امید به آینده …
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۱۱م بهمن ۱۳۹۰در دو هفته اخیرعلیرغم تعطیلی کلاس ها، اما مشغله های متعددی وجود داشت و سفری که مانع از نوشتن شدند. هفته گذشته در دوره آموزشی توانبخشی حرفه ای برای کارشناسان بهزیستی صحبتی داشتم که بحث در مورد آن را به وقتی دیگر موکول می کنم چه توانبخشی حرفه ای از آن بخش های توانبخشی است که سخت مورد بی مهری قرا گرفته است و نیاز است مطلبی مستقل در مورد آن بنویسم. در هفته جاری توفیق داشتم در سه برنامه شرکت کنم که امید هایی را برای آینده حضور معلولان در جامعه برایم زنده ساخت. ابتدای هفته در دوره آموزشی دسترسی الکترونیک برای همکاران بهزیستی شرکت کردم و در این زمینه با دوستان سخن گفتم. یکشنبه عصر هم در همایش فصلی شورایاران شهر تهران که نشست این بار خود را به موضوع "شهری برای همه" اختصاص داده بودند شرکت کردم. امروز هم نشست شورای راهبردی معلولان شهرداری تهران را در دفتر معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تشکیل دادیم. به یاد روزهای ابتدایی سال ۱۳۷۱ که تازه کارم را به عنوان معاون امور توانبخشی بهزیستی آغاز کرده بودم، افتادم، روزهایی سخت که سخن از حق معلولان برای داشتن زندگی در کنار سایر شهروندان، موضوعی سخت عجیب می نمود. معلولان آن دسته از افراد شناخته می شدند که تنها باید درگوشه آسایشگاه ها سراغ گرفت. حضور اجتماعی آنان بسیار محدود بود و عدم تناسب محیط فیزیکی و اجتماعی مانعی به غایت محدود کننده برای این حضور بود. تعداد انجمن های افراد دارای ناتوانی بسیار کم بود و به تعداد انگشتان دست ها هم نمی رسید. تلاش بسیاری در طول این بیست سال انجام شده است و راه طی شده حاکی از موفقیت مسیری است که انتخاب شد. هر چند طی مسیر با سختی و نشیب و فراز هایی همراه بوده است اما شنیدن گزارش ها و سخنان همکاران و نیز برخی از مسئولان نشان از تغییر مطلوب آگاهی ها و تا اندازه زیادی نگرش هاست. سخنان جناب آقای دکتر مسجد جامعی و مهندس چمران اعضای شورای شهر تهران در جمع شورایاران بسیار مطلوب بود و نشاندهنده پذیرش حقیقتی است که سالها برای آن تلاش شده است. امروز هم گزارش یکی از مدیران حوزه حمل و نقل و ترافیک و نیز نظرات و دیدگاه های مثبت جناب آقای مهندس تشکری معاون محترم حمل و نقل و ترافیک شهردار تهران، جهت گیری مطلوب آنان را برای رفع موانع حضور دوستان دارای ناتوانی در شهر تهران و آماده ساختن شهر برای حضور بهتر و راحت تر آنان نشان می دهد. هر چند اینها دلیلی بر این نیست که امروز به آن وضعیت دست یافته ایم یا ظرف چند سال آینده وضعیت مطلوب حاصل خواهد شد، بلکه در این سخن بر آنم تا یادآور شوم که تلاشها مثمر ثمر واقع شده اند و در مسیر مناسبی قرار گرفته ایم. جایگاه معلولان در شهر و تامین دسترسی آنان به محیط فیزیکی، ارتباطی و اجتماعی در برنامه های نهادها به عنوان یک دغدغه مطرح شده است. در این میان شهرداری تهران را می توان پرچمدار این حرکت دانست. اداره کل سلامت شهرداری با تشکیل اتاق فکر معلولان که امروز به شورای راهبردی معلولان شهرداری تبدیل شده است، سعی بر درگیر نمودن مدیران شهری در این مسئله دارد که نشانه هایی از موفقیت این حرکت را شاهدیم. از سوی دیگر کانون های معولان که در ۳۷۴ محله تهران تشکیل شده است، به نهادی مشورتی و نظارتی در برنامه های مرتبط با معلولان در محلات تبدیل شده اند که حائز اهمیت است. به نظر می رسد مستند سازی این اقدامات نیاز عاجلی است تا شهرهای دیگر کشور با الگو گرفتن از آن و تطابق محیطی خود بتوانند در این مسیر حرکت کنند. همه اینها امید برای آینده بهتر در حوزه زندگی شهروندان دارای ناتوانی و معلولیت را در من زنده می کند که در این بحبوبه ناامیدی سخت ارزشمند و گران بهاست....

دیدگاههای تازه