ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۹م آبان ۱۳۸۷
ایمیلی از همکار و دوست خوبم جناب آقای دکتر دادخواه داشتم که دو تصویر از بازی ها یالمپیک ویژه منطقه خاورمیانه و شمال افریقا که هم اکنون در جریان است را برایم فرستاده بودند. گویا دوستان کم توان ذهنی در آنجا خوش درخشیده اند و مدال های خوبی هم کسب کرده اند که نتایج کلی و تکمیلی آن بماند تا بازگشت دکتر و گزارش کامل آنها....فعلا این دو تصویر را ببینید...

ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۸م آبان ۱۳۸۷
این یادداشت را دلم میخواست شنبه می نوشتم. اما نشد و خب حتما حکمتی داشت . شنبه صبح در هشتمین کنگره ارتز و پروتز شرکت کردم و البته بخاطر کلاس درس به افتتاحیه نرسیم ولی در جلسه اول که دوستان لطف کرده بودند و جزو هیات رئیسه قرار داده بودند به اتفاق استاد خوبم جناب دکتر کنزی شرکت کردم. به همین خاطر می خواستم در مورد کنگره، روز شنبه بنویسم که نشد و خیر آن در این بود که توفیق یافتم و در مراسم اختتامیه توانستم شرکت کنم و بازدیدی هم از نمایشگاه جانبی داشته باشم. امسال حضورم در کنگره یادآور خاطرات شیرین و تلخی از دوران گذشته این رشته بود. تلخ نه بدان معنا، بهتر است بگویم سخت، چون روزهای سختی را در کنار نسل اول دوستان ارتوپدی فنی طی کردیم. امیدوارم روزی بتوان برخی از آنها را به رشته تحریر درآورد. خاطرم هست روزهائی را که دانشجویان در ابتدای سال تحصیلی وارد می شدند و یا در دوران موشکباران که دانشجویان را به شهر رشت بردیم تا کارگاه ها را در مرکز ارتوپدی لاکان تشکیل دهند و کمبودهای مواد اولیه وسختی تهیه ورق و چسب و رزین و... شاید خیلی اوقات در دروان دانش آموزی از اینکه معلمی را می دیم که به شاگردانی که داشته است و آن روز بیان می نمود هرکدام به مقاماتی رسیده اند و مناصبی، تصورش برایم کمی دور از ذهن می نمود. اما دیدن چهره دانشجویان نسل اول ارتوپدی فنی، آن احساس شیرینی را که معلم ها در آن روزها می گفتند برایم زنده ساخت. خداوند را بسیار شاکرم که در کنار نسلی از دانشجویان ارتوپدی فنی بودم که توانستیم بستری فراهم کنیم تا سنگ بنای این رشته گذاشته شود، و آنان امروز با سربلندی از آزمونها بیرون آمده اند و مایه مباهات و افتخار رشته هستند. این افتخار برایم بسی ارزنده و خوشایند است. دوستانی که با چهره هایی مصمم و جوان به دانشگاه آمدند وامروز اغلب آنان را در حالی نظاره گری که در بسیاری از آنان گرد سپیدی را بر موها هایشن می بینی و این چیزی نیست جز گذر سریع زمان که هیچ چیزی جلودار او نیست و عمر که با سرعتی غیرقابل کنترل می گذرد. آن کس در این مسیر پیروز است که قدر لحظه ها را بداند... به هر صورت ارتز و پروتز امروز با آن روزگار قابل مقایسه نیست. سرعت تحولات در رشته سرسام آور است و ضرورت توجه بیشتر را می طلبد که باید اذعان کنم متاسفانه هنوز از سوی مسئولان امر بویژه بهداشت و درمان توجه لازم به رشته اعمال نمی شود. علیرغم تصویب دوره دکتری، در همه دانشگاهها از ظرفیت دانشجوی کارشناسی کاسته ایم و این در حالی است که هنوز تصور نمی کنم فارغ التحصیلان رشته به ۱۰۰۰ نفر رسیده باشد. برای جمعیتی بیش از ۷۰ میلیون نفر، راستی چند متخصص ارتوپدی فنی لازم داریم...؟
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۷م آبان ۱۳۸۷
دوستانی که ا زقدیم الایام با سایت شخصی آشنا هستند می دانند که آنجا کلاسی دارم که سعی کرده ام به صورتی گذرا مروری داشته باشم بر روش تحقیق و مثال هائی هم از رشته های توانبخشی در آن وجود دارد. هر چند کامل نیست و نیاز به ویرایش و بازنگری دارد. از چندی قبل تصمیم داشتم که آن را به وردپرس منتقل کنم تا امکان بیشتری برای تعامل با خوانندگان هم فراهم شود. البته سعی کرده بودم در فرم قبلی امکان پرسش فراهم باشد که بنا به دلایلی موفق نبود. خب با طرحی که انجام شد حالا کلاس از طریق همان آدرس روی وبلاگ در دسترس هست و امکان دادن نظر و پرسیدن سوال هم به سهولت فراهم شده است که با توجه به اینکه نظرات را نیز دوستان دیگر قادر خواهند بود که ملاحظه کنند، در هم آموزی و ارتقاء کیفیت مطالب حتما موثر خواهد بود. امیدوارم همچون همیشه دوستان محبت کنند و نظرات خود را ارائه و کمک کنند تا بتوانیم کار مشترک و مطلوبی برای همه علاقمندان ارائه کنیم....
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۲۴م آبان ۱۳۸۷
سه شنبه شب به دعوت دوست عزیزم، جناب آقای آرامی شهردار محترم بندرعباس برای برگزاری یک کارگاه در زمینه مناسب سازی محیط برای معلولان به بندرعباس رفتم. دوستان انجمن ضایعات نخاعی بندر عباس هم کمک کرده بودند و پیگیری لازم را انجام داده بودند که این برنامه برگزار شود و دیداری هم با این دوستان داشتم . خوشبختانه سخت پیگیر هستند و انجمنی قوی دارند که امیدوارم با قدرت بیشتر به فعالیت خود ادامه دهند.. صبح چهارشنبه در دو جلسه به طرح مباحثی در مورد موضوع ناتوانی و معلولیت و نیز در زمینه مناسب سازی و شهر بدون مانع پرداختم که امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار گرفته باشد. این مدل از کار به نظرم برای آشنا نمودن و ایجاد انگیزه د رمدیران و کارشناسان جهت انجام امور مناسب سازی در شهرها می تواند بسیار موثر باشد. کاری که سال گذشته آقای مهندس ماندگار در یک دوره - البته کارگاهی سه روزه - برای معاونین شهرداری های مناطق تهران آغاز کردند که متاسفانه تصور می کنم تنها همان یک دوره برگزار شد. اینک دوستان در شهرستانها هم سخت پیگیر هستند. در همین زمینه انجمن حمایت از حقوق معلولان قروه سمینار یک روزه مناسب سازی را در روز ۱۲ آذر برگزار خواهد کرد که امیدوارم بتوانم بر اساس قولی که به دوستان داده ام، در آن شرکت کنم. به هر صورت چهارشنبه توفیق دیدن دوباره خلیج فارس را داشتم و خاطرات سالهای گذشته برایم زنده شد. به دلیل کاری شخصی هم پنج شنبه عازم مازندران و شمال کشور شدم که خب این بار هم توفیق دیدن دریای خزر نصیبم گردید. فرصت دیدن شمال و جنوب کشور در زمانی اندک توفیقی بود که کمتر به این سرعت دست می دهد. خب البته در مسیر یک عکس به نظرم زیبا از دماوند گرفتم - زیبائی دماوند نه عکس من - که تقدیم دوستان می کنم...

پ. ن. دوستان روابط عمومی شهرداری بندرعباس زحمت کشیدند وخبر کارگاه را در سایت خود آورده اند. همچنین علاقمندان می توانند فایل های مربوط به اسلایدهای ارائه شده در کارگاه را از لیک یک، لینک دو و لینک سه دانلود نمایند...
ارسال شده توسط دکتر محمد کمالی در ۱۶م آبان ۱۳۸۷
" اینترنت این را به من آموخته: از اشتراک ایدهها نترس. نترس که دیگران هم ایدههایشان را به آواز بلند بگویند. و مهمتر از همه در نظر نگیر که چهکسی خالق است و چهکسی نیست؛ چراکه همهمان هستیم. " این فرازی مهم از سخنرانی پائولو کوئلیو ست. در این سخنرانی وی حرفهای جالبی از سیر تحولات جامعه بر زبان رانده است که برخی از آنها را شاید قبلا هم شنیده باشیم یا خود گفته باشیم. اما نگاه تحلیلی وی جالب است. اینکه تحولی که بویژه با ظهور وب در بسیاری از کارها صورت گرفته است و تغییرات عمده ای را در زندگی بشر باعث شده است، به صورت مناسبی از طرف ایشان بیان شده است. متن کامل سخنرانی را اینجا می توانید بخوانید.اما فراز بالا مرا به یاد سخن برخی دوستان می اندازد که گاه پرسشی داشتند که شما چرا فایل های اسلایدهای سخنرانی یا متن مقالات را روی وب یگذارید. تصور میکنم خواندن سخنرانی ایشان می تواند به روشن کردن این ایده کمک کند. همین تصور که دیگر فاصله ای بین خلق کننده اثر و استفاده کننده از آن نیست. امروز این هر دو در یک تعامل مشترک به خلق اثر مشغولند...این ایده برای من هم ا زقبل وجود داشت اما نه به این وضوح.. انشاالله بزودی یک تغییر دیگر در این حیطه را در سایت شخصی به انجام می رسانم...
ب. ن. راستی یادم رفت این راهم بنویسم. یک اسلایدی دارم که برخی دانشجویان در کلاس ها آن را دیده اند. یک ضرب المثل یا جمله ارزنده ایست که به این بحث بسیار مرتبط است و آن اینکه " اگر شما یک سکه و من هم یک سکه داشته باشیم و آن را با هم مبادله کنیم باز هم هر دو یک سکه خواهیم داشت. اما اگر هرکدام یک ایده داشته باشیم و آنها را مبادله کنیم این بار هر کدام دو ایده خوب خواهیم داشت "
دیدگاههای تازه