اولین نمایشگاه تجهیزات کمک توانبخشی معلولین …

Poster Namayeshgah

خیلی با خودم کلنجار رفتم که آیا در این مورد بنویسم یا نه؟ به هر تقدیر نوشتن را بر ننوشتن ترجیح دادم. تنها با این هدف که بیاموزیم بیش از پیش برای کار دوستانی که پیش از ما اموری را انجام داده اند، ارزش قائل شویم. بیستم خرداد ماه ۱۳۸۱ بود که در زمان تصدی معاونت امور توانبخشی بهزیستی کشور، اولین نمایشگاه تجهیزات توانبخشی و وسائل کمکی ویژه معلولین را در محل نمایشگاه های بین المللی برگزار کردیم. همان روز هم در وبلاگ، یادداشتی در مورد آن نوشتم.  سال بعد هم دومین نمایشگاه  در بهمن ماه برگزار شد که من دیگر در خدمت سازمان نبودم. اتفاقا در مورد هر دو نمایشگاه یادداشت هایی نوشتم که در صفحه با معلولین روزنامه اطلاعات به چاپ رسید که متن آنها با عنوان”نمایشگاه اول فرصتی برای تجربه” و دومی هم تحت عنوان “نمایشگاه دوم ، فرصت از دست رقته “در دسترس است. اخیرا خبری دیدم با عنوان “اولین نمایشگاه تجهیزات کمک توانبخشی معلولین برگزار می شود” . برگزاری نمایشگاه را بسیار مغتنم و ضروری می دانم و به خصوص نیازهای روزافزون جامعه افراد دارای ناتوانی/معلولیت، ضرورت برگزاری این گونه نمایشگاه ها را دو چندان می کند، اما آیا به واقع چه خیری در این اولین هاست که همیشه شیفته ذکر اولین بارها هستیم. البته اگر اولین باشد که فبها، ولی وقتی با خطایی فاحش روبرو هستیم، تکلیف ذکر واقعیت هاست. امیدورام نمایشگاه با موفقیت آغاز شود و برای سال های بعد ادامه یابد. برای دوستانی هم که در این صنعت مشغول به فعالیت هستند آروزی توفیق بیشتر دارم….

دکتر حسین کاکوئی هم از میانمان رفت…

pic01

ظهر دکتر دادخواه خبر داد که دکتر کاکوئی عزیزمان هم بعد از ماه ها تحمل و رنج بیماری سرطان از میان مان پرکشید. دکترکاکوئی از استادان برجسته بهداشت حرفه ای ایران و مدیرگروه این رشته در دانشگاه عولم پزشکی تهران بودند. سال ها خدمت صادقانه و ارزشمند در امور اجرایی و علمی، ثمره  گرانسنگی است که به یادگار مانده است. دکتر عضو هیات امنای المپیک ویژه بود و با دغدغه خاصی همیشه پیگیر بهبود ارائه خدمات به معلولان بود. تلاش مستمر، روحیه ای جهادی، جستجوگری دانشمند، عزیزی مهربان، استادی شایسته و بسیاری ویژگی های خوب دیگر کی از دوست داشتنی ترین افراد را از وی ساخته بود. تنها می توان بر این فقدان بزرگ غصه خورد و آن را ضایعه ای جبران نشدنی دانست چه دکتر کاکویی، یکی بود….روحش شاد، خدایش رحمت کند و به خانواده بزرگوارش -همسر و سه فرزندش- صبرو اجر عطا کند…

فرهنگ شهروندی به زبان خیلی خیلی ساده …

همکار خوبمان سرکار خانم پورهادی که اینک سرگرم گذراندن رساله دکتری خود در رشته سالمند شناسی هستند، زحمت کشیده بودند و در ایمیلی کتاب مفید “فرهنگ شهروندی به زبان خیلی خیلی ساده” را ارسال کرده بودند. متن بسیار جالبی دارد و تقریبا همه گیر، البته اگر خیلی مدعی نباشیم. دو نکته در ایمیل بود که اولی در مورد پذیرش اشتباهاتمان است که با خواندن کتاب متوجه می شویم. دوم متنی است که گویا دوستی که از انتشارات چاپ کننده کتاب مجوز تکثیر آن را گرفته است، نقل شده است. این دومی را در اینجا می آورم که با خیالی راحت تر مطالب را مطالعه کنید…ان شاالله که مفید باشد…”

چند وقت پیش در سایتی به این کتاب برخوردم و بعضی نکاتی که مطرح کرده بود به
نظرم جالب و کاربردی آمد. از آنجا که کتاب قیمت داشت، به ناشر ای میل زدم تا
مطمئن شوم نشر رایگان آن از طریق ای میل به دوستانم اشکالی نداشته باشد.
خوشبختانه ناشر استقبال کرد و گفت از اینکه این اقدام گام کوچکی در بهبود
فرهنگ شهروندی در پی داشته باشد خوشحال خواهد شد.
خواندنش بیش از ۵ دقیقه وقت نمی برد
با قدم های کوچک ماست که فرهنگ نهادینه می شود

” کتاب را دانلود کنید…