تکرار فاجعه نابود سازی در لندن ….

خبر تلخ است: “مادر مظنون به قتل سه کودک معلول بازداشت شد” اگر در ایران این پدر بود که کودکان معلول و همسرش را به گلوله بسته بود اما این بار مادری در لندن اقدام به این کار نموده است. رخدادی این چنین، باز هم بر این نکته مهر تایید می زند که وجود نگرش های منفی نسبت به معلولیت مختص جوامع در حال توسعه یا عقب مانده از توسعه نیست. جهان توسعه یافته نیز در این اندوه شریک است و اقداماتی این چنین متاسفانه مکان و زمان نمی شناسد. اقدام بر آگاهسازی، اصلاح نگرش ها و تقویت برنامه های پیشگیری از معلولیت می تواند کمک موثری بر کاهش این فجایع باشد…ان شاالله

روز ملی گفتار درمانی …

63a704543afa9891d4867ad13ac7d377

خب مبارک است…دوستان عزیز گفتار درمان هم صاحب روز ملی شدند. اقدام پسنیده ای که انجمن علمی گفتار درمانی ایران انجام داده است. بر اساس آنچه در سایت انجمن آمده است: “با توجه به ابلاغ این دستور (استقلال حرفه ای گفتاردرمانی) در تاریخ ۱/۲/۱۳۸۰ ، اینک در نهایت خوشوقتی اول اردیبهشت ماه هر سال به عنوان روز ملی گفتار درمانی ایران اعلام می گردد. امید است که بزرگداشت این روز  همبستگی بیشتر و توسعه ی اهداف بلند آسیب شناسان گفتار و زبان را در پی داشته باشد.” البته در برخی پوستر ها و سایت ها روز دوم اردیبهشت بدین منظور اعلام شده است که نتوانستم اصل ماجرا را متوجه شوم. به هر حال این اقدام یک پیگیری دیگر هم لازم دارد و آن اینکه موضوع را باید به تصویب شورای فرهنگ عمومی کشور هم برسانند تا در تقویم ملی هم این روز بدین نام مصوب شود. برای همه عزیزان گفتاردرمان و همکاران خوبم آروزی توفیق بیشتر دارم….

پ.ن. در پیامکی که تازه دریافت کردم گفته شده که تاریخ ابلاغ نامه فوق الذکر دوم اردیبهشت بوده است. پس روز ملی هم همان دوم درست است….

معلولیت بدون محدودیت …

IMG16442102

عنوان فوق برای مجموعه تصاویری است از زندگی سرکار خانم فرزانه پارسایی که آقای اصغر خمسه برای خبرگزاری مهر گرفته اند. تصاویر را به همراه این یادداشت کوتاه می توانید مشاهده کنید….

” فرزانه پارسایی متولد ۱۳۴۸ تهران در سال ۷۲ فصل جدیدی در زندگی وی شروع شد .معلولیت او در حادثه بزرگراه تهران – قم، که با از دست دادن مادر همراه بود شروع شد. پس از آن با توکل و همت ،معلولیتش محدودیت او نشد. با یاری خدا درزمینه تحصیل و اشتغال و ورزش موفق به کسب درجات خوبی شد و ۱۷ سال در کنار دانش آموزان استثنایی جسمی – حرکتی کم توان ذهنی و نابینا زندگی می کند. وی می گوید با نگاهی به روزهای پشت سر در یک کلام “خدا با من است” …

مادر …

به نظر می رسد از جمله کلمه های دوست داشتنی و از یاد نرفتنی در طول تاریخ همین کلمه “مادر” است… بزرگی روح او برای همه ما زبانزد است… چه در بین ما باشد و چه از میان مان رخت برکشیده باشد… تنهای یگانه، عاشق بی چون و چرا، سترگ بی همتا، صبور شیدا، نازنین دوران ها، رنج کشیده محجوب، مقاوم نستوه … خوش به سعادت آنان که هنوز عطر وجودش را حس می کنند و بوسه بر دستانش را قادرند… و افسوس بر ما که بی همتای زندگی را از دست داده ایم… خداوند رحمت کند …. آمین…

پ.ن. امشب (۹۳/۱/۳۱) دوست خوبم جناب دکتر بنی هاشمی فیلمی کوتاه برایم فرستادند که به نظرم آمد حتما با دوستان به اشتراک بگذارم… حتما ببینید….

ماه کاردرمانی ….

سرکار خانم مرجانی لینکی مرتبط با ماه کاردرمانی را فرستاده بودند که به نظرم یک ویژه نامه در این مورد است. ضمن گرامی داشت این ماه به همه عزیزان کاردمانگر توصیه می کنم حتما ملاحظه کنید….

پ. ن خب امروز ۲۶/۱/۹۳ هم روز خوبی برای گروه آموزشی کاردرمانی دانشکده بود. به دنبال سرکار خانم دکتر شفارودی که اواخر سال گذشته از رساله خود دفاع کردند و به عنوان اولین فارغ التحصیل دوره دکتری کاردرمانی در ایران شناخته شدند، امروز هم سرکار خانم دکتر علی آبادی به این افتخار دست یافتند و از رساله خود دفاع کردند. برای من هم باعث افتخار است که سهم کوچکی در این دو کار ارزنده به عنوان استاد راهنما داشتم. امیدوارم بزودی شاهد کارهای سایر همکاران باشیم….

نابودسازی همچنان ادامه دارد…

در درس اصول توانبحشی وقتی سخن از تاریخچه معلولیت و ناتوانی می شود به دوران مختلفی که در این حیطه می توان در نظر گرفت اشاره می کنم. این دوران با از بین بردن معلولین با فلسفه نابودسازی آنان در دوران باستان آغاز می شود.  ظهور ادیان تا حد زیادی به این فلسفه و اقدام ناشی از آن پایان می دهد و محیط های پناهگاهی و آسایشگاه های نگهداری را فراهم می کند تا معلولان کمتر در دید افراد به ظاهر سالم قرار گیرند. این مسیر با دوره های ارائه خدمات موسسه ای که همراه با جداسازی آنان در محیط های زندگی خاص ولی جدا از مردم عادی است و سپس حضور اجتماعی محسوس و در نهایت خود رهبری معلولان در جوامع امروزی ادامه پیدا کرده است. نکته ای که در مباحث بدان تاکید دارم اینکه نمی توان خط قاطع و پررنگی بین این دوران ها کشید و متاسفانه اعمال و اقدامات انجام شده در دوران مختلف را در هر یک از دوران های دیگر می توان مشاهده نمود. از جمله سخت ترین آنها کشتن افراد دارای معلولیت و ناتوانی است که هنوز هم شاهد آن هستیم. بزرگترین کشتار در مورد آنان در زمان هیتلر صورت گرفت و بعد از آن هم تا همین روزها توسط نئونازی ها شاهد حمله و ضرب و شتم معلولان بوده و هستیم. این تنها نمونه از این دست اقدامات نیست و در جهان و ایران خودمان نیز هر از چندگاهی شاهد کشته شدن معلولان بدست نزدیکان و یا افراد دیگر هستیم. آخرین نمونه آن در یکی از روستاهای استهبان فارس رخ داده است که بسیار غم انگیز است. مطلب تحت عنوان شلیک پدر به ۲ دختر معلول و همسرش در تابناک منتشر شده است. متن تاسف بر انگیز است. نکات مهمی دارد که قصد ندارم در اینجا بدانها بپردازم. فقط اشاره می کنم به ناآگاهی و فقدان دریافت اطلاعات لازم برای پیشگیری از تولد دومین کودک مبتلا به کم توانی ذهنی و عدم دسترسی به خدمات توانبخشی یا عدم شناسایی از سوی سازمان ها یا نهادهای ارائه کننده خدمات، فقر فرهنگی و فقر اقتصادی که رابطه نزذیکی با معلولیت و ناتوانی دارد، عدم توانایی در کنار آمدن با مسئله و …. همه و همه دست به دست هم داده اند تا این اقدام اسفناک صورت گرفته است. مسلما او محاکمه خواهد شد و به سزای عملش می رسد اما علل و عوامل همچنان پنهان خواهند ماند.

داشتم این مطلب را می نوشتم که خبر تکان دهنده دیگری را مشاهده کردم. مرگ تلخ مادر نابینا در روز تولد دختر سه ساله اش، با خواندن متن خبر یاد آن خانم معلم نمونه نابینا افتادم که چندی پیش در متروی تهران بر روی ریل مترو افتاد و جان سپرد. این داستان همچنان ادامه دارد آن آقای مسئول آسانسور در ساختمان چهار طبقه لشت نشاء حتما به خیال خود گفته است همه می بینند که آسانسور خراب است پس سوار نمی شوند، آن مسئول مترو هم می گوید که همه می بینید که قطار مترو نزدیک می شود پس کنار می روند و آن مسئول حفاری های شهری فاضلاب و … همین حس را در مورد چاه های حفر شده در پیاده رو ها خواهد داشت. ولی افسوس که هیچگاه نمی اندیشند برای برادر یا خواهری نابینا هم به عنوان انسان و شهروندی که در کنار شما زندگی می کند و تنها تفاوتش این است که نمی تواند همه آنچه شما می بینید، نیاز به در نظر گرفتن همه اقدامات ایمنی و حفاظتی وجود دارد… ای کاش کمی تفکر و اندیشه صورت می گرفت. البته ممکن است صورت بگیرد اما در مورد اینکه چگونه بتوانیم خرج کمتری کنیم تا سود بیشتری ببریم. این هم میسر خواهد بود با اقدام نکردن در زمینه برقراری سیستم های ایمنی و حفاظتی…اگر غیر این است بگویید…..