یاد …
يادداشت ها ۹م خرداد ۱۳۸۹ایمیلی دریافت کردم در مورد یادداشتی که برای مونا مویدی پور نوشته بودم...در درخواستی که دادم مشخص شد که خواهر ایشان هستند که در مورد یادداشتی که به مناسبت از دست دادن ایشان در سال ۸۶نوشته ام اظهار نظر کرده بودند... پاسخی برایشان نوشتم که د رادامه می آورم...قصدم از بیان آن در اینجا ذکر غفلتی است که مرتکب میشویم و فراموشی که گریبانمان را می گیرد و یادمان م یرود درست سه سال قبل یکی از دانشجویان عزیز و ارزشمندمان را از دست دادیم... اما متنی که برای ایشان نوشتم " از آشنائیتون خوشوقتم...تسلیت مجدد من رو بپذیرید... برای شما و خانواده گرامیتان صبوری و اجر از خداوند طلب می کنم...برای مونای عزیز طلب غفران دارم که مطمئنم آمرزیده است و اکنون در چوار رحمت الهی متنعم است...روزها چقدر زود می گذرند و گذر ایام فراموشی را بر دلها می نشاند و دریغ از فراموشی یاد دوستان...آنقدر گرفتار روزمره گی ها هستیم که برخی وقایع مهم را به فراموشی می سپاریم...شاید اینگونه است که سالگرد مونا را هم فراموش کرده بودم...ممنونم که یاد او را زنده کردید ...بار دیگر آن یادداشت را خواندم و بی اختیار اشک امانم نداد...خداوند به شما و خانواده محترم صبر عطا کند...سلام من را به خانواده برسانید..." یادش گرامی باد....
۲۲م خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ
با سلام و آرزوی سلامتی برای شما استاد گرامی
کمیل علی بخشی هستم دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک - دانشگاه تربیت مدرس
از آنجا که موضوع پروژه ی من طراحی و ساخت ربات توانبخشی دست هست ، مدتیست که در مورد این موضوع در پایگاه های اطلاعاتی جستجو میکنم و به برخی از مراکز توانبخشی برای جمع آوری اطلاعات سر می زنم.
تمام تلاشم بر اینه که بتونم رباتی کاربردی و مفید بسازم لذا ممنون میشم شما هم اگر امکانش هست اطلاعاتی در خصوص توانبخشی دست و کاربرد رباتیک در این حوضه در اختیارم قرار بدید.
سعی کردم به ایمیلتون پیام بفریتم ولی متاسفانه توی وبلاگ آدرسی پیدا نکردم.
komeil_alibakhshi@yahoo.com
با تشکر
[Reply]