شاهنامه توانستن….
يادداشت ها ۲۶م دی ۱۳۸۸جناب آقای میرنصیری را سالهاست که می شناسم. در دوره اولی که در بهزیستی بودم با ایشان آشنا شدم. هنرمندی سخت کوش و باانگیزه که بعد از گذشت سالها هنوز هم بر عهدی که گویا با عزیزان دارای ناتوانی بسته است، پایدار مانده است. از همان سالها به کار هنری معلولان توجه نشان دادند و چند سال پیش بود که توانستند نمایش جالب " واما انسان " را با همراهی گروهی ا زدوستان ساکن د رآسایشگاه کهریزک بر روی سن تاتر شهر اجرا نمایند و امروز هم یکی از کارهای درخور توجه خود را با گروه هنرمندان آسایشگاه کهریزک در فرهنگساری ارسباران بر روی صحنه بردند. هر چند توفیق حضور در این برنامه را نداشتم اما عکسهایی که ازاین نمایش در مجله مهرنو منتظر شده است، گویای بخشی از هنرمندی او و گروهش است. امیدوارم این هنرمند عزیز و دوستانشان بتوانند این نمایش را در سالنهای دیگر و به مدتی طولانی تر اجرا نمایند تا گروههای بیشتری از مردم بتوانند از آن بهره برند و با توانمندی دوستان عزیزم آشنائی وسیعتر پیدا کنند...

۲۸م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ
چه اتفاقات جالبی می افته!!!!!!! اونم بی سر و صدا… این قسمت دنیای معلولیت که ما با هاش سر وکار داریم خیلی یک نواخته
جای بسی خوش حالی ست
[Reply]
۹م بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۰۳ ق.ظ
salam
har koja hastin shado salamat bashid
baram jaleb bood ke jaei kasi sedaye malolin ro mishnave
va tavanmandi hashono bavar dare
……………
nemidonam mano yadeton hast?
sokoot hastam az torbate jam
[Reply]
۲۵م بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۴ ق.ظ
با سلام.
بنده از وبلاگ شما بازدید کردم . مطالب بسیار پر محتوا و عالیه . . .
[Reply]