جایگاه معلولیت در برنامه ششم توسعه …

امروز در وزارت تعاون، کار و امور اجتماعی به دعوت جناب دکتر میدری معاون رفاه اجتماعی، در نشستی پیرامون موضوع مهم جایگاه معلولیت و ناتوانی در برنامه ششم صحبت کردم. در این نشست که برخی از مدیران و کارشناسان وزارت حضور داشتند در مورد نگاه به معلولیت، آمارها، برنامه های عمرانی قبل ازانقلاب و توسعه کشور نکاتی را بیان کردم و در نهایت نیز پیشنهاداتی ارائه کردم…. امیدورام این موضوع  فتح بابی برای آشنایی بیشتر همکاران وزارت با این موضوعات فراهم کند و دغدغه ما را پیرامون آن بیشتر درک کنند…مجموعه اسلاید ها را می توانید دریافت کنید….

ShowImage

پ.ن. متن کامل خبر روابط عمومی وزارت تعلون، کار و رفاه اجتماعی ازاین نشست را هم می توانید مطالعه کنید.

یادداشتی برای تولد بلاگ …

چهاردهم آبان ماه ۱۳۸۰ بود که با نام و یاد خداوند این وبلاگ را راه اندازی کردم. از زمان آشنایی با کامپیوتر و به دنبال آن دنیای اینترنت و وب همیشه سعی داشته ام به روز باشم. این باعث شده است به هر چه در این دنیای مجازی- که کم کم شکل حقیقی به خود گرفته است- سرک بکشم و با آن درگیر شوم. سال های اولیه وبلاگ نویسی با شور وهیجان خاصی دنبال شد و از کوچکترین فرصت ها برای نوشتن استفاده کردم. شاید آن روزها – همانطور که در وبلاگ هم بارها نوشتم و بعدها در تشویق جوان ها به نوشتن ذکر کزدم- بر این اصل پای فشردم که قصد باید افزودن محتوای فارسی در حیطه توانبخشی و معلولیت در فضای وب باشد. خوشبختانه شاهدیم که به خصوص در سال های اخیر به این هدف کمی نزدیک شده ایم اما فاصله نسبت به خیلی موضوعات زیاد است. در چند سال اخیر نوشتنم کمی به شماره افتاده است و گاه به گاه شده  و تعداد پست ها در سال قابل شماره است از این جهت که اندک شده اند. روزهایی این مسئله را بیشتر ناشی از مشغله ها و گرفتاری های متعدد می دانستم و در شروع نوشتن های دوباره ذکر می کردم- البته نکته درستی هم بود- اما این چند روز که به این مسئله می اندیشیدم، نکته دیگری ذهنم را مشغول ساخت. در یکی دو سال اخیر به نظرم می رسد وبلاگ ها جایگاه سابق شان را کم کم از دست داده اند. حضور پر تعداد شبکه های اجتماعی، نویسنده های وبلاگ ها و مخاطب های آنها را به  سمت خود کشیده اند. چیزی که مشخص است شما قادر به ماندن در یک شبکه هم نیستی و جذابیت های منحصر به فرد هر کدام از شبکه ها افراد را از منظر خود به چند شبکه جلب و جذب می نماید. زمانی که صرف تفکر و نوشتن در وبلاگ می شد اینکه باید به حضور در شبکه ها و تکمیل نوشته ها و گزارش وقایع جالب و از آن مهم تر تبادل نظر با دوستان و مخاطبین شود که یک ویژگی جدید نیز بدان افزوده شده است و آن سرعت تغییرات است. در حالی که وبلاگ شما باید بازدید کننده فعال داشته باشد- یعنی مخاطب باید شخصا به وبلاگ شما مراجعه کند- اینک در شبکه های اجتماعی به خصوص نوع موبایلی آن شما در لحظه برای افراد متعدد مطلب یا تصویر یا نظری را می فرستید. به گونه ای که مثلا در اینستاگرام با ارسال یک پست، شما به تعداد دنبال کنندگان خود، مخاطب بالقوه خواهید داشت. از این منظر فرصت های تازه ای در شبکه های اجتماعی پدیدار گشته است که وبلاگ ها فاقد آن هستند یا کمتر بدان پرداخته اند. امروز سایت های پویا همگی نشانه های این شبکه ها را دارند و از مخاطبین درخواست دنبال کردن آنها را در شبکه ها می کنند. این درست به خاطر همان مسئله ظرفیت بالقوه مخاطب در شبکه هاست. ایجاد نسخه های موبایل برای سایت ها از همین منظر قابل بررسی است. به هرحال آرام آرام این موضوع که هزاره سوم عصر اطلاعات است برای همه بیشتر روشن می شود. این روزها همه در حال تولید، ارسال و دریافت اطلاعات هستند. حجم اطلاعات تولید شده در دنیا با هیچ زمانی قابل مقایسه نیست. خرید و فروش اطلاعات نیز تجارت گسترده ای است که در آغار راه خود است. این حرف ها هم باز برای این بود که دیر و کم نوشتن ها را توجیه کنم. اما این یک واقعیت است که رهایی از شبکه ها امکان پذیر هست اما مساوی با حضور در دنیایی از سکوت و سکون … واقعا قادریم؟؟؟