه متن یادداشت در صفحه اول به همراه تصویر مناسبی (‌عکس فوق، عکس های بیشتر را اینجا ببینید) به چاپ رسید که امیدوارم تاثیر گذار بوده باشد. تصویر مربوط به یکی از فروشگاههای جدیدی است که د رتهران دایر شده است و خوشبختانه با توجه به اینکه ساختمان آن از نقشه تیپ فروشگاه های یک موسسه معروف بین المللی تبعیت کرده است با کمترین مشکل برای رفت و آمد عزیزان روبروست. اختصاص جایگاه پارک ویژه نیز برای دوستان در محل پارکینک آن از جمله این تمهیدات است. امید که سایر فروشگاههای زنجیره ای که می تواند محل مناسبی برای خریدهای دوستانمان باشد بیشتر به فکر انجام این امور باشند. متن مقاله را در اینجا می توانید مطالعه کنید….

ب.ت : گویا روزنامه اعتماد هم روز شنبه چهاردهم این مقاله را چاپ کرده است. اینجا می توانید بدان دسترسی داشته باشید.