سایت بوچیا، ورزش من …

Baner

فکر می کنم قبلا هم سایت بوچیا، ورزش من رو که سرکار خانم آرزو قنبری زحمت راه اندازی آن را کشیده اند معرفی کرده ام. با این حال لوگو و لینک آن را اینجا می گذارم و از طرف ایشان دعوت میکنم که همه دوستان سر بزنند و بخصوص دوستان دارای معلولیت بتوانند از امکانات آن بیشتر استفاده کنند….

زمان تغییر … ؟؟؟!!!!

زمانی طولانی نیست که توانبخشی به این دیار آمده و جایگاهی در ادبیات علمی و پزشکی برای خود باز کرده است. سالهای اخیر بر میزان استفاده از این واژه به سرعت افزوده شده است. زیر شاخه های ان هم به تبع آن پربسامد تر شده اند. دقیق نمی دانم اولین بار در چه سالی آن را بکار برده اند و واضع آن که بوده است. گفتاردرمانی، کاردرمانی، فیزیوتراپی( که همان اصطلاح انگلیسی را بر گزیده است)، ارتوپدی فنی، شنوایی شناسی و این اواخر هم بینایی سنجی در این زیر شاخه ها قرار گرفته اند. در این یادداشت به جایگاه رشته ها و اینکه حتی هنوز برخی از پزشکان هم شناخت درستی از آنها ندارند، نمی پردازم. قصدم بیشتر پرداختن با اسامی و نامگذاری است. سالها حضور در حوزه توانبخشی یادآور این نکته است که در بسیاری از اوقات  درگیر نام گذاری ها بوده ایم. معلول یا مددجو، توانخواه، توانیاب، عقب مانده ذهنی یا کم توان ذهنی یا ناتوانی هوشی و جالبتر از اینها آهسته گام، کر و لال یا ناشنوا یا آسیب دیده شنوایی، کور یا نابینا یا روشندل یا آسیب دیده بینایی، توانبخشی یا بازتوانی، گفتاردرمانی یا آسیب شناسی گفتار و زبان، شنوایی شناسی یا اودیومتری یا ادویولوژی، بینایی سنجی یا اپتومتری، کاردرمانی یا ارگوتراپی، ارتوپدی فنی یا ارتوز و پروتز و اعضاء مصنوعی و وسیال کمکی…. سالها قبل در دوره آقای خاتمی از گفتاردرمانی برداشتی شد که در نوع خود جالب بود، مطرح کردند که ایشان در اداره امور،  بیشتر گفتاردرمانی  می کنند. این روزها هم گویا یکی از دواطلبین ریاست جمهوری در تبلیغات اخیرش گفته که کشور را با حرف و گفتاردرمانی نمی توان اداره کرد. من تصور می کنم زمان آن رسیده است که اینگونه برداشت ها را مانع شویم. به نظرم وقتی می توانیم از آسیب شناسی گفتار و زبان استفاده کنیم باید به تغییر تن دهیم. در مورد کاردرمانی نمی دانم چه باید کرد. دوستان حتما پیشنهاداتی دارند. به هر حال “کار” در فرهنگ ما با آن مفهومی که Occupation در کاردرمانی دارد متفاوت است. برای معلول، فرد دارای معلولیت یا ناتوانی(Disability) فراوان گفته اند و هیچ نگفته اند. به هرحال ممکن است تغییر برایمان سخت باشد اما در پذیرش آن باید تحمل و مدارا نمود… خوشحال می شوم از نظرات دوستان مطلع شوم….

بعثت، مکارم اخلاق و ….

pooster-mab'as-91-n

موضوعات مختلفی در این مدت برای نوشتن داشتم که مشغله ها مانع شدند. از آخرین و نزدیکترین مطلب آغاز کنم که همان امروز است. روز مبعث پیامبر بزرگ خدا حضرت محمد (ص) …. انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق … و افسوس که این روز بزرگ به نظرم سالهاست در جمع ما ایرانیان مهجور است… در برخی کشورهای مسلمان مانند مالزی آنچنان این روز با عظمت جشن گرفته می شود که دیدنی است و ما شاید یکی از آرام ترین اعیادمان را می گذرانیم. حتی وقتی به رسانه شنیداری و دیداری کشور هم توجهی کنید بوی غم و عزا از آنچه پخش می کند بیشتر به ذهن می رسد تا شادی و سرور که گویا با آن سخت بیگانه اند. مهربانی و اخلاق نیکوی پیامبر هم که خب جایگاهی در این فضا برای بیان پیدا نمی کند. به خودمان فرصت دهیم و کمی تحلیلی به برگزاری جشن ها در ایران بیاندیشیم. نتیجه واقعا غم انگیز است. امیدورام روزی را شاهد باشیم که جشن به معنای واقعی جشن باشد …. نکته دیگر اینکه تکمیل اخلاق مدنظر پیامبر بوده است. مسلم تنها اخلاق خوش و نیک مدنظر نبوده است بلکه همه اخلاق مدنظر است. گونه ای که اخلاق و رعایت آن در همه زندگی مدنظر و ملکه رفتاری فرد باشد. و الا ساده است که روی خوش نشان دهیم و حق فرد یا افراد را ضایع کنیم. اخلاق عملی شاید بهتر بتواند آن را نمایش دهد. اخلاق عملی فرد را وابسته به اخلاق می کند و شالوده زندگیش را بر مبنای اخلاق می گذارد. این اخلاق فرد را از همه آنچه ناپسند است دور می کند نه آنچه توصیه شده و تبصره هم می خورد… امید که در این روز بزرگ تصمیم به تلاش برای حضور در این فضا بگیریم و امید که خداوند کمک کند تا بدان آراسته شویم…

المیک ویژه ایران سالهاست که با تلاش گروهی از دوستان برای حضور ورزشکاران دارای کم توانی ذهنی در صحنه های ملی، منطقه ای و بین المللی تلاش می کند. جمعه گذشته برای قدردانی از همه عزیزانی که در طول ۱۴ سال گذشته یاری مان کرده بودند مراسمی در محل دانشگاه شریعتی برگزار کردیم. در این مدت به یقین دوستان زیادی از کمک های فکری، علمی، مالی، تخصصی و فنی، حضور شخصی و… خود ما را بهره مند ساختند. المپیک ویژه بدون داشتن جایگاه دولتی، صرفا بر مبنای فعالیت گروهی از علاقمندان به شکل یک سازمان غیردولتی داوطلبانه تا کنون توانسته است گام بردارد و نتایج هم در خور و شایسته بوده است. علاقمندان برای آشنایی بیشتر به سایت المپیک ویژه ایران می توانند مراجعه کنند. از فرصت استفاده می کنم و از همه عزیزاین که افتخار داشتیم از همکاری و کمک داوطلبانه آنان برخوردار شویم تقدیر و تشکر می کنم. آرزومندم که همچنان بتوانیم در خدمت عزیزان کم توان ذهنی در این حیطه باشیم…

خبر مهمی که حتما باید بدان بپردازم مربوط به انتخاب زهرا تعمتی تنها ورزشکار زن طلایی پاراالمپیک ایران به عنوان بهترین ورزشکار زن جهان است. پیش از این هم در یادداشت” قهرمانان ملی اما گمنام” از ایشان یاد کرده بودم و موفقیت وی را سر آغازی برای ارتقای ورزش بانوان پارالمپیک و لزوم توجه بیشتر به این بخش می دانم، همانطور که خود او هم در مصاحبه اش با ایسنا مطرح کرده است. این جایزه از سوی سازمان «اسپورت آکورد» به فردی تعلق می‌گیرد که در عرصه ورزش و جامعه، فعالیت‌های قابل توجهی انجام داده باشد. این سازمان هرساله برترین مربیان و ورزشکاران جهان را در شش شاخصه معرفی و از آن‌ها قدردانی می‌کند. در خبرها نقل شده بود که عملکرد درخشان وی در پارالمپیک لندن عامل مهمی برای انتخاب او بوده است. آنگونه که رئیس فدراسیون جهانی تیر و کمان نیز اصرار بر انتخاب وی داشته و از آن حمایت کرده است. به هر حال کار فدرسیون معلولین و جانبازان و کمیته ملی پرارالمپیک برای آینده سخت تر و حساس تر می شود و باید سرمایه گذرای بیشتری را بر روی ورزش بانوان به انجام برساند. امیدورام که زهرا نعمتی و سایر بانوان ورزشکار پارالمپیکی شایستگی ها خود را بیش از پیش در میادین ورزشی به نمایش بگذراند.

آخرین مطلب را هم می خواهم به وضعیت دانشگاه علوم پزشکی ایران اختصاص دهم. هر چند یک یادداشت جداگانه باید برای آن نوشت اما باز هم محدود می نویسم و سر این دمل چرکین را باز نمی کنم تا فضا آلوده نشود. متاسفانه اشغالگران دانشگاه بعد از اینکه  تصمیم  بر حضور مجدد دانشگاه علوم پزشکی ایران گرفته شد، همانگونه که انتظار می رفت – یا شاید هم انتظار نمی رفت- تن به قانون ندادند. قبلا هم گفتم آن روزها که ما می پرسیدیم چرا دانشگاه را منحل یا ادغام می کنید؟ نه تنها پاسخی نمی دادند بلکه انگ ضد انقلاب و اسلام و ولایت می زدند و برای عدم سوءاستتفاده دشمن خواستار سکوت بودند. اما این بار که هم شورای گسترش دانشگاه ها با رای همه اعضا و نیز مصوبه هیات امنا به این کار مبادرت کردند چادر بر کمر بستند و شکایت نزد دیوان بردند و حکم گرفتند و در مجلس بست نشستند و احدی از نماینگان نماند که لابی نکنند تا بودجه به دانشگاه ایران ندهند. اینجا دیگر مصاحبه کردن، تحریک دانشجویان، دروغ بافی و … موجبات سوءاستفاده دشمن را فراهم نمی کند و آشوب درست کردن برای اینکه آنچه از آن ایشان نیست مجدد غصب کنند اتفاقا” در مسیر اسلام و انقلاب دانسته می شود… آخر شما که ادعای استاد اخلاق بودن برای خود وضع کرده اید، آیا اشغال آنگونه دانشگاه مبنای اخلاقی دارد؟ امتیازهای مجموعه اعضای هیات علمی دانشگاه ایران را که غصب کردید و با آن رتبه کشوری و منطقه ای کسب کردید، اخلاقی است؟ بدون نظر هیات امنای دو دانشگاه و شورای گسترشی که بعد از اشغال تشکیل دادید و تنها با سه امضاء … اخلاق را رعایت کردید؟ البته همه این تلاش ها اگر چه مانع اختصاص ردیفی برای دانشگاه در بودجه ۹۲ شد، اما وزارتخانه بر اساس مصوبات خود بودجه دانشگاه را تفکیک و از ابتدای تیرماه ابلاغ خواهد نمود و این هیچ مشکلی برای دانشگاه ایران ایجاد نخواهد کرد. بنابراین توصیه می کنم این دانشگاه کوچک ما را به حال خود واگذارید. شما که خیلی خیلی بزرگ هستید دست از سر ما بردارید و بگذارید به حال خودمان باشیم. تاریخ آینده در مورد هر دو ما قضاوت خواهد کرد….

مابقی مطالب بماند تا مجالی دیگر….