روز عصای سفید…

دعوتی داشتم از سوی دوستان و همکاران بهزیستی که در مراسم روز جهانی عصای سفید در محل سالن وزارت کار صحبت کوتاهی داشته باشم. خب اجابت کردم. هنوز هم برای حاضر شدن در جمع دوستان علاقمندم بویژه که دوستان دارای ناتوانی هم حضور داشته باشند. مراسم در مسیر خود پیش می رفت که بعد از صحبت جناب آقای نظم ده معاون محترم امور توانبخشی سازمان، مجری از من برای صحبت دعوت کرد که در همین حین یکی از خانم های نابینا برخاستند و با فریادهائی که می زدنند درخواست می کردند که پشت میکروفون بروند و خب مشخصا شعارهایی می دادند که هیچ کاری انجام نشده و یکی دیگر از آقایان هم از آنسوی مجلس فریاد می زد که چرا پول نفت را برای ما خرج نمی کنید و اگر یک قطره از پول نفت برای نابینایان خرج شود وضعیت ما بهترمی شود، چرا می گوئید مسکن به معلولان داده اید ، کجاست آنها که داده اید و... به هر شکل جو سالن متشنج بود و بالاخره قرار شد ایشان پشت میکروفون صحبت کنند که البته با دست زدن های حضار هم همراه شد...به هر تقدیر زمانی طول کشید تا حرفها گفته شد و مجری از من دعوت کرد. مانده بودم با این جو متشنج د رچه زمینه ای سخن بگویم. با یاد خدا شروع کردم..حس کردم که سخت همکارانم در بهزیستی مظلوم واقع شده اند، همانگونه که خود نیز این درد را در طی سالهای خدمت در حوزه توانبخشی لمس کرده بودم.. توفیقی بود که خداوند نصیب کرد و برخی از ناگفته ها در این حیطه را برشمردم. تاکیدم بر این بود که جامعه نابینایان و معلولان نباید در مقابل یکدیگر که حتی در مقابل همکاران بهزیستی قرار بگیرند. باید همه با هم در مقابل آن دسته از افراد و مسئولینی قرار بگیریم که هنوز ذره ای از قانون جامع و قوانین گذشته را اجرا نکرده اند. تاکید کردم که بزرگترین اشتباه دوستان دارای ناتوانی این خواهد بود که احساس کنند تمام نیازهایشان را بهزیستی باید برآورده کند. آنچه بر عهده و توان بهزیستی است ۳۰ درصد از مشکلات عزیزان معلول است، ۷۰ درصد بقیه را باید سازمان ها و نهادهای دیگر تامین کنند. تاکید نمودم که بالاخره آنها که به هر طریقی از اجرای قانون سرباز می زنند باید خطاب این فریاد ها باشند نه دوستان ما که من میدانم در مجلس و دولت فریاد ها را می زنند اما راه به جایی نمی برند. همانطور که در یادداشت های قبل هم گفته ام باید همه در صفی واحد برای تحقق اهدافمان که همانا بهبود وضعیت زندگی معلولان است در مقابل افراد و مسئولانی که به این امر بی توجه هستند عمل کنیم. اگر نیروهایمان را در مقابل دوستانمان بکار گیریم به خواسته آنانی که می گویند معلولان افراد اضافی هستند و باید به آسایشگاه ها بروند و از آنهانگهداری کرد جامه عمل پوشانده ایم. مهم این است که هردو در یک مسیر و در کنار هم باشیم نه در مقابل هم... خداوند کمک کرد و احساس می کنم حرفی که از دل برآمد بر دل عزیزان نشست و آرامش بر جلسه حکمفرما شد و دوستان دیگر به سخن پرداختند... امیدورام که این حرکت از قبل طراحی شده نبوده باشد، چه در چنین حالتی باید تاسف زیادی خورد، البته آنچه من حس کردم حرکتی خودجوش بود که بواسطه سختی هایی که می دانیم در زندگی برای دوستان وجود دارد شکل گرفت. به دوستان و همکاران در بهزیستی هم سفارش می کنم بیشتر با این عزیزان بنشینند و توجیه کنند که اقدامات چه بوده است و راه پیگیری کدام است. اگر همکاران بهزیستی مشارکت بیشتری از دوستان نابینا درخواست کنند ، حرکت جمعی به نتایج مثبت تری خواهد انجامید...

مرکز رودکی …

یکی از درس هائی که در بازنگری دروس رشته کارشناسی ارشد مدیریت توانبخشی اضافه شده است، کارآموزی مدیریت است. دانشجویان ورودی سال گذشته در ترم سوم که نیمسال جاری است این واحد را دارند. خوشبختانه با هماهنگی که دوست خوبم آقای دکتر دواتگران داشتند چند هفته ای است که برنامه شروع شده است و با بازدید و جلسات خوبی که در مراکز مختلف بهزیستی انجام می شود، دانشجویان با نحوه مدیریت و ساختارهای تشکیلاتی فعلی مراکز توانبخشی بهزیستی آشنا می شوند. گروه دانشجویان دوره چهارم علاوه بر اینکه دانشجویانی خوب هستند یک ویژگی جالب هم دارند و آن اینکه هر کدام از یک رشته توانبخشی هستند و این در بحث های کلاسی هم قابل تامل است. سرکار خانم امینی تصاویری از مرکز رودکی را برایم فرستادند که با توجه به تعلق خاطری که به مرکز و فعالیت هایش دارم آنها را اینجا می گذارم تا دوستان هم با فعالیت های آنجا بیشتر آشنا شوند.

 

 

عید سعید فطر …

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان عزیزم ، فرا رسیدن عید سعید فطر را تبریک عرض میکنم. امیدوارم از دعای خیر فراموش نفرمائید...

خشونت علیه سالمندان …

نهم مهرماه هر سال روز جهانی سالمندان است. پدیده خشونت علیه سالمندان متاسفانه ابعاد گسترده ای یافته است. روزنامه همشهری گزارشی در این زمینه تهیه کرده است که در بخش هایی از آن نکاتی را گوشزد کرده ام. آن را در اینجا می توانید بخوانید....

روزهای سرنوشت ساز را درک کنیم…

ایمیل هایم را نگاه می کردم که به ایمیلی از گروه باور رسیدم. البته مربوط به روزهای گذشته بود. متن مصاحبه آقای محمود نژاد، انتقاد مانی رضوی زاده و پاسخ ایشان را یکجا نقل کرده بودند. خب اینگونه مطالب را از دو منظر می توان ملاحظه کرد. از یک سو توان و تحمل انتقاد را در خودمان افزایش می دهیم که بسیار پسندیده است و می تواند در تصحیح هر یک از ما مفید و ارزشمند باشد و از سوی دیگر اینکه برای برخی سوءتفاهم ها باید هزینه کنیم. در چین بودم که لینک مصاحبه آقای محمد نژاد را که مانی فرستاده بود دیدم . یکی از دوستان هم در ایمیلی که برایم فرستاد خواسته بود تا پادرمیانی کنم و این سوءتفاهم ایجاد شده را حل کنم. متاسفانه حجم کارهای انباشته شده بدنبال سفرم به چین مانع آن شد تا بتوانم زودتر از اینها در این مورد بنویسم... به هر حال من هم مصاحبه را آنگونه که مانی یافته بود ، حاوی توهین به معلولان نیافتم. مشخصا منظور ایشان به درستی تحریک سیستم برای پاسخ دهی به نیازهای متعدد و روز افزون معلولان و خانوده های آنان است و واجب الفطریه دانستن هم نه به معنای جمع آوری کمک استفاده شده است بلکه به عنوان هشدار و تلنگر بر مسئولانی است که باید بیش از پیش به فکر آنان باشند. مصاحبه های آقای محمد نژاد برخی اوقات حامل چنین سوءبرداشت هایی می شود که به نظرم با کمی دقت بیشترقابل حل است و دوستان هم باید با سعه صدر بیشتر به مطالب بنگرند. این روزها که من کمی از متن قضایا دور بوده ام و بعد از رفتنم به چین متوجه مصوبه هیات وزیران در مورد کنوانسیون شدم، نمی دانم در این زمینه چه کرده ایم. پیگیری کار تصویب کنوانسیون در مجلس تلاش و زحمت زیادی از ما خواهد برد و همه باید در این زمینه یکدل و یک زبان تلاش کنیم. امروز روزی نیست که در جبهه واحد دوستان دارای ناتوانی و معلولیت کوچکترین شکافی ایجاد شود که در این صورت ترمیم آن به راحتی میسر نخواهد بود. تصویب کنوانسیون و مزایائی که بدنبال آن بر جامعه معلولان ایران مترتب خواهد شد این تکلیف را بر دوشمان سنگین خواهد کرد که پرداختن به سوءتفاهم ها مانعی جدی د رراه رسیدن به اهدافمان خواهد بود. بنابراین به جای پرداختن به یکدیگر مناسب تر است به اهدافمان بپردازیم و تلاشی بی وقفه را برای تحقق آن آغاز کنیم و ادامه دهیم...