ارائه و سخنرانی، باید ها و نباید ها …

پیش ا زاین هم در مورد “اینفوگرافیک” نوشته ام. یکی از موارد مهم برای معلم ها، سخنرانان و دانشجویانی که باید ارائه داشته باشند، این است کهبه هنگام ارائه چه کاری مناسب و چه کاری نامناسب است. فهرست این موارد طولانی است اما برخی مهم ترند. این اینفوگرافیک توانسته است پنج مورد  مهم را به شیوه مناسب و قابل توجه گردآوری کند. امیدوارم دوستان ازآن استفاده برند…. با کلیک روی تصویرآن را در اندازه بزرگ مشاهده کنید…

1366314287_speech-infographic_l

انحلال، اشغال، ادغام دانشگاه…درس هایی که آموختم …

نامش را هر چه بگذاریم، تجربه ای است که باید از آن آموخت و عاقلانه با آن برخورد کرد، هر چند ممکن است تصمیمی با منشاء عقلانی نبوده باشد…. دنیا معبر عبور است و به هنگام گذر باید آموخت، حتی در سرگذشت پیشینیان که عبرت آموز است. افسوس که درس گرفتن از تجربیات که عمده آنها با قیمتی گزاف هم رخ می دهند، کاری به مراتب سخت از انجام امور هر چند غلط، به نظر می رسند. از همین منظر است که اغلب سعی می کنیم شخصا تجربه کنیم و از دانش و تجربه دیگران بهره ای نبریم. هر چند در روزهای آغازین موضوع ادغام بهانه های مختلفی آورده شد که سخن نگویید اما به نظر می رسد در موضوع تشکیل مجدد دانشگاه عنانی نیست و توصیه است که تا می توان بر این تصمیم باید تاخت. آنها که آن روز از این پرسش که کدام کار کارشناسی شما را به این ضرورت رسانده است؟ می گریختند حال فریاد بر می آوردند که منافع ملی در خطر است و کدام کار کارشناسی به انتزاع رای داده است…. اما نیک بنگریم شاید هر دو گروه درست می گویند. اگر منافع ملی در نظر بود و نه منافع شخصی و گروهی و دانشگاهی، آن روز پای مشورت استادان دو دانشگاه می نشستند و می پرسیدند آیا صلاح کار این است یا آنچه خسروان دانند و ایضا این روزها… اما حال که قصه ها رخ داده اند بد نیست منصفانه به آن بنگریم و توشه آموختنی برگیریم و برای آینده ذخیره کنیم… در این واقعه مسلما درس هایی است. من تلاش میکنم فهرست وار برخی را بر شمارم. مسلما کمک دوستان در بخش کامنت ها می تواند این فهرست را افزایش دهد و درس هایی برای همه در بر داشته باشد…

– بدون مشورت با ذینفعان ( اینجا استادان، کارکنان و دانشجویان) کاری نکنید…

– بی حرمتی به بزرگان و ذینفعان پاداشی در بر ندارد…

– منافع ملی را بر منافع شخصی، گروهی و جناحی و صنفی ترجیح دهید…

– خود و عقیده مان را هیچگاه بر دیگران تحمیل نکنیم…

– بر مسیر درست خود تاکید کنید و دست از تلاش برای احقاق اصول خود بر ندارید…

– کار غلط به منزل نخواهد رسید اما همیشه حق است که ظاهر خواهد شد…

– فریاد زدن افراد در روزهای نخست شناخت نمی آورد. در جریان گذشت ایام افراد بیشتر شناخته می شوند…

– در همه حال بیاموزید حتی از کار در کنار آنان که ناخواسته در کنار هم قرار گرفته اید…

– امور جاری و افراد را مقدس نسازید، همواره منتقد باشید به ویژه منتقد خودتان…

– قدردان زحمات همه انسانها در همه مراحل باشیم…

– هیچگاه امید را از دست ندهیم… خداوند همیشه راهی را نمایان می کند…

-….

احیاء دوباره دانشگاه علوم پزشکی ایران …

 download

نهم آبان ماه ۱۳۸۹ بود که خبر از انحلال دانشگاه ایران دادند و در یادداشت کوتاهی در همین وبلاگ آن را اطلاع رسانی کردم…. دوستان دانشگاه تهران آمدند و مهمان نوازی از ما… در این دوسال مطابق آن روزهای اول که جو امنیتی ساختند، با جوی اقتدارگرایانه، امکانی برای بیان پرسش ها فراهم نشد…اینکه چرا و به چه دلایلی باید این کا رانجام شود هنوز هم بدون پاسخ است. آنچه اهمیت داشت این بود که برای آرامش امور به این موضوع تن دهید و بپذیرید و صدایی بر نیاورید که دشمن سوء استفاده خواهد کرد… در طول این دو سال و پنج ماه و نه روز و چند ساعت، اما ذهن همگی ما همچنان درگیر این موضوع بوده است. هویتی آشکارا بارز و برجسته که با تلاش علمی و شایستگی ها بدست آمده بود، مسلما به این سادگی قابل حذف و یا نادیده انگاشتن نخواهد بود. اینگونه شد که فضای بهار ۹۲،  روح تازه ای در همکاران و استادان برجسته دانشگاه بوجود آورد که با حمایت آگاهانه و جدی وزیر محترم به ثمر نشست و مصوبه شورای گسترش دانشگاه های علوم پزشکی کشور در روز یکشنبه هجدهم فرودین ۱۳۹۲، دانشگاه علوم پزشکی ایران را احیاء نمود… اینک ما همچنان مهربانانه و با سعه صدر در کنار همدیگر به احیای ارزش های دانشگاه ایران خواهیم پرداخت و در خدمت انسانهایی خواهیم بود که شاید نام نیازمندترین گروه برایشان دور از ذهن نیست. معلولان و جانبازان انقلاب مخاطب اصلی دانشکده و متخصصین توانبخشی هستند و باید بر این پیمان پای فشرد که برای اعتلای ایران و دانشگاهی همنام او عزم جزم خواهیم کرد و بر این پیمان استوار خواهیم ماند….

nf00060021-1

بروز رسانی ها در سایت و وبلاگ…

سلام…

بالاخره بعد از گذشت بیش از شش ماه که چیزی در وبلاگ ننوشته ام به صرافت افتادم تا هم در وبلاگ بنویسم و هم دستی بر سایت اصلی که حالا نام تارنما را بر آن نهاده ام( بعد از بیش از سه سال) بکشم … هیچ بهانه ای هم برای ننوشتن نمی آورم… همانطور که برخی از دوستان هم ممکن است مشاهده کرده باشند اشکالاتی در وبلاگ رخ داده بود که با کمک ارزشمند همکار و دوست خوبم جناب آقای رضا ایازی که سایت شان تحت عنوان ” کاردرمانی در فلج مغزی” و وبلاگ شان هم با عنوان ” از هر دری سخنی” قابل دسترس است، هم مشکلات رفع شد و هم توانستیم مطالب را ازوبلاگ قبلی به وبلاگ جدید منتقل کنم. از همه مهمتر طی روزهای گذشته توانسته بودم مطالبی که از سال ۱۳۸۰ و آغاز وبلاگ نویسی در وبلاگ اولم که در آدرس بلاگر قابل دسترس است و نتوانسته بودم آنها را به وبلاگ قبلی بیاروم، خوشبختانه به وبلاگ جدید منتقل کنم و اینک خوشبختانه همه مطالب از آغاز تا امروز در وبلاگ یادداشت ها قابل دسترس است. البته برخی از تیترهای مطالب نوشته شده هنوز مشخص نیست و امیدورام در فرصت بعدی که انشاالله دور نباشد بتوانم آنها را نیز اصلاح کنم. در تارنما هم، قسمت کلاس روش تحقیق و بخش انگلیسی را از سایت شخصی جدا کردم که امیدوارم به تدریج کامل نمایم. در وضعیت جدید امکان دریافت پیشنهادات دوستان در هر بخش و صفحه وجود دارد که پیشاپیش از عنایت دوستان برای ارسال نظراتشان صمیمانه تشکر میکنم…

خب مثل اینکه با تبریک سال نو و نوروز ۹۲ آغاز نکردم. بد نیست این بار در پایان بدان بپردازم و ضمن تبریک آغاز بهار و سال ۱۳۹۲، روزگاری خوش همراه با سلامتی و شادی برای همه آرزو نمایم….