سوءتدبیر و ناامید ساختن در وزارت بهداشت…

اگر نبود این واژه بهداشت بر سر نام این وزارت فخیمه پزشکان، کرور کرور جمعیت کشور خیال شان راحت می بود و می شد. حداقل نام وزارت پزشکان شایسته تر و زیبنده تر می نمود….اما وقتی نام بهداشت را بر سر آن می چسبانند این تصور پیش می آید که حتما وصف العیش، نصف العیش… همین می شود که هی به خود می بالیم که در بهداشت چنینیم و چنان و بعد شاخص های بهداشتی را که پیش بکشیم می بینیم که وضع مان از همین حاشیه نشین های خلیج فارس مان بهتر که نیست هیچ کمی هم…. خب ما که بخیل نیستیم چشم بر هم می گذاریم تا نبینیم که در جامعه ای که بیش از هزار فارغ التحصیل متخصص آموزش بهداشت و ارتقای سلامت حضور دارند و بسیاری از آنان منشاء خیر بوده و هستند و مسئولیت های اجرایی مهمی هم داشته اند که یکی از آنان همین استاد ارجمند جناب دکتر تقدیسی هستند که همین روزها به فضیلت برکناری نائل شدند، باید مدیر دفتر آموزش بهداشت و ارتقای سلامت هم یک پزشک محترم دیگر باشد…البته ما دیگری هستیم و نامحرم که در جمع پزشکان، داشتن دکتری تخصصی هم ارزشی برای اداره کار تخصصی خودت ندارد. این نقض غرض را اما چگونه پاسخ می دهند که سالیانه در همین رشته آموزش بهداشت و ارتقای سلامت، آن هم تنها برای دوره های کارشناسی ارشد ودکتری تخصصی، تعداد زیادی دانشجو پذیرش می شود و بعد ساده ترین کاری که از این خیل عظیم دانش آموخته بر می آید را بدان ها نمی سپارند… این رویه غلط را در دولتی که منادی شایسته سالاری بود قبلا تجربه کردیم و اینک تجربه سوء تدبیر و نا امید ساختن جوانان این رشته را هم شاهدیم… دست دوستان درد نکند….سلامت و شاد باشند…

سمپوزیوم معیارهای پذیرش در ارائه خدمات باروری، از دیدگاه اخلاقی و حقوقی، یادواره دکتر سعید کاظمی آشتیانی …

دیروز توفیق داشتم در سمپوزیومی که هر ساله به یاد دکتر کاظمی عزیز که خداوند بر تعالی روحش بیافزاید، در پژوهشگاه رویان شرکت کنم. میزگرد بعدازظهر با حضور جمعی از استادان با تمرکز بر موضوع افراد دارای ناتوانی ومعلولیت و نیز کسانی که با آسیب های اجتماعی روبرو هستند، برگزار شد. البته کمی از این بحث در میزگرد صبح هم مورد کنکاش قرار گرفته بود که بیشتر بر روی مسئله سن زوجین تمرکز یافته بود. اصل مطلب این است که ابهامات و خلاءهای قانونی در پذیرش مراجعان به مراکز درمان ناباروری وجود دارد که برای پژوهشگاه رویان بسیار با اهمیت تلقی می شود. به هر حال موضوع بسیار چالش برانگیز است. از حق انسان برای باروری آغاز می شود و تا اینکه آیا این کار که گاه چون اقدامات رویان مداخله در باروری محسوب می شود جایز است که برای همه با هر شرایطی اعمال شود آن هم با هر تکنولوژی که امکان پذیر است. در حق دسترسی همه نظر موافق دارند. متذکر شدم که در کنوانسیون جهانی حقوق معلولان که ما هم بدان پیوسته ایم و الان دیگر به قانون کشوری مبدل شده است، بر این حق تاکید شده است. اما نکته دوم که به پذیرش مراجعان مربوط می شود را نیز وابسته به نوع و میزان ناتوانی و معلولیت دانستم که برای هر فرد باید به صورت فردی و مجزا تعیین شود. گروهی به دنبال تعیین مرز و حدود هستند. تاکید کردم آیا همه افراد دارای ناتوانی و معلولیت از والدینی معلول هستند یا برعکس اکثریت نزدیک به اتفاق آنها از والدینی عادی و غیر معلول هستند؟ آیا همه زوج های دارای ناتوانی و معلولیت که حتی در مواردی هر دو زوج معلول هستند صاحب فرزندانی دارای معلولیت شده اند؟ آیا فردی را به سبب نابینایی یا ناشنوایی یا فلجی در یک یا دو اندام می توان از دسترسی به درمان ناباروری محروم ساخت؟ حتی در موضوع آسیب های اجتماعی همچون اعتیاد، ایدز، حتی بیمارای های روانی چه ملاکی می توان قرار داد که تعمیم پذیر باشد؟ از این دست سوالات بسیار می توان طرح نمود. در نهایت شاید جمع بندی مختصر این بود که مناسبترین راه می تواند بررسی وضعیت هر مراجع دارای آسیب به مثابه یک شخص منحصر به فرد است. باید از تصمیم گیری کلی حذر نمود واز سپردن تصمیم گیری به افراد هم جلوگیری نمود. همیشه خرد جمعی می تواند بهتری تصمیم را اتخاذ کند….

کنفرانس ملی مدیریت بحران با نگاهی به وضعیت معلولان در زلزله بم …

امروز و در آستانه سالگرد زلزله بم کنفرانس ملی مدیریت بحران به همت شهرداری تهران برگزار شد. به دعوت استاد ارجمند جناب دکتر پیران قرار شد در میزگرد “جامعه شناسی و روانشناسی مصایب جمعی، بلایای همگانی” با حضور ایشان، جناب دکتر بابایی متخصص پزشکی اجتماعی، سرکار خانم دکتر کامکار روانپزشک و جناب دکتر گاراژیان باستان شناس(بواسطه تحقیق کیفی ارزشمندی که در بم انجام داده اند) شرکت کنم. فرصت مناسبی بود تا یک بار دیگر نظر مسئولان و صاحبنظران را به موضوع لزوم رسیدگی به وضعیت معلولان جامعه و افراد دارای ناتوانی به هنگام بروز بلایا و به خصوص بعد از آن جلب کنم. در فرصت بسیار محدودی که در اختیار بود حول دو محور صحبت کردم. اول اینکه باید حضور معلولان و افراد دارای ناتوانی را قبل از بروز سوانح و بلایا جدی گرفت و برای برنامه های امداد و نجات آنان در مواقع حادثه، برنامه داشت. این امر به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که این گروه بزرگ با شیوه های معمول امکان کمی برای نجات شان فراهم است. دوستانی که با اختلالات شنوایی و بینائی ، ذهنی  یا جسمی رو برو هستند، سالمندان بواسطه کهولت سن و ناتوانی هایی که دارند ضرورت های خاص خود را دارند و حتی لزوم آموزش امداگران برای نوع امداد ویژه مورد تاکید است. از سوی دیگر افراد زیادی بواسطه بروز بلایا دچار آسیب های جدی می شوند که ناتوانی و معلولیت از جمله عوارضی است که برای آنان باقی می ماند. این امر برای شهر بم قریب سه هزار نفرفرد دارای معلولیت تخمین زده می شود که تنها نزدیک ۲۵۰ نفر آنان دچار ضایعه نخاعی شده اند. سه مرحله مورد نیاز در برنامه توانبخشی بعد از بلایا را بر شمردم: امداد رسانی زودهنگام و ساماندهی به وضعیت های پزشکی افراد که به نظر می رسد کمترین مشکل در ایران در همین قسمت است. بازماندگان نیز معمولا در مصاحبه های برخی تحقیقات و خبرگزاری ها بدان اشاره داشته اند. دوم مرحله میان مدت است که برنامه های توانبخشی (بیشتر پزشکی) کار بازتوانی فردی آنان را در دستور کار قرار می دهد. ارائه خدمات توانبخشی و تامین وسایل کمک توانبخشی مورد نیاز در این مرحله صورت می گیرد که نسبت به مرحله اول طولانی تر است و رضایت نسبی از آن حاصل می شود. این امر بستگی به وضعیت سازمان هایی چون بهزیستی و هلال احمر و تا حدی دانشگاه های علوم پزشکی در ارائه این خدمات دارد که البته می باید بهزیستی نقش پر رنگ تری داشته باشد. اما مرحله سوم که سخت ترین مرحله است مرحله توانبخشی اجتماعی است. در این مرحله به نظر می رسد اصولا صاحب برنامه نیستیم. نگاه برتر، بازسازی است تا توانبخشی، ساختمان سازی است تا بازتوانی جامع روحی، روانی، اجتماعی و فرهنگی و همه جانبه… این می شود که بعد از ده سال از زلزله بم باید گزارش خبرگزاری مهر و روزنامه مردم سالاری را بخوانیم که در آن از باقی ماندن معلولان زلزله در کانکس ها بشنویم. از بیکاری وعدم اشتغال آنان، از وضعیت نامناسب معیشتی آنان… بشنویم که رئیس شورای شهر بم در سال ۸۹ درجلسه ای بیان می کند که علیرغم اینکه شهر را بازسازی کرده ایم، به وضعیت مناسب سازی معابر و ساختمان ها برای تردد معلولان توجهی نکرده ایم… اینها بیانگر این است که به توانبخشی اجتماعی اعتنایی نداشته ایم. جریان پرقدرت بازسازی فیزیکی ما را با خود برده است. هر چند آن را هم دقیق و با برنامه جامع نساخته ایم. به هر صورت امروز روز گله نیست، آنچه گفته می شود بیان ضرورت هاست که باید جدی گرفته شود. چامعه ما روی خط بلایا قرار گرفته است. هر نقطه کشور آبستن حوادث و بلایای بزرگی است از همین تهران بزرگ تا روستاهای دور افتاده را شامل می شوند و فردا دیر است. برنامه ها مشخص اند اما گویا ما به تعبیر دکتر پیران دچار وضعیتی هستیم که از یک بحران تا بحران بعدی بیهوش می شویم و با بحران بعدی به هوش آمده و سریع امداد رسانی می کنیم با همه ضعف ها و قوت هایی که داریم. در هر بحرانی هم مشکلات مشابه راتجربه می کنیم و درس نمی آموزیم. آنگاه که وظیفه خود را تمام شده می بینیم، مردم فراموش می شوند همانطور که گزارش ها از فراموشی معلولان در بم حکایت دارد… بدیهی است وقتی معلولان در فضاهای فیزیکی، کالبدی، فرهنگی آموزشی، اجتماعی و اقتصادی و… جامعه به عناصری نامریی تبدیل شده اند و این در زمان عادی است نه زمان بحران، به هنگام سوانح و بلایا در ناکجا قرار خواهند داشت، الله اعلم….

گزارش کارگاه تخصصی آشنایی با معلولیت و ناتوانی ویژه مدیران شهری …

4(2)

شنبه گذشته اتفاق خوشایندی داشتیم و آن برگزاری نشستی با مدیران شهرداری تهران در زمینه آشنایی با معلولیت و ناتوانی و نقش آنان در بهبود شرایط حضور اجتماعی این گروه بزرگ شهروندان بود. خوشبختانه معاونین حوزه های مختلف اجتماعی، فنی عمرانی، معماری شهرسازی و حمل و نقل و ترافیک تا حدود زیادی استقبال کرده بودند و در جلسه حضور داشتند. جلسه در سالن شهردرای منطقه دو برگزار شد و فرصتی داشتم تا برخی از نکات پیرامون وضعیت معلولیت و لزوم مشارکت مدیریت شهری در برقراری فرصت های برابر برای افراد دارای معلولیت جهت حضور در شهر و برداشتن موانع موجود، را در زمان محدودی که دراختیار داشتم، بیان کنم. در مجموع این گونه جلسات را بسیار مفید می دانم. کانون معلولان محلات تهران و اداره کل سلامت زحمت برگزرای را بر عهده داشتند که امیدورام این نشست به برگزرای برنامه های تخصصی بیشتری در این حیطه منجر شود. به هرحال کاری ارزشمند بود….

 

اداره نانوایی توسط افراد دارای معلولیت…

G-9

اداره بهزیستی گرگان از ایجاد تعاونی نانوایی بهکوش با حضور چند تن از افراد دارای معلولیت حمایت کرده است. کار خوبی است که برای فرهنگ سازی در زمینه اشتغال این دوستان می تواند مفید باشد….تصاویر را ملاحظه کنید….