دکتر فاطمه میرفتاح ….
يادداشت ها ۲۵م خرداد ۱۳۸۹نزدیک غروب است، خانم قمیشی از همکاران و دوستان انجمن ضایعات نخاعی زنگ می زند... بغضی در گلو دارند، نگران می شوم، می گوید خانم دکتر گویا حالشان بد است اما گریه امانشان نمی دهد ...حقیقت تلخی را مامور شده اند که بگویند...خانم دکتر از میانمان پرکشیده اند... بعد از زمانی که در بیمارستان بوده اند گویا به خانه باز می گردند اما اجل گویا دور نمی شود باز هم بیمارستان و در نهایت پرواز به سوی او...ایمیل هایم را نگاه میکنم.... ایمیلی از خانم آرزو قنبری رسیده است که با یادداشتی شیوا این غم را بیان کرده است... یکی دیگر از یاران و همراهان عزیزمان تنهایمان می گذارد... سالهای دوری است که افتخار آشنائیش را داشته ام... انسانی والا، بزرگوار و ارزشمند که معلولیت نه تنها از او نکاست بلکه او را به اوج برد... بسیاری از جانبازان و دوستان دارای ضایعه نخاعی او را می شناسند و برگشت خود به زندگی را مدیون او هستند.... ورزش معلولان در ایران اگر به چند نفر بدهکار باشد یکی از آنان دکتر میرفتاح است... پایه گذار انجمن ضایعات نخاعی، دوست توانبخشی در ایران و معلمی همیشگی برای همه ما بود... هیچگاه ناامیدی را در چهره اش ندیدم. علیرغم سختی های زیادی که می کشید اما استوا رتر از قبل براهش ادامه می داد. دست از نوشتن نمی کشید، ترجمه و تالیف کتاب در حیطه ورزش معلولان و موضوعات اجتماعی معلولان را در دستور کارش قرار داده بود... اعتلای وضعیت معلولان در ایران دغدغه همیشگی او بود و لحظه ای از آن غافل نمی شد. حتی زمانی که بیماری و نیاز به دیالیز او را به دیار غربت کشید، ارتباط دایمی با دوستان همراهش در ایران داشت. مسایل را پیگیری می نمود و از همانجا هم سعی در بهبود شرایط بچه ها در ایران داشت... بی شک همه ما یک یاور بزرگ و یکی از دوستان معلول خود را از دست داده ایم... کسی که امید داشتیم یکبار دیگر در میهن همراهمان باشد و در دفاع از آرمانهای معلولان در کنارمان... اما دریغ که بهترین ها زود از میانمان پر میکشند و بار سنگین امانت را برایمان باقی میگذارند.... همه این نکته را بدانیم که ممکن است میرفتاح را در کنارمان نداشته باشیم، اما راه او به روشنی در برابرمان قرار دارد. بر پیمانمان با او استوار باشیم و راهش را بی رهرو نگذاریم...
۲۵م خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۰۱ ب.ظ
به نام خدا
سلام آقای دکتر کمالی
درگذشت خانم دکتر میرفتاح را تسلیت می گویم.
امیدوارم با پیگیری بزرگانی چون شما کمیته پیگیری قانون جامع ب اتشکیل یک جلسه فوق العاده و تصمیم گیری بدون فوت وقت مراسمی درخور و شایسته این بانوی بزرگوار برگزار نمایند.
مطالبی درباره خانم میرفتاح در سایت شمعدانی قرار داده ام
[Reply]
۲۶م خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۵۱ ب.ظ
با سلام.جناب آقای دکتر کمالی تسلیت می گویم.
[Reply]
۲۷م خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۵۷ ب.ظ
با اینکه نمی شناختمشون ،بسیار متاسف ومتاثر شدم.انشا الله مورد رحمت ومغفرت خدا قرار بگیرند.
[Reply]
۳۱م خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۰۹ ب.ظ
سلام آقای دکتر.
گفتگو در مورد خانم دکتر روی وب سایت فدراسیون جانبازانه.به همه روزنامه ها هم ارسال کردم ولی
برای من کار سختی بود، که سؤال بپرسم از آدمها در مورد زنی که محبتش رو درک کرده بودم. خب گاهی لازمه پرسیدن سؤالاتی که جوابشونو می دونیم.
این روزا خیلی از خودم خجالت می کشم، خیلی دیر یادم افتادکه بنویسم در مورد ایشون. خوش به حال خانم حسینی که در زنده بودن دکتر نوشت…
[Reply]
۳۱م خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۲۷ ب.ظ
سلام آرزوی عزیز …
همه ما به نوعی تو این مطلبی که نوشتی سهیم هستم و این غم برامون می مونه…اما این هم شیوه روزگار شده تو ایران..برای هم کم می نویسیم … یه جورایی گویا خساست بخرج میدیم… گاهی فکر می کنیم تملقه و گاهی گرفتار نفسیم… اما همه اینها تجربه های یادگیری است برای آینده که دیگه اینطور غصه نخوریم…
[Reply]
۲م تیر ۱۳۸۹ در ساعت ۳:۰۹ ب.ظ
با سلام…و اما بعد:
۱- آقای دکتر کمالی من دکتر نوروزی همسر خانم ب. هستم. خیلی خوشوقت شدم که با شما آشنا شدم. آن روز پس از پایان کلاس ایشان برای خداحافظی خدمت حضرتعالی رسیدم که تشریف نداشتید. تعریف شما را زیاد شنیده بودم و خوشحال شدم که از نزدیک با حضرتعالی آشنا شدم. امیدوارم که همیشه شاد و سلامت و در پناه سایه حضرت حق پاینده بمانید.
[Reply]
۳م تیر ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۲۸ ب.ظ
سلام اقای دکتر
درگذشت این انسان بزرگ را خدمت شما و همه کسانی که ایشان را میشناسند تسلیت گفته و برایشان طلب امرزش و مغفرت دارم
[Reply]
۲۷م تیر ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۵۴ ب.ظ
سلام آقای دکتر. من در جستجوی گوگل برای مرکز آرپی به وبلاگ شما رسیدم. پدرم مشکل شدید شبکیه دارند و تقریبا دیدشون رو از دست دادند. شنیدم که این مرکز برای حمایت از این بیماران هست. اما نتونستم شماره و یا آدرسی ازشون پیدا کنم. اگر بتونید من رو راهنمایی کنید واقعا ممنون می شم.
[Reply]