ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۹م فروردین ۱۳۸۷
این عنوان مطلبی است از روزنامه تهران امروز که در آن به بررسی وضعیت خانواده ها بعد از درگذشت " مادر " پرداخته است. بخش هائی از مطلب حاوی نکاتی است که از مصاحبه با من برگزیده اند...گزارش با عنوان " وقتی مادرها پرواز میکنند" در شماره دیروز به چاپ رسیده است
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۸م فروردین ۱۳۸۷
همکاران گروه اجتماعی روزنامه کارگزاران برای صفحه جامعه خود که در شماره امروز به موضوع "ناتوانی ومعلولیت " اختصاص داده اند ، مطلبی را خواستند که با توجه به شرایط موجود به نظرم رسید نکاتی را در آغاز سال یادآور شوم. مطلب با عنوان " معلولیت در کمین همه ماست" امروز در این صفحه منتشر شده است. امیدوارم مفید باشد...
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۷م فروردین ۱۳۸۷
" ... داشتم فکر می کردم که درد نیای امروز و بخصوص در جامعه ما که شاید دیگر کسی حوصله شنیدن حرف های دیگری را نداشته باشد, چت ( Chat ) چه وسیله خوبی برای نزدیکتر کردن آدم هاست. بعد فکر کردم چقدر خوب می شود اگر همه معلولان ما این امکان را داشته باشند که از راه چت , با آدم های اطراف و دوستان و خویشان خود ارتباط برقرار کنند بخصوص ناشنوایان که یکی از مسیر های خوبشان برای ارتباط مسیر نوشتاری است و عزیزان ضایعه نخاعی و مغزی که عمدتا از تحرک کمتر برخودارند وبیشتر از دستها می توانند بهره گیرند. نابینایان هم در این مسیر می توانند از امکانات صوتی در چت اسفاده کنند که بسیار هم جذاب است.... "
اینها بخشی از مطلبی است که در پنج آذرماه ۱۳۸۰ در وبلاگ "یاداشت های روزانه ام " نوشته بودم... ایمیلی از گروه باور دریافت کردم که یادداشتی از " سید محسن حسینی طاها" است در این زمینه که روز سه شنبه ۲۱/۱/۸۷ اولین جلسه چت گروهی در باور را به انجام رسانیده است و به نظر می رسد بسیار هم موفق بوده است. آن روز هم من به این موضوع می اندیشیدم و می دانستم که بالاخره روزی محقق خواهد شد، هر چند طول کشیده است ولی بسیار خوشحالم که انجام شده است و امیدوارم دوستان باوری به تداوم آن بیاندیشند و در عمل هم این مسیر خوب را ادامه دهند...البته باید از ابزارهای جدید هم کمک گرفت تا پویائی و جذابیت لازم را داشته باشد. ضمن اینکه محتوای جلسات را هم هدایت شده برگزینند تا نتایج ملموسی هم از آن کسب شود...برای محسن و همه دوستان باوری و آنانکه در کنار باور هستند آرزوی توفیق بیشتر دارم....
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۶م فروردین ۱۳۸۷
سایت روزنامه "Chaina Daily" به مناسبت نزدیک شدن به برگزاری بازی های پارالمپیک پکن کلیپ زیبائی را در خود جای داده است که دیدنش را به دوستان توصیه می کنم. در اینجا کلیک کنید....
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۳م فروردین ۱۳۸۷
دوست خوبم جناب آقای فاتحی که وبلاگ " آوای دلهای فراموش شده " را می نویسند، ایمیلی زده بودند و بعد از ابراز لطف و محبتی که داشتند از من خواسته اند که این موضوع را نیز به نوعی در مباحث و گفتگوها هدایت کنم. در حقیقت این موضوع سالهاست که ذهن من و بسیاری از دوستان و خود افراد دارای ناتوانی را به خود مشغول ساخته است، هر چند کمتر موفق بوده ایم. البته در برخی موارد توفیقاتی هم بوده است، مثلا در مورد واژه " کر و لال" خب واژه ناشنوا به خوبی جایگزین شده است وهمینطور در مقابل واژه " کور" هم نابینا استفاده می شود. لیکن در کاربد بسیاری موارد دیگر حتی برخی واژه های انتخاب شده مانند روشندل، مددجو، توانجو، توانیاب و... مشکلات در جای خود باقی هستند و هر کدام هنوز در درون خود ضعف هایی دارند و از آن جمله اینکه در همه آن وجه منفی بودن هست، چیزی که در هر واژه جدید و نوکه مطرح می شود ، اولین برخورد ها را شکل می دهد. البته قبول دارم که به صورت کاملا جدی بر مسئله کار نشده است و هنوز باید تلاش های زیادی صورت بگیرد، اما نکته حائز اهمیت آن است که واژه های جایگیزین باید از آنچنان قوتی برخوردار باشند که کاربردی همگانی پیدا کنند و الا کاربرد محدود سازمانی نمی تواند راه چاره ای اساسی باشد. مثلا در سازمان آموزش و پرورش استثنایی حتی خود واژه " دانش آموز استثنایی" هنوز با چالش روبرواست. خاطرم هست که گاه دوستان در آنجا در تلاش بودند از واژه " دانش آموزان با نیازهای ویژه " استفاده کنند که باز هم مقدور نشده است . واژه توانیاب و توانجو هم در بهزیستی از همن مقوله است. به هر شکل این واژه ها برای فردی که به جستجوی مدد، توان و..آمده است ممکن است کاربردی بیابد اما برای آنکه خود مقتدرانه این کارها را به انجام رسانیده است ، کاربردش با مشکل روبروست.... از این رو من هم معتقدم که این بحث را باید باز کرد و از همه اقشار اعم از استادان ادبیات، کارشناسان توانبخشی، سیستم و نظام پزشکی ، اقشار مختلف جامعه و از همه مهمتر خود دوستان دارای ناتوانی و معلولیت و خانواده های گرامی آنها تقاضا کرد تا در این بحث سهیم شود و نظرات خود را به اشتراک گذارند. این امید می رود که در نهایت بتوانیم به نقطه نظر مشترکی برسیم و واژه هایی پر محتوا و زیبا و دارای ارزش های مثبت بیاندیشیم و بکار بندیم...
دیدگاههای تازه